خانه > نوشته های محمدرضا ارین پور, جامعه, روستاها, سربیشه, طبیعت, عکس > سفر به روستای تاریخی و شگفت انگیز چنشت / سرزمین رنگها، سرزمینی که زنان حکومت می کنند!

سفر به روستای تاریخی و شگفت انگیز چنشت / سرزمین رنگها، سرزمینی که زنان حکومت می کنند!


سفر به روستای تاریخی و شگفت انگیز چنشت / سرزمین رنگها، سرزمینی که زنان حکومت می کنند!

روستای چِنِشت، (Chenesht) یکی از روستاهای بخش نهارجان شهرستان سربیشه در استان خراسان جنوبی است.

 

نمای کلی روستای چنشت

نمای کلی روستای چنشت

 

جمعیت این روستا بنا به سرشماری مرکز آمار ایران 1009 نفر بوده که از این تعداد، 620 نفر باسواد می باشند.

این روستا به علت جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری در استان خراسان جنوبی شناخته می شود.

چنشت در میان رشته کوه باقران قرار گرفته و فاصله آن تا بیرجند، مرکز استان خراسان جنوبی، 60 کیلومتر است.

در مورد وجه تسمیه این روستا، چنین می گویند : (در این باره، پی نوشت را نیز مطالعه نمایید)

  • – به علت وجود 4 رودخانه فصلی در این روستا، نام آن «چند شط» بوده که به مرور زمان تبدیل به چنشت شده است.
  • – چنشت را هم وزن «بهشت» می دانند، که پیش از این به علت زیبایی طبیعی و وجود 4 رودخانه فصلی و نیز سرسبزی آن، گروهی از دامداران در سالیان دور، این منطقه را جهت سکونت خود برگزیدند و به مرور زمان، نام کنونی را به خود گرفته است. 

    دخترانی از چنشت

    دخترانی از چنشت

همانطور که اشاره شده این روستا دارای ویژگیهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی قابل توجه ایست که به اختصار به آن اشاره می شود:

ویژگیهای طبیعی:

روستای چنشت به علت قرار گرفتن در میان 4 رودخانه و نیز کوهستانی بودن آن، دارای باغات و مزارع بسیاریست. آب و هوای آن معتدل کوهستانیست که از زمستانهای سرد و تابستانهای خنک برخوردار است. ارتفاع آن از سطح دریا برابر 2150 متر است.

غارهای تاریخی چنشت:

 

آرامگاه سید�امد علوی

آرامگاه سیدحامد علوی

 

در این روستا و در دامنه کوه، 2 غار به نام غار چنشت و غار چهل چاه قرار گرفته است.

غار چنشت، در شمال روستا قرار گرفته و بر اثر زمین لرزه های  رخ داده در طول تاریخ، پدید آمده است.  غار حدود 60 متر طول دارد و عبور از مناطق مختلف آن به سختی امکان پذیر است.  در این غار بازمانده اجساد، استخوانهای درهم شکسته انسان ، ابزار و پارچه، چرخ نخ ریسی و  ظروف مربوط به هزاره دوم و سوم پیش از میلاد، به چشم می خورد.

 

دختری از اهالی چنشت

دختری از اهالی چنشت

 

همچنین بازمانده اجساد سید حامد علوی و فرزندانش در این غار  یافت شد و به بیرون غار انتقال پیدا کرد.

غار چنشت بنا به اسناد تاریخی در سال 614 هجری قمری توسط سیدمحمد مشعشع کشف شد. وی پس از کشف، نسبت به انتقال اجساد سیدحامد علوی و فرزندانش (که از خاندان وی بودند) به بیرون این غار اقدام نمود و آرامگاهی برای آنها در روستای چنشت بنا نمود.

سید حامد علوی  و فرزندانش از شیعیان دوران خلافت عباسی بودند که به ناگزیر در این غار پنهان شده و سرانجام توسط سربازان حکومت عباسی در داخل غار کشته می شوند.

همچنین در غار چهل چاه که در نزدیکی غار چنشت قرار دارد، اجساد 14 نفر مرد، زن و کودک مشاهده می شود که احتمالا

 

نمایی از باغات چنشت و زنان چنشت

نمایی از باغات چنشت و زنان چنشت

 

در غار پناه آورده اند و بر اثر گل گرفتن ورودی غار و بستن راه فرار آنها در داخل غار کشته شده اند.

آنچه که شخصا از بزرگان خراشاد شنیدم، چون راه ارتباطی آن زمان چنشت از خراشاد بوده، در دهه 40 خورشیدی، گروهی از زمین شناسان و باستان شناسان آمریکایی و ایرانی را مشاهده می کنند که جهت مطالعات بیشتر غارهای چنشت، به این منطقه می آیند.

آداب و رسوم:

1- لباس محلی

لباس مردم اين روستا از نوع خاصی است كه كمتر در نقاط ديكر استان يافت می شود. البته لباس مردان در چند سال اخير به لباس ساير مردم منطقه شبيه شده است. اما بزرگان و پيران از لباس ديگري كه شامل يك پالتوي بلند كه تمام بدن را مي پوشد و شال سر و در برخي مواقع از كلاه معمولي استفاده مي كنند.

 

نمونه ای از لباس م�لی زنان چنشت

نمونه ای از لباس محلی زنان چنشت

 

لباس زنان آنها كه در نوع خود يك جاذبه است ، از رنگهای شاد و متنوع تشکیل شده و شامل سه قسمت چارقد قرمز يا آبي گلدار، كلاه نقره ای و نقره دوزی شده و پیراهن زنانه به رنگهای سبز و قرمز يا آبی است كه امروزه بيشتر در مراسمها از ان استفاده می نمایند.

2- حرفه و پیشه:

با اینکه حرفه اصلی مردم روستا، کشاورزی و دامداریست … با این حال، از قدیم الایام برخی مردان این روستا به حرفه گدایی اشتغال داشتند و گدایی جزیی از حرفه برخی از اهالی این روستاست. بوِیژه در فصل زمستان که فعالیت های کشاورزی امکانپذیر نبوده است.

این حرفه نه تنها از جانب اهالی روستا، منفور نیست بلکه شغلی شریف است و نشاندهنده مردانگی یک مرد به شمار می رود به طوریکه خواستگاری از یک دختر در چنشت، نیازمند گذراندن دوره گدایی در شهرهای بزرگ است ، در غیر اینصورت جواب خانواده عروس به خواستگار منفی خواهد بود!

 

بافت مسکونی و قدیمی چنشت

بافت مسکونی و قدیمی چنشت

 

در فصل پاییز و زمستان، مردان چنشت برای انجام حرفه خود به شهرهای بزرگ می روند و تنها زنان، کهنسالان و کودکان هستند که باقی می مانند در نتیجه عملا اداره روستا در نیمی از سال، بدست زنان می افتد.

یکی از آشنایان بنده که قریب به 25 سال پیش به عنوان مدیر و معلم مدرسه چنشت بود، می گوید، در آن زمان تنها مرد این روستا ، من بودم و روستا، روستای زنان بود!

هنوز هم حرفه گدایی در میان برخی از مردان این روستا باقیست به طوریکه گسترده تر، حرفه ای تر و حتی بین المللی شده و بنا به سخن مدیرکل اجتماعی استانداری خراسان جنوبی،  برخی در خارج از کشور از جمله دبی، نیز به گدایی مشغولند.

لازم به ذکر است که  حرفه گدایی از سر احتیاج نیست بلکه به صورت یک فرهنگ و رسم اجتماعی درآمده که می بایست توسط اهالی رعایت شود.

 

نمایی از باغات چنشت

نمایی از باغات چنشت

 

 


آثار تاریخی:

 

پیرزنی از اهالی چنشت

پیرزنی از اهالی چنشت

 

بافت مسکونی روستا ، آرامگاه یا مزار سیدحامد علوی و فرزندانش، غار چنشت و چهل چاه از جمله آثار تاریخی این روستا هستند.


 

این روستا به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری استان خراسان جنوبی شناخته شده است در نتیجه به مانند ماخونیک، گردشگرانی از سایر نقاط ایران به این روستا می آیند.

پی نوشت 1 :

در رابطه با نام «چنشت»؛ دکتر واعظی راد، ایمیلی فرستادند و نظرشان را در مورد نام این روستا بیان کردند…. که احتمال درست بودن نظرشان هست و بنده نیز موافق هستم:

سلام استفاده کردیم مبسوط. لکن عرض بنده این است که فرمایش شما در مورد وجه تسمیه چنشت نمیتواند چندان صحیح باشد چون کلمه شط بر لسان مردم ما جاری نبوده ونیست و در چنین مواقعی مرسوم ایران و نیز خراسان بوده که از کلمه رود استفاده میکرده اند مثل ماهیرود و بمروددر همین منطقه خودمان. من احتمال میدهم که این نام دارای منشائ زردشتی یا حداقل مربوط به دوره اشکانیان باشد بر سیاق الباقی نام ها در این منطقه مثل خوسف، خراشاد، استانست(که شاید استادذیس اوستا باشد) چاچ که در شاهنامه نیز امده است: بمالید چاچی کمان را به دست.. خروش از خم چرخ چاچی .. (البته این چاچ نیست منظورم این نام است)و مثلا پسوک که نام فرشته ای است دردین زردشت به عنوان نگهدارنده دام و دستگرد و بشکز ونیز گیو و اصقول که در همسایگی چنشت هستند ونامهای شناخته شده ایران قدیمند.

و یا چهکند و دریباغ و اسپورگ و رزگ و ماژان و .. میبینید که همه اسامی اصیل ایرانی هستند لذا دلیلی ندارد که این ده که قطعا قدمتی دیرینه دارد نامی ماخوذ از عربی داشته باشد. ما مشابه این کلمه رادر زبانهای کهن ایرانی زیاد داریم که باید زبانشناسان بیشتر به ان بپردازند من هم صرفا فضولی کردم موفق باشید…

لازم به ذکر است که وجه تسمیه فوق ذکرشده در متن مقاله، برگرفته از سایت میراث فرهنگی خراسان جنوبی بود، که این امکان وجود دارد که در راستای عربیزاسیون! ، چنین وجه تسمیه را تشخیص داده باشند ! ….

راهنما:

خوسف = Khusf    خراشاد = Khorashad   استانست=Stanest    چاچ=Chach    پسوک=Pasouk     دستگرد=Dastgerd    بشگز=Beshgaz   گیو=Giv  اصقول=Sghoul   چهکند=Chahkand    دریباغ=Doribagh     اسپورگ=Spourg   رزگ=Rezg   ماژان=Majan

پی نوشت 2:

جناب آقای سجادی نظری داده اند که لازم بود در متن بیاید .. البته قبل از آن، این توضیح لازم است که قصد ما به هیچ وجه توهین نبوده و همانطور که اشاره شده است در متن این حرفه منفور نیست … تنها قصد معرفی این روستای تاریخی و شگفت انگیز را داشته ایم تا به گردشگر بیشتری را به این روستا بکشانیم … (کاش ایشان سایر مطلب متن را نیز به حساب می آوردید که به معرفی جاذبه های تاریخی، باستانی و فرهنگی چنشت پرداخته ایم) ولی دیکته مان، غلط داشت ! …. ضمن اینکه نوشتن  بخش عمده متن در باب حرفه برخی مردان این روستا تنها  بر مبنای سخنان جناب قاسمی نداف (یا قاسم زاده نداف)، مدیرکل امور اجتماعی استانداری خراسان جنوبی بوده است که لینک آن در منبع این متن آمده است (ماجراهای گداهای بین المللی خراسان جنوبی )  … وگرنه ما نه قصدش را داشتیم و نه جرات توهین نداریم به اهالی شریف چنشت …  به هر حال اینجانب به شخصه از همه کسانی که تصور نموده اند توهینی نموده ام و این مطلب باعث آزرده خاطر شدن آنها شده است … عذر می خواهم و شخصا نسبت به اصلاح بخشهایی از متن اقدام نمودم …

چون کسی از اهالی آنجا نظری نداده بود، مبنا را براساس درست بودن ادعای آن مسئول قرار دادیم … که بنا به نظر جناب سجادی اشتباه است.  ضمنا بنده در مورد بخش و سایر مسایل شخصا بی اطلاع هستم … و نمی دانم دقیقا موضوع چیست، چون کیلومترها از ایران دور هستم …

نظر ایشان:

باسلام وخسته نباشید جای بسی تاسف است از مردم تحصیل کرده وبا فرهنگ خراشاد در روز گار حاضر که همه در یک دهکده ی اینتر نتی زندگی مینمائیم وتمام مردم دنیا قادر به خواندن وبلاگهای یکدیگر می باشند وهر کسی می توانددیگری را تخریب نماید. و با توجه به اینکه می دانیم حتما در این دنیای کوچک دیر یا زود بهم سر وکار پیدا می نمائیم خصوصامردم خراشاد وچنشت از قدیم با یکدیگر ارتباط نزدیکی داشته اند وهمدیگر رابه خوبی می شناسند واز اینکه نوشته اید در این روستا همه گدا هستند وطبق اظهارات دوستنتان که آنجا معلم بوده اند تنها مرد روستا در زمستان ایشان بوده اند یا برای گرمی وبلاگتان این مطلب را نوشته اید یا با تمام شناختی که دارید ناآگاه وبی اطلاع هستید والا دو نفر از آن محل در اینجا معلم بوده اند که  هردوی آنها مارا بخوبی می شناسند واگر زیاده گویی نباشد 80% اهالی خراشاد مارا می شناسند ومیدانند که اگر از گرسنگی بمیریم در توان ما نیست حتی بطور قرض الحسنه از کسی یک لقمه نان بگیریم وخیلی ها تا کنون در خانه ما نان خورده اند که ما راه منزل شان را بلد نیستیم حتی از همان دوستان خراشاد شما و چنانچه در محلی چند نفر مشکل داشته باشند نمی شود همه را با یک چوب زد مثلا در جلوی بیمارستان امام رضا تعدادی تکدی گری مینمایند آیا همه ی مردم بیرجند گدا هستند ویا در کنار دیوار قلعه عده ای می نشینند ومردم به آنها کمک می نمایند آیا همه را باید به حساب بیرجند نهاد. از طرفی اعلا م نموده اید که به خارج از کشوزر برای گدایی می روند در صورتیکه جز عده ای که برای زیارت مکه وکربلا وسوریه آن هم از طریق کاروان به زیارت مشرف گردیده اند چنانچه شما یک نفر را پیدا بفرمایید که در کشور دیگری مشاهده شده است بنده حاضرم یک زیارت بیت الله الحرام را برای شما نذرنمایم ودر همان روستا که شما اینطور برایش می نویسید از نظر اطلاع بیان می کنم تنها در خانواده ما بنده خودم کارشناس ریاضی هستم دختر بزرگم استاد ریاضی در دانشگاه برمن آلمان می باشد ودختر کوچکترم مهندس مکانیک از دانشگاه بیرجند است وپسر بزرگم مهندس الکترونیک از دانشگاه مشهد وپسر دوم من دانشجوی کارشناسی ریاضی دانشگاه مشهد است.دو نفر دیگر در خانواده ما لیسانس حقوق وکامپیوتر می باشندضمن این که تعدادی دیپلم داریم که امری طبیعی است. و بی انصافی می نمائید هر مطلبی را که درپای منقل می شنویید در وبلاگتان می نویسید.و جناب آقای توفیقی نیا با پوزش اعلام فرمودند بنده آنچه را می نویسم فقط بخاطر شناخت فرهنگ مردم بیرجند است ومطالب چنشت را از روی وبلاگ خراشاد برداشت نموده ام وخودم اطلاعی در این مورد ندارم.وشما که قصد دارید روستای تان را که از چنشت جمعیتش کمتر است به بخش تبدیل بفر مایید بدانید وآگاه باشید چند روز قبل یکی از دست اندر کاران به بنده تلفن زدند ومی خواستند مردم چنشت را متقاعد نمایم موافقت خود را با پیوستن به بخش خراشاد اعلام بفرمایند که اولین حرف آنها همین مطالب قید شده در وبلاگ خراشاد بود. ومی گفتنداز یک طرف روستای مارا تخریب می نمایند واز طرف دیگر از ما کمک می خواهند. لذا امید است با شناخت وتحقیق بیشتر مطالب تان را یاد داشت بفر مایید. و بخاطر رعایت انصاف متن فوق را در وبلاگتان قید نموده تا من بعد مشکلی پیش نیاید.وتعدادی از اهالی که در گذشته بخاطر مشکلات زندگی مجبور به ترک محل بوده اند اکثر آنها فوت نموده اند واگر چند نفری باقی مانده است مطمعنا تاچند سال دیگر که انشا الله خراشادبه بخش تبدیل شود ودولت خدمتگذار امکانات لازم را در اختیار آنها بگذارد وبیسوادی در آنجا هم مانند خراشاد ریشه کن گردد وچند نفری در ارگانها صاحب پست وموقعیتی گردند خود بخود این مسئله حل خواهد شد .از این که مصدع اوقات شریفتان گردیدم پوزش می طلبم خدا نگهدار.

 

منابع:

اطلاعات خودم!

پایگاه اطلاع رسانی سازمان میراث فرهنگی خراسان جنوبی – غار چنشت

کتاب بیرجند نگین کویر – غار چنشت و چهل چاه

تصاویر آقای محمدرضا آرین پور

ماجراهای گداهای بین المللی خراسان جنوبی

در همین رابطه: سفر به روستای شگفت انگیز ماخونیک / سرزمین لی لی پوت های ایران


تمام حقوق نوشته ها و تصاویر این تارنما، تحت لیسانس Creative Commons و متعلق به خراشاد میباشد لذا استفاده از تصاویر و نوشته های آن در نشریات, روزنامه ها، سایت ها و وبلاگها, پس از اطلاع نویسنده و یا مدیریت تارنما، تنها با ذکر منبع به همراه درج لینک خراشاد, بلامانع است.

Creative Commons License
Texts, Images, Audio and Video by KhorAshaD is licensed under a Creative Commons Attribution-Noncommercial-No Derivative Works 3.0 Unported License


Advertisements
  1. 26 ژوئیه 2008 در 7:16 ب.ظ.

    خیلی ممنون از این که وبلاگ بنده رو ترکوندین!

  2. 26 ژوئیه 2008 در 7:19 ب.ظ.

    این قسمت گداهاش خیلی باحال بود! به عبارتی جالب انگیزناک بود!
    لینکش رو هم مورد بررسی قرار دادیم! خوشمان آمد!

  3. 26 ژوئیه 2008 در 7:20 ب.ظ.

    خیلی ممنون!

  4. 26 ژوئیه 2008 در 7:21 ب.ظ.

    خیلی ممنون قبلی بابت تولد بود!

  5. 26 ژوئیه 2008 در 7:26 ب.ظ.

    من هر کار هم بکنم نمی تونم وبلاگ شما رو بترکونم! D:

    خراشاد:

    کار هر کس نیست خرمن کوفتن …. گاو نر می خواهد و مرد کهن !!

  6. 26 ژوئیه 2008 در 9:06 ب.ظ.

    آخه من که چیزی ننوشته بودم! چرا این پست تبدیل به یک پست جنجالی شد نمی دونم!

  7. 27 ژوئیه 2008 در 12:56 ب.ظ.

    salam
    matlab jalebi bood khoondamesh estefade bordam omidvaram movafagh bashin

  8. 27 ژوئیه 2008 در 7:38 ب.ظ.

    اون نظرم در اولین دقایق تولدم بود! ولی امروز از صبح دوستان موبایل بنده رو ترکوندن و خیلی ذوق زده شدم!!! خیلی احساس خوبیه وقتی این همه آدم به یادتن! حتی اون هایی که شاید ماه هاست ندیدیشون!

  9. 27 ژوئیه 2008 در 8:07 ب.ظ.

    سلام. وبلاگ موج بی آرام توسط مدعیان دروغین مهرورزی و عدالت ، بدون هر گونه محاکمه و اخطار و استنادی به قانون ، فیلتر شد. در وبلاگ جدید ، موج بی آرام 1 ، در خدمت هستم.

  10. zahra
    29 ژوئیه 2008 در 8:57 ب.ظ.

    سلام خسته نباشید اگه میشه عکس بیشتری از خراشاد و مردم خراشاد بذارین .

    خراشاد:

    با عرض پوزش به علت تاخیر ناخواسته … چشم … انشالله دوستان کمک کنند و تصاویری بفرستند ، حتما خواهیم گذاشت .. شما هم می توانید برایمان تصاویری که خودتان گرفته اید، بفرستید ….

  11. سعید
    6 اوت 2008 در 8:18 ب.ظ.

    سلام
    بسیار جالب بود
    ممنون

    خراشاد:

    با عرض پوزش به علت تاخیر ناخواسته و تشکر از پیامتان … قابلی نداشت ! …

  12. 8 اوت 2008 در 8:23 ب.ظ.

    سلام. دومین وبلاگ من هم توسط دولت مهرورزی فیلتر شد! در نشانی aghaebrahimi-2.persianblog.ir و با وبلاگ سوم (موج بی آرام 2) در خدمت دوستان هستم.

    خراشاد:

    سلام جناب دکتر …. عجب … پس برای بار دوم هم دسترسی به وبلاگ محدود شد … البته انتظار می رفت …. چشم اصلاح می نماییم …

  13. 9 اوت 2008 در 5:30 ب.ظ.

    شما چرا آپ نمی شی برادر؟

    خراشاد:

    سلام ریحانه خانم ….. متاسفانه خونه رو که جابه جا کردم ، اینترنتم هم قطع شده … هنوز هم وصل نشده … واسه همین نتونستم به سایت برسم … انشالله اینترنت وصل بشه .. در خدمت هستیم …

  14. 22 اوت 2008 در 2:24 ب.ظ.

    خیلی خوبه خوشحال میشم به ما هم سری بزنید و در قسمت بیوند های سایتتان از وبلاگ ما هم اسمی ببرید

  15. 27 اوت 2008 در 4:10 ب.ظ.

    Very Good

  16. محمدرضا آرین پور
    29 اکتبر 2008 در 8:48 ق.ظ.

    با سلام روزنامه خراسان جنوبی در مورخه 7آبان ماه 87در ص 4 در مبحث شهرستان سربیشه از عکس نمای کلی روستای چنشت(نمونه عکس اول منتشر شده در مطالب روستای چنشت وعکس های سایت خراشاد) اینجانب (آرین پور)استفاده کرده است ولی نام عکاس را در کنار عکس درج نکرده است
    با تشکر آرین پور

    خراشاد:

    عجب ! .. ممنون می شویم که اسکنی از روزنامه و مطلب فوق تهیه نمایید و برایمان بفرستید … انشالله در مطلب جداگانه ای به نقض کپی رایت هایی که از این تارنما انجام شده ( باوجود درج اینکه چاپ و نشر تصاویر و نوشته ها نیازمند درج نام و لینک و .. است) مشروحا خواهیم پرداخت ..
    امیدوارم اصلاح نمایند …
    هرچند از روزنامه خراسان تعجب می کنم که در نوشته خراشاد، روستای نخبه پرور… منبع برداشت مطلب را درج نموده بود و رعایت کرده بود کپی رایت را ! …

  17. محدرضا آرین پور
    31 اکتبر 2008 در 4:39 ب.ظ.

    با سلام
    1- عکس اسکن روزنامه خراسان ارسال شد
    2-عکس چشمه پریان ونوشتهای آن ارسال شد
    3- عکس جدید مزار بی بی زینب خاتون ارسال شد
    با تشکر آرین پور
    بزدوی عکس های نمایشگاه میراث فرهنگی با فرش کره جغرافیایی خانم خراشادی ونمایشگاه حج ارسال خواهد شد…..

  18. محمدرضا ارین پور
    2 نوامبر 2008 در 11:05 ق.ظ.

    عکسهای فوق ارسال شد

  19. موسوي
    17 نوامبر 2008 در 5:27 ق.ظ.

    مطالب شما در مورد روستاي چنشت بسيار جالب بود با توجه به زيبايي اين روستا بهتر است چند عكس از قسمت مزار از روستا بگيريد و اداب ورسوم مردم را در مورد خواستگاري وعروسي چنشت در اين وبلاگ ثبت نماييد ممنونم

    خراشاد:

    درود بر جناب موسوی ..
    در مورد تصاویر، جناب آرین پور زحمتش را کشیده اند .. در نتیجه ایشان اطلاع بیشتری دارند تا من نوعی … مطمئنا اگر تصاویری به دستمان برسد، قرار خواهیم داد ..

    موفق باشید

  20. محمدرضا ارین پور
    17 نوامبر 2008 در 10:01 ق.ظ.

    با سلام
    بازهم بدون اجازه عکس نمای روستای چنشت (نمای کلی روستا) در روزنامه ایران -در ضمیمه خراسان جنوبی ص 2 مورخه 27آبان 87درج شد البته تلفنی با سردبیر صحبت کردم وایشان معذرت خواهی کردند واز ما قول همکاری گرفتند لذا موضوع فقط جهت اطلاع شما نوشته شد

    خراشاد:

    درود بر شما …
    عجب ! … واقعا مانده ایم که چه کنیم ! ؟! .. تنها راهش فرهنگ سازیست .. امیدورایم کارهایی که ما انجام می دهیم در این تارنما، این فرهنگ را ایجاد کند … احترام به کپی رایت ( حق نشر) ….

  21. 21 ژانویه 2009 در 10:19 ب.ظ.

    باسلام وخسته نباشید جای بسی تاسف است از مردم تحصیل کرده وبا فرهنگ خراشاد در روز گار حاضر که همه در یک دهکده ی اینتر نتی زندگی مینمائیم وتمام مردم دنیا قادر به خواندن وبلاگهای یکدیگر می باشند وهر کسی می توانددیگری را تخریب نماید. و با توجه به اینکه می دانیم حتما در این دنیای کوچک دیر یا زود بهم سر وکار پیدا می نمائیم خصوصامردم خراشاد وچنشت از قدیم با یکدیگر ارتباط نزدیکی داشته اند وهمدیگر رابه خوبی می شناسند واز اینکه نوشته اید در این روستا همه گدا هستند وطبق اظهارات دوستنتان که آنجا معلم بوده اند تنها مرد روستا در زمستان ایشان بوده اند یا برای گرمی وبلاگتان این مطلب را نوشته اید یا با تمام شناختی که دارید ناآگاه وبی اطلاع هستید والا دو نفر از آن محل در اینجا معلم بوده اند که هردوی آنها مارا بخوبی می شناسند واگر زیاده گویی نباشد 80% اهالی خراشاد مارا می شناسند ومیدانند که اگر از گرسنگی بمیریم در توان ما نیست حتی بطور قرض الحسنه از کسی یک لقمه نان بگیریم وخیلی ها تا کنون در خانه ما نان خورده اند که ما راه منزل شان را بلد نیستیم حتی از همان دوستان خراشاد شما و چنانچه در محلی چند نفر مشکل داشته باشند نمی شود همه را با یک چوب زد مثلا در جلوی بیمارستان امام رضا تعدادی تکدی گری مینمایند آیا همه ی مردم بیرجند گدا هستند ویا در کنار دیوار قلعه عده ای می نشینند ومردم به آنها کمک می نمایند آیا همه را باید به حساب بیرجند نهاد. از طرفی اعلا م نموده اید که به خارج از کشوزر برای گدایی می روند در صورتیکه جز عده ای که برای زیارت مکه وکربلا وسوریه آن هم از طریق کاروان به زیارت مشرف گردیده اند چنانچه شما یک نفر را پیدا بفرمایید که در کشور دیگری مشاهده شده است بنده حاضرم یک زیارت بیت الله الحرام را برای شما نذرنمایم ودر همان روستا که شما اینطور برایش می نویسید از نظر اطلاع بیان می کنم تنها در خانواده ما بنده خودم کارشناس ریاضی هستم دختر بزرگم استاد ریاضی در دانشگاه برمن آلمان می باشد ودختر کوچکترم مهندس مکانیک از دانشگاه بیرجند است وپسر بزرگم مهندس الکترونیک از دانشگاه مشهد وپسر دوم من دانشجوی کارشناسی ریاضی دانشگاه مشهد است.دو نفر دیگر در خانواده ما لیسانس حقوق وکامپیوتر می باشندضمن این که تعدادی دیپلم داریم که امری طبیعی است. و بی انصافی می نمائید هر مطلبی را که درپای منقل می شنویید در وبلاگتان می نویسید.و جناب آقای توفیقی نیا با پوزش اعلام فرمودند بنده آنچه را می نویسم فقط بخاطر شناخت فرهنگ مردم بیرجند است ومطالب چنشت را از روی وبلاگ خراشاد برداشت نموده ام وخودم اطلاعی در این مورد ندارم.وشما که قصد دارید روستای تان را که از چنشت جمعیتش کمتر است به بخش تبدیل بفر مایید بدانید وآگاه باشید چند روز قبل یکی از دست اندر کاران به بنده تلفن زدند ومی خواستند مردم چنشت را متقاعد نمایم موافقت خود را با پیوستن به بخش خراشاد اعلام بفرمایند که اولین حرف آنها همین مطالب قید شده در وبلاگ خراشاد بود. ومی گفتنداز یک طرف روستای مارا تخریب می نمایند واز طرف دیگر از ما کمک می خواهند. لذا امید است با شناخت وتحقیق بیشتر مطالب تان را یاد داشت بفر مایید. و بخاطر رعایت انصاف متن فوق را در وبلاگتان قید نموده تا من بعد مشکلی پیش نیاید.وتعدادی از اهالی که در گذشته بخاطر مشکلات زندگی مجبور به ترک محل بوده اند اکثر آنها فوت نموده اند واگر چند نفری باقی مانده است مطمعنا تاچند سال دیگر که انشا الله خراشادبه بخش تبدیل شود ودولت خدمتگذار امکانات لازم را در اختیار آنها بگذارد وبیسوادی در آنجا هم مانند خراشاد ریشه کن گردد وچند نفری در ارگانها صاحب پست وموقعیتی گردند خود بخود این مسئله حل خواهد شد .از این که مصدع اوقات شریفتان گردیدم پوزش می طلبم خدا نگهدار.

    خراشاد:

    با درود .. ممنون از اینکه تذکر دادید و ما را از اشتباه درآوردید … البته این توضیح لازم است که قصد ما به هیچ وجه توهین نبوده و همانطور که اشاره شده است در متن آن مطلب ، این حرفه منفور نیست … تنها قصد معرفی این روستای تاریخی و شگفت انگیز را داشته ایم تا به گردشگر بیشتری را به این روستا بکشانیم … (کاش شما سایر مطلب متن را نیز به حساب می آوردید که به معرفی جاذبه های تاریخی، باستانی و فرهنگی چنشت پرداخته ایم) ولی دیکته مان، غلط داشت ! …. ضمن اینکه نوشتن بخش عمده متن در باب حرفه برخی مردان این روستا تنها بر مبنای سخنان جناب قاسمی نداف (یا قاسم زاده نداف)، مدیرکل امور اجتماعی استانداری خراسان جنوبی بوده است که لینک آن در منبع این متن آمده است … وگرنه ما نه قصدش را داشتیم و نه جرات توهین نداریم به اهالی شریف چنشت … به هر حال اینجانب به شخصه از همه کسانی که تصور نموده اند توهینی نموده ام و این مطلب باعث آزرده خاطر شدن آنها شده است … عذر می خواهم و شخصا نسبت به اصلاح بخشهایی از متن اقدام نمودم …

    چون کسی از اهالی آنجا نظری نداده بود، مبنا را براساس درست بودن ادعای آن مسئول قرار دادیم … که بنا به نظر شما اشتباه است.

    ضمنا بنده در مورد بخش و سایر مسایل شخصا بی اطلاع هستم … و نمی دانم دقیقا موضوع چیست، چون کیلومترها از ایران دور هستم …

  22. 22 ژانویه 2009 در 9:27 ب.ظ.

    از حُُسن توجه شما به نظرها متشکرم.

    خراشاد:

    خواهش می کنم… وظیفه است قربان …

  23. 19 فوریه 2009 در 11:35 ب.ظ.

    با تقدیم سلام و آرزوی موفقیت برای حضرت عالی از این که مزاحم شما گردیدم پوزش میطلبم فقط برای آقای دکتر قاسمی نداف که در پست مدیر کلی خدمت منمایند می خواهم عرض کنم جای بسی تاسف است که در کشور جمهوری اسلامی یک مسول بلند مرتبه دروغ بنویسد وموضوعی را تحقیق نکرده مکتوب نماید.(جمله من خودم گدایان چنشت را در کشور های حاشیه خلیج دیده ام از جمله دبی) صد در صد دروغ محض می باشد وبه جرات قسم می خورم در طول تاریخ یک نفر از این روستا به این کشور ها مسافرت نکرده است تحت هیچ عنوانی وعده ای از روستاهای اطراف که زبان عربی یاد دارند شاید بروند که ما به آنها کاری نداریم وهر کسی خود میداند و اعمالش وماندیده ایم ونه حاضریم به کسی تهمت بزنیم که از آن طریق به دیگران مقام وموقعیت خود رابشناسانیم فقط اگر من بجای وزیر مربوطه بودم اینطور افراد رابرای یک ساعت در این پست نمی پذیرفتم.

    خراشاد:

    درود بر شما…. خواهش می کنم … چه مزاحمتی؟ … اگر در این زمینه (انتشار اعتراض و … ) نیاز به کمکی باشد، در خدمت هستیم که از این سایت به صورت نوشته ای مجزا اعتراض شما را به گوش ایشان برسانیم ..

  24. bahar
    7 ژوئن 2009 در 10:04 ب.ظ.

    salam khasteh nabashi..ro noghate zafe noghate khob kar nashode merci

  25. نوفرستي
    11 ژوئیه 2009 در 8:55 ق.ظ.

    باسلام وخسته نباشيد درو برشما كاري بسيار ارشمندي بود من لذت بردم چه خوبه ديگر دوستان هم روستا هاي هم جوار به خصوص نوفرست دنبال اين كار باشند نه فقط دنبال حرفهاي سياسي ..شايد از اين قبيل روستا ها باز هم باشد .ممنون از زحمات شما

  26. عبدالهی
    16 سپتامبر 2009 در 10:23 ق.ظ.

    باسلام جای بسی تاسف است که آقای قاسمی نداف نان ونمک خیلی از اهالی چنشت را بخوردو کمکهای اهالی چنشت را درروزهای سرد زمستان فراموش کند واین همه اراجیف ببافد چرا اقای قاسمی که بسیاری از اهالی چنشت را میشناسد درمورد انها اظهارنظر ننموده باید به عرض خوانندگا ن محترم برسانم که خانواده خودمان 15نفردیپلم 6 نفرفوق دیپلم و 3نفر لیسانس و 4 نفردانشجو دررشته های مختلف دارد وحاضرم شغل ومحل کارتمام بستگان و اقوامم را بهاقای قاسمی نشان دهم و به اقای قاسمی گوشزد مینمایم که درهرپستی که هست با ابروی خانواده های مردم بازی کردن انصاف نیست و به مصداق رهنمون گهربار مولی علی انچه برای خو د نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند . بااحترام و تشکرازخوانندگان محترم رضا عبدالهی

  27. ناشناس
    26 سپتامبر 2009 در 7:54 ق.ظ.

    عبدالهی :باسلام جای بسی تاسف است که آقای قاسمی نداف نان ونمک خیلی از اهالی چنشت را بخوردو کمکهای اهالی چنشت را درروزهای سرد زمستان فراموش کند واین همه اراجیف ببافد چرا اقای قاسمی که بسیاری از اهالی چنشت را میشناسد درمورد انها اظهارنظر ننموده باید به عرض خوانندگا ن محترم برسانم که خانواده خودمان 15نفردیپلم 6 نفرفوق دیپلم و 3نفر لیسانس و 4 نفردانشجو دررشته های مختلف دارد وحاضرم شغل ومحل کارتمام بستگان و اقوامم را بهاقای قاسمی نشان دهم و به اقای قاسمی گوشزد مینمایم که درهرپستی که هست با ابروی خانواده های مردم بازی کردن انصاف نیست و به مصداق رهنمون گهربار مولی علی انچه برای خو د نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند . بااحترام و تشکرازخوانندگان محترم رضا عبدالهی

  28. ناشناس
    9 دسامبر 2009 در 5:56 ق.ظ.

    براي من هم علامت سوال پيش آمد !؟

  29. امیر هامونی
    13 اکتبر 2010 در 6:38 ق.ظ.

    سلام دوستان من نه خراشادی هستم و نه چنشتی اما بیرجندیم. الان هم کیلومترها از بیرجند دورم. همیشه قلبم برای بیرجند و بیرجندی ها می تپه.
    در خصوص مطالب ذکر در اینجا باید بگم که به قول سعدی
    «تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم»
    خیلی جالبه این تنازع همیشه بین همه اقوامی که در یک فضای همسایگی با هم زندگی می کنن وجود داره مخصوصا در جوامع جهان سومی مثل ما. به عنوان مثال عرض کنم مردم تبریز با مردم ارومیه مشکل دارن. مردم بوکان با مهاباد هنوز دارن دعوا می کنن. بیرجند با قاین. زابل و زاهدان. سبزوار و بجنورد و همینطور نیشابور. مردم گیلان با مازندران حالا که گلستان هم به جمع دعواشون اضافه شده.نمی دونم ریشه این رفتارهای تحقیرآمیز نسبت به قوم های ایرانی که در فضای همسایگی با هم زندگی می کنن از کجا نشات می گیره اما این رو یقین دارم که یکی از عوامل عقب افتادگی ایران همین موضوع می تونه باشه.تو رو خدابیایید این عادت بد رو منظورم تحقیر روستاهای هم چوار خودمون یا شهرهای همسایمون رو از سر مون دور کنیم.
    راستش داشتم در خصوص غار چنشت در گوگل سرچ می کردم که به این وبلاگ برخوردم. با خوندن این مطلب خیلی دلم گرفت. الان خیلی ناراحت هستم از اینکه همشهری های من اینجوری دارن سر بخش و دهستان و روستا و … دعوا می کنن. واقعا متاسفم. متاسفم برای خودم. … هی …

  30. rezaee
    8 دسامبر 2010 در 8:37 ب.ظ.

    ba arze salam va khaste nabashid.man be tore etefaghi matalebe shomaro dar morede rustaye chenesht khundam
    vaghean vaseye in hame tang nazaritoon moteasef shodam.khejalat avare

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: