خانه > موفقیت, چهره های علمی, نوشته های مدیریت تارنما, افراد سرشناس, استادان, بیرجند, تاریخ, خراشاد و دانش, زندگینامه چهره ها > خورشیدی برآمده از خراشاد/ یادی از دکتر محمد اسماعیل رضوانی…پدر علم تاريخ معاصر ايران

خورشیدی برآمده از خراشاد/ یادی از دکتر محمد اسماعیل رضوانی…پدر علم تاريخ معاصر ايران

23 ژانویه 2008 بیان دیدگاه Go to comments

به نام یزدان

سلام

قصد داریم از این به بعد, هر هفته به معرفی یکی از شخصیت های برجسته منطقه خراشاد بپردازیم , دوستانی که اطلاع کامل و جامعی از دیگر شخصیت های برجسته ( بیوگرافی, تصویر و … ) دارند , ما را در این راه یاری نمایند…در اولین قسمت,  بیوگرافی کوتاهی از دکتر محمد اسماعیل رضوانی و سپس شرح کامل آن ( برگرفته از بنیاد ایرانشناسی و ویکی پدیا) ,  به همراه مقاله خورشیدی برآمده از خراشاد و مصاحبه آن مرحوم با مجله کیهان هوایی,  ارائه شده است:

  محمد اسماعيل رضوانی در دهم ارديبهشت 1300 ش در قريه خراشاد از توابع بيرجند و در خانواده‏ای روحانی به دنيا آمد.  وی در مصاحبه اش در سال ۱۳۶۷ با مجله کیهان فرهنگی می گوید : «…  من در سال 1300 شمسی متولد شدم. زادگاهم قریه ایDr. rezvani است به نام خراشاد در 24 کیلومتری جنوب شرقی بیرجند؛ خراشاد گویش دیگری است از کلمه خورشید, که من آن را در الاتنبیه و الاشراف پیدا کردم. در جایی که اقالیم سبعه را تقسیم می کنند به سیارات سبعه می گویند : (( الاقلیم رابع للشمس و هو بالفارسیه خرشاد)) . پدرم در آنجا روحانی و بزرگ محل بود. من هم طبق معمول آن زمان به مکتب می رفتم ….. »

 

وی از شش سالگی به مكتب رفت و قرآن را فرا گرفت و بعد از آن اولين كتابی كه خواندنش را شروع كرد, نصاب الصبيان اثر ابونصر فراهی بود. پس از آن آثاری چون امثله و شرح امثله را آموخت و در همين دوران مسير زندگی ‏اش به لطف معلم دبستان تدين تغيير كرد و وارد مدرسه عمومی شد و در سال 1322 موفق به اخذ ديپلم گرديد و بلافاصله به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و تدريس در دبستان و پس از آن تدريس در دبيرستان را آغاز كرد.

رضوانی در اين دوران ضمن تدريس، دوره ليسانس را در فاصله سال‏هاى 28 تا 32 تمام كرد و وارد دوره فوق ليسانس و رسالة دكتري خود را پيرامون انقلاب مشروطه ارائه داد به دنبال آن در سال 41 به درجه دكترا نائل گرديد.. رضوانی در سه رشته تاريخ، جغرافيا و امور تربيتی ليسانس خود را گرفت. رضوانی پس از اخذ دكترا تدريس در دانشگاه را انتخاب كرد و در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران به تدريس در رشتة تاريخ اشتغال ورزيد و به درجة استادي نائل آمد . رضواني ستوني محكم براي رشته تاريخ ايران محسوب ميشد و پدر تاریخ معاصر ایران نام گرفته است.  

 

 

 تنوع تأليفات و مقالات استاد رضوانی زياد است كه تنها به ذكر اهم تأليفات بسنده می شود .

 

 زميني كه روي آن زندگي مي كنيم ، تهران : سازمان چاپ كيهان ( به كمك مؤسسه يونسكو ) ، 1341.

 

 انقلاب مشروطيت ايران  ، تهران : مؤسسة انتشارات فرانكلين ، چاپ اول 1345 ، چاپ سوم ، 1356

 

اعلان ها و اعلاميه هاي دوره قاجار , تهران : ضمين مجله بررسي هاي تاريخي ، 1349

 تبليغات نامه تنسر با همكاري مجتبي مينوي  ، تهران : خوارزمي ، چاپ اول 1351 ، چاپ دوم 1354.

 

  تصحيح تاريخ منتظم ناصري  در سه جلد ، تهران : دنياي كتاب ، 1347.

 

سفرنامة ظهير الدوله ( همراه مظفرالدين شاه به فرنگستان ) , تهران : كتابخانة مستوفي 1371

 

روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر سوم فرنگستان ( با همكاري فاطمه قاصيها ) ، در سه جلد ، تهران : سازمان اسناد ملي ايران ، 3ـ 1371.

 

عالم آرای عباسی ، در سه جلد ، تهران : دنياي كتاب ، 1377 .

 

يادداشت های امين الدوله ( زير چاپ )

 

10ـ مجموعه مقالات علمي ايشان كه به بيش از 61 مقاله مي رسد ، در دست چاپ است .

 

استاد رضواني افزون بر كتابهاي ياد شده ، چند جلد كتاب درسي تآليف كرده اند . از جمله :    

 – يك دوره تاريخ و جغرافيا و تعليمات اجتماعي دبيرستان

     يك دوره كامل تاريخ و جغرافيا براي دانشسرای مقدماتی و كلاسهاي تربيتي ، آمورش و پرورش

   كتاب درسی تاريخ سياسی ايران برای دانشجويان دانشكده افسری .دكتر رضوانی در دوران حيات خدمات شايانی در ارتقاء دانش مطبوعاتی روزنامه‏ نگاران انجام داد و از سال 48 تا واپسين سال‏های عمر خود به نگارش جزوه ‏های درسی تاريخ مطبوعات ايران (مؤسسه عالی علوم ارتباطات 1348) همت گماشت و با نشرياتی چون آينده، راهنمای كتاب، بررسی ‏های تاريخی، يغما، گنجينه اسناد، مجله دانشكده ادبيات، كيهان فرهنگی، بندر و دريا و… همكاری می كرد و مقدمه‏ ای نيز بر بسياری از آثار چون شاه اسماعيل اول و جنگ چالدران, پژوهش هاشم حجازی ‏فر، لوايح شيخ فضل ‏الله نوری، نشر تاريخ ايران، تاريخ مطبوعات كرمان و… نوشت.تصویری از مر�وم دکتر رضوانی

 

دكتر رضوانی علاقة مفرطي به خريد و جمع آوري كتب خطي و نشريات دورة قاجاريه داشت كه آنها را بسختي در طول زمان جمع آوري كرده بود .دكتر رضوانی يكی از يادگارهای گرانقدرش را كه مجموعه روزنامه ‏ها و مجله‏ های قديمی دوران قاجار و كتابخانه ‏اش بود، در اختيار مورخان، پژوهشگران و مشتاقان قرار می ‏داد .استاد محمد اسماعيل رضوانی در روز يكشنبه پنجم فروردين 1375  و در سن 75 سالگی چهره در نقاب خاك كشيد. برای آشنا شدن بیشتر با این استاد گرانمایه , می توانید مقاله دکتر سید محسن منظورالاجداد و نیز مصاحبه مجله کیهان فرهنگی با استاد را که در دی ماه 1367 انجام گرفته را بخوانید.

 

 

  مشاهیر رشته تاریخ ایران : دکتر محمد اسماعیل رضوانی, بنیاد ایرانشناسی

خلاصه : محمد اسماعيل رضواني ، فرزند جعفر ، در 10 اردبيهشت 1300 در قرية خراشاد ( 24 كيلو متري شمال بيرجند ) بدنيا آمد . پس از آنكه تحصيلات خود را به پايان رساند به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به كار تدريس در مدارس بيرجند پرداخت ؛ رضواني بعد از آنكه به تهران آمد به تحصيلات خود ادامه داد و توانست دورة ليسانس ، فوق ليسانس و دكترا را طي كند . وي مدتها در دانشگاه ملي و دانشگاه تهران به تدريس مشغول بود و پس از آنكه در سال 1358 بازنشسته شد ، تا پايان عمر به تحقيق و پژوهش در زمينة تاريخ ايران پرداخت . محمد اسماعيل رضواني سرانجام در 5 فروردين 1375 در تهران فوت نمود.

 والدين و انساب : درخانواده اي روحاني ديده به جهان گشود . اجداد و نياكان پدری وی ،عبارت بودند از شيخ جعفر ،آخوند ملا محمد علي ،آخوند ملا اسماعيل و سركار آقااز علمای منطقه خراسان در عهد صفويه نسل اندر نسل در امور ديني و علمي منطقه قهستان از سرآمدان روزگار بودند .مادرش فاطمه نام داشت و جد مادريش ملا حسن يزدی بود.

 

 خاطرات کودکي : در زمان دكتر رضواني معمول بود كه و قتي كودكي را تمام مي كرد او را به هديه نزد پدرش بردند در اين مراسم به كودك لباس نو مي پوشاندند و قرآن را هم در پارچه اي مي بستند و كف دست او مي گذاشتند و در حالي كه خود روحاني جلو حركت مي كرد و سوره الرحمن را تلاوت مي نمود ،به طرف خانه پدر آن كودك مي رفتند ،دراين حال غالبا زنها در كو چه جمع مي شد ند و تماشا مي كردند گاهي به گريه نيز مي فتادند ،در منزل نيز مجلسي ترتيب داده مي شد و انواع تنقلات براي بچه هاي مهمان فراهم مي آوردند .محمد اسماعيل كودك را نيز پس از فراگيری قرآن پيش پدر بردند .آن سال پدر به فرزند يك درخت گردو هديه داد، كه اين انعامي بود از سوي پدر به فرزند معمولا داده مي شد.

 

 

 اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : دكتر رضواني در شش سالگي توسط پدر به يكي از مكتب خانه هاي محلي سپرده شد كه در آن به فراگيري قرآن مجيد و علوم مقدماتي بپردازد :هشت ساله بود كه خواندن قرآن را تمام كرد و به بيرجند رفت .

 

 

 تحصيلات رسمي و حرفه اي : در سن هشت سا لگي پدر خانواده ، رضواني را نزد يكي از اقوام در بيرجند فرستاد تا در مدرسه طلاب شوكتيه كه مديريت آن با روحاني بسيار نامدار آن منطقه يعني مرحوم آقا شيخ محمد رضا سرچاهي بود. مشغول به تحصيل شود. مرحوم سرچاهي ، محمد اسماعيل را به يكي از شاگردان برجسته اش سپرد و او نخستين كتابي كه به او آموخت (نصاب الصبيان ) ابونصر فراهي بود. مدتي از اين موضوع گذشت تا اينكه  در پي تا سيس به سبك جديد ،تحت عنوان ( تدين ) با مديريت مرحوم فاضلي مسير زندگي استاد به كلي تغيير كر. دبه هر صورت استاد علاوه بر فراگيری علوم مقدماتي حوزه و يادگيري كتبي همچون نصاب ،امثله و شرح امثله علوم متداول و جديد را نيز فراگرفت. وي در سال 1322 با اخذ مدرك ديپلم از دبيرستان فارغ التحصيل شد . استاد رضواني بعد از مدتي اقامت در بيرجند به تهران منتقل گرديد و ضمن تدريس در دبيرستان فرخي توانست در سال 1322 در رشته تاريخ و جغرافي دانشسراي عالي و سپس امور تربيتي وارد شود . وی در سال 1335 مقطع كارشناسي ارشد را نيز سپري نمود و سرانجام در 1342 موفق به دريافت در جه دكترا رشته تاريخ از دانشگاه تهران گرديد.

 خاطرات و وقايع تحصيل : استاد رضواني از زمان تحصيل خود در مدرسه شوكتي چنين تعريف مي كند : «…. اين مدرسه نزديك مدرسه طلاب بو د كه من در آنجا در س مي خواندم و چون شيوه آنجا خوب نبود به من خيلي سخت مي گذشت .صبح اول وقت بايدمي رفتيم از استاد درس ميگر فتيم و يك ربع ،نيم ساعت بعد ،مي آمديم جلوي اتاق استاد چهار زانو مي نشستيم و شروع به خواندن مي كرديم و اصلا حق بازي و جهت و خيز نداشتيم ،واين در حالي كه در مدرسه تدين بچه ها توپ بازي مي كردند و رفتن به آنجا و بازي كردن با توپ براي من آرزوي بزرگي شده بود . اما از آنجا كه مدرسه هاي شوكتي كاملا جا افتاده بود و از نظر تعليم هم موفق بود ،مردم بچه ها يشان را به دبستان تدين نمي فرستادند .مدير دبستان تدين روحاني شريفي بود به نام آقاي فاضلي كه بنده خيلي به ايشان علاقه دارم .اوبا استادان مدرسه طلاب هم آشنا بودوهفته اي يكي دو بار به آنجا مي آمد و با طلبه ها گفت و گو و شوخي مي كرد .يك روز به مدرسه مي آمده بود از من نامم راپرسيد و من خودم را معرفي ميكردم .او كه پدرم را مي شناخت گفت بيا برويم مدرسه ما و من هم كه خيلي دلم مي خواست بي درنگ همراه ايشان رفتم .او مرا به مدرسه برد و در آنجا از من امتحان كرد و بعدمرا به كلاس دوم فرستاد .تا مدتها به پدرم در اين مورد چيزي نگفتم ولي بعد كه متوجه شد چون مدتي گذشته بود فقط به گفتن اين جمله اكتفا كرد كه :الخير في ما وقع …

 

 

 فعاليتهاي ضمن تحصيل : استاد رضواني پس از گرفتن ديپلم بلافاصله به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و به سمت مدير دبستان محل خود ،خراشاد، منصوب شد. بعد از سه سال ،بيرجند به دبير احتياج پيدا كرد و تصميم گرفته شد كه از ديپلمه هاي با سواد استفاده كنند ، لذا وي را به دبيرستان شوكتي بيرجند فرستادند . استاد سه سال در آنجا ماند تا اينكه به فكر ادامه تحصيل افتاد.  بدين خاطر تقاضاي انتقال به تهران را كرد كه با انتقال او موافقت شد .استاد در تهران ضمن ارتقا سطح علمي و ادامه تحصيل در دبيرستان فرخي تدريس مي نمود كه با اخذ درجه دكتري در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران ،تربيت معلم ، شهيد بهشتي ،دانشگاه الزهرا ،تربيت مدرس و بنياد فرهنگ و دانشگاه آزاداسلامي ساعاتي را به تدريس مشغول بود.

 

 

 استادان و مربيان : فرزانگاني كه استاد قبل از تحصيل در دانشگاه ودر طي تحصيل در دانشگاه ازآنان بهره برده بود عبارتند از آقا شيخ محمدرضا سرچاهي ،مرحوم فاضلي ،مرحوم سيد عبدالحسين آيتي ،مرحوم طهامي ،سيد محمد فرزان بيرجندي ،دكتر بينا ،نصرالله فلسفي ،علي اصغر شميم ،ابراهيم پورداود ،دكتر گنجي ،سعيد نفيسي ،عباس اقبال و دكتر بهمنش

 

 

 همسر و فرزندان : استاد رضواني در سال 1330 با دختر عمه خويش عقد نكا ح بست .ثمره اين ازدواج نيكو چهار فرزند به نامهاي محمد حسن ،هما ،نرگس و همايون بودكه همگي اين فرزندان به ويژه دختر بزرگشان سركار خانم هما رضواني كه راه پدر را ادامه دادند -به مدارج علمي دانشگاهي دست يافتند.

 

 

 وقايع ميانسالي : يكي از خاطرات استاد رضواني مربوط به تحصيل در مرحله دكترا و رساله مربوط به اين دوره بود كه تحول عظيمي در وي بوجود آورد، او در اين باره چنين مي گويد:  » موضوع تز من درباره علل انقلاب مشروطيت بود كه اين موضوع در وضع من خيلي اثر گذاشت . استاد راهنماي من ،شخصي بود سختگير به نام دكتر بينا و بنده موظف بودم هرهفته صيح جمعه ساعت 8 به منزل ايشان بروم. يك روز ايشان به من گفتند تو اگر مي خواهي علل انقلاب مشروطيت را بنوبسي بايد جرايد آن دوره را مطالعه كني كه اين حرف خيلي مرا مايوس كرد, چون فكر مي كردم پيداكردن روزنامه هايي كه 70 سا ل قبل منتشر مي شده, امكان ندارد ولي وقتي به بازار رفتم ، ديدم بسياري از آنها پيدا مي شود . اولين خريد من هم يك سال روزنامه (اختر ) بود به بهاي 20 تومان وبعد (صوراسرافيل ) را خريدم  و خلاصه طوري شد كه موضوع تز را فراموش كردم و شروع كردم به خريد و مطالعه روزنامه هاي آن دوره و بالاخره ضمن اينكه تزم را موفقيت گذراندم ،صاحب مجموعه اي ارزشمند -هر چند ناقص – از جرايد دوره قاجار شدم .

 

 

 زمان و علت فوت : استاد رضواني در 5 فروردين 1375 همزمان با فرا رسيدن بهار برا ثر بيماري سرطان ،پاي از سراي گذار بركشيد و و جود نفس گرم او رو به سردي و خاموشي گرديد.

 

 

 مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : دكتر رضواني پس از اخذ مدرك ديپلم در سال 1322 به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و مدير دبستان زادگاه خويش شد. وی در خلال سالهاتحقيق و تدريس ،چند صباحي نيز به كارهای اجرايي پرداخت ،از جمله مدت سه سال رئيس بازرسي تعليمات متوسطه تهران ومعاون بازرسي فرهنگ استان تهران و نيز مسئول برگزاري امتحانات نهايي دبيرستانهاي استان مركزي شد . وی همچنين مدت دو سال به اداره دبيرخانه دانشگاه ملي ايران (شهيد بهشتي ) پرداخت و مدت سه سال نيز در سمت معاونت آموزشي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به كار شد . استاد رضواني فعاليتهاي اجرايي را به اين انگيزه پذيرفت كه معتقد بود هر استاد و يا هر تحقيقي بايد چند صباحي با پذيرفتن مسئوليتها ي اجرايي ،با جامعه و رازهاي درون آن و بندو بستهاي و پيوندها و نيرنگهايي كه در جامعه در جريان است آشنا شود، در آن صورت است كه در تحقيقات علمي و كرسي تدريس ،فكری بارزتر و انديشه هاي روشنتر و وجودي مفيدتري خواهد داشت. او معتقد بود دنياي كتاب با دنياي واقعي كه جامعه در آن در تكاپو است متفاوت است و تحقق بايد با هر دو دنيا عميقا آشنا شود. از جمله مسئوليتها ي علمي او ،مشاورت عالي پژوهشكده اسناد سازمان ملي ايران ،مشاورت موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگي ،مديريت گروه تاريخ بنياد دايره المعارف اسلامي ،عضويت در شوراها و هيئت هاي مختلف از جمله شوراي ميراث مكتوب كتابخانه ملي ايران و هيئت داوران جشنواره مطبوعات (دوره اول و دوم) بود.

 

 

 ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : دكتر رضواني علاوه بركار تدريس و سمتهايي كه داشته است با مطبوعات زمان خود همكار ي مي نمود كه از جمله (وقايع اتفاقيه) ،ايران ،دانش،مدرسه دارلفنون تبريز،روزنامه ملتي ،يغما،راهنماي كتاب ،كيهان ،سالنامه كشور ايران ،دانشكده ادبيات ،بررسيهاي تاريخي ،تاريخ و فرهنگ ايران ،تحقيقات روزنامه نگاري ،جامعه نوين ،تاريخ ،آينده ،خواندني هاي تاريخي ،بندر و دريا ،خواندني هاي قرن ،كلك ،پيام كتابخانه ،گنجينه اسناد ،تحصيل ،تاريخ معاصر ايران ،كيهان فرهنگي ،و تحقيقات اسلامي مي باشد. او همچنين در چندين همايش و كنگره در داخل و خارج از ايران -كنگره هايي در چين ،تايلند ،انگلستان ،پاكستان ،تركيه ،و شركت كرد .

 


 شاگردان
: يكي از شاگردان دكتر رضواني ،دكتر رضا شعباني مي باشد ايشان هم اكنون از اساتيد برجسته و مطرح كشورمان مي باشد.

خورشیدی برآمده از خراشاد , در سوگ استاد محمد اسماعیل رضوانی , نوشته سید محسن منظورالاجداد, مجله گنجینه اسناد, 1375 

برای خواندن مقاله روی لینک کلیک کنید:   

خورشیدی برآمده از خراشاد

 

 

مصاحبه با استاد محمد اسماعیل رضوانی, محقق تاریخ مشروطه,  مجله کیهان فرهنگی, شماره 58, 1367 , صفحه1  

برای خواندن مقاله روی لینک کلیک کنید:   

محقق تاریخ مشروطه

 

 

 

  منابع : بنیاد ایرانشناسیویکی پدیا, پایگاه مجلات تخصصی , مجله گنجینه, مجله کیهان فرهنگی, مجله آیینه پژوهش  و انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

 

 

 

والسلام

 

 

در پناه حق 

 

Advertisements
  1. 23 ژانویه 2008 در 6:20 ب.ظ.

    ما بعد از 16 سال درس خوندن هنوز هم که هنوزه نمی تونیم نصاب الصبيان بخونیم !!!
    خراشاد :

    اگر ما هم قرار بود بخوانیم که شما می شدی مادر هوا و فضا ( ترجیحا پیش رانشی) و بنده هم می شدم پدر معدن (ترجیحا اکتشاف) ….!!

  2. 23 ژانویه 2008 در 8:03 ب.ظ.

    سلام …
    بیوگرافی زیبایی بود… ایشاا.. هر هفته ما رو با دیگر شخصیت های برجسته منطقه خراشاد آشنا می کنید.. ممنون…
    موفق باشید.
    ….

    خراشاد :

    انشالله!

  3. ناصری
    23 ژانویه 2008 در 9:49 ب.ظ.

    با تاسف فراوان ما وبلاگ نویس های بیرجندی اعتراض خودرا نسبت به رد صلاحیت آقایان :
    1- مهندس مهدی آیتی . نماینده مجلس ششم و رقم زننده ء استان خراسان جنوبی
    2- دکتر آقا ابراهیمی . جانباز با اخلاص و رییس جبهه مشارکت بیرجند
    3- علی موهبتی . رزمنده جنگ تحمیلی و موسس سپاه بیرجند
    4- دکتر حمید آیتی . حقوقدان و صاحبنظر فرهنگی
    5-علی آهنی . رییس سابق جهادکشاورزی استان
    6- محمد دیمه ور – مجاهد انقلابی ورییس سابق آموزش و پرورش بیرجند
    7- محسن آیتی – مدیر گروه روانشناسی دانشگاه
    8- محمد شفیعی – رزمنده دوران جنگ تحمیلی
    9-مهندس علی غنی – فعال اصلاح طلب
    و …. اعلام می داریم

  4. 23 ژانویه 2008 در 10:05 ب.ظ.

    برادر! ایمیل این پست رو خیلی دیر فرستادین گروپ!

  5. 23 ژانویه 2008 در 10:07 ب.ظ.

    ببین ما یک استاد زبان داشتیم توی کانون زبان؛ فامیلش خراشادی زاده بود! اون موقع ها برای ما بت بود! می شه پست بعدی رو در رابطه با ایشون بنویسین؟!!!
    خراشاد :

    اتفاقا شنیده ام تعریف ایشان را در کانون زبان !! انشالله که شما نمره خوبی گرفتی خواهر؟!!…

  6. مجید
    23 ژانویه 2008 در 10:20 ب.ظ.

    سلام
    بزرگان اززمین سخت بر می خیزند.

    خراشاد :

    دقیقاً … چون با سختی آشنا هستند و در برابر سختی مقاوم…

  7. 23 ژانویه 2008 در 10:32 ب.ظ.

    سلام
    آقا کار بسیار جالبی کردین، اتفاقاً این طوری ما هم با نام آوران خطه خودمون آشنا میشیم. البته حق بود که در ابتدا ابوی بزرگوار خودتون رو بهشون می پرداختین

    خراشاد :

    متشکرم .. به هر حال ملاک ما اول سن و تجربه است و بعد داشتن بیوگرافی… ایشان 34 سال از ابوی بنده بزرگترند و حق دار تر….

  8. آذری نصرآباد
    24 ژانویه 2008 در 8:01 ق.ظ.

    واقعا دستتون درد نکنه . آدم وقتی تلاش وزحمت این آدمارو توی اون شرایط سخت میخونه پیش خودش شرمنده میشه که چقدر عمرمونو داریم هدر میدیم اونهم در شرایطی کاملا متفاوت از سختیهای گذشته .
    من که به وجود اینجور آدما تومنطقه خودمون افتخار میکنم و یک افسوس که کمتر به این بزرگان پرداخته ایم . مثل همیشه منتظریم تا یکی از بین ما رفت بگیم چه بود و چه کرد . پیشنهاد می کنم یک یابود و بزرگداشتی در خور این مرد بزرگ در بیرجند ویا در زادگاهش خراشاد برگزار شود .

    خراشاد:

    خواهش می کنم… از این افتخارات در این منطقه فراوان است که انشالله قصد داریم بیوگرافی از لیست بالای 100 نفری شخصیت های برجسته منطقه خراشاد را , بگذاریم… اگر خدا توفیق دهد و دوستان هم نهایت همکاری را بنمایند… بزرگداشت را شما که در منطقه هستید و به اهالی و دست اندرکاران نزدیک تر, می توانید پیشنهاد دهید , تا به فکرش بیفتند و بزرگداشتی در خور شخصیت ایشان برگزار کنند…. متاسفانه خیلی ها به علت مشکلات اقتصادی سالیان دور, نتوانستند ادامه تحصیل دهند… ولی این استعداد را به مانند تمام مردم منطقه داشتند تا دکتر رضوانی ها گردند… آنان که توانستند و بر مشکلات فائق آمدند, به درجات عالیه علمی رسیدند … و حال که کمی از این مشکلات کاسته شده, این روند فزونی گرفته است…

  9. yavar
    24 ژانویه 2008 در 9:09 ق.ظ.

    salam
    yaser khan
    agha man too ahamin bache haye birjandi ham dore khodemoon yekio mishenasam to 7salegi nesab o sobyan ro ta tah khooonede
    yani pedeare CIVILe iran mishe
    esme mokhtasaresh ine
    SH.A.M
    ya hagh

    خراشاد

    سلام یاور جان… انجمن مفاخر ایران چند سال بعد فوت ایشان, با برپایی مراسمی, ضمن قدردانی از تلاشهای ایشان در مطالعه تاریخ معاصر ایران, به ایشان لقب پدر تاریخ معاصر ایران و نیز تاریخ مطبوعات را داد…., چون حقیقتاً کسی به اندازه ایشان در این زمینه تحقیقات علمی ننموده است… در مجله جهان کتاب اشاره شده که از ایشان پرسیدند چرا به تاریخ معاصر علاقه مند است , گفت:» تاریخ معاصر را از آن جهت انتخاب کردم چوم معتقدم آن تاریخی که بیشتر به انسان قدرت فکر و اندیشه می دهد, تاریخ معاصر است… با توجه به تغییر و تحولاتی که روزگار پیدا نموده است, دیگر نمی توان از کارهای ملکشاه و خواجه نظام ملک و انوشیروان و …پند گرفت, فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر… سخنی نو آر که نو را حلاوتی دگر است…» یادم است که آن زمان کتابخانه ملی که ریاستش به عهده آقای خاتمی بود, روزنامه هایی که ایشان جمع آوری کرده بود را به مبلغ هنگفتی از بازماندگان خریداری نمود…. شاگردان زیادی را تربیت کرده که خود هم اکنون از اساتید تاریخ هستند و در آن مراسم هم حضور داشتند , چون دکتر حسن حبیبی, معاون سابق رئیس جمهور و دکتر مهاجرانی, وزیر فرهنگ دوره خاتمی و دکتر شعبانی و دکتر حاتم قادری و…
    کاش اسم این دوست عزیز را می بردی تا بهتر بشناسیمش … بهرحال منطقه بیرجند و جنوب خراسان , عالم خیز است و هیچ چیزی را بعید و دور از ذهن نمی توان دانست… (هرچند سیویل علمی است که پیش از این پدردار شده است و به مانند تاریخ معاصر مشخص است که چه کسی است) … حضور 4 پدر علمی کشور ( محمد حسن گنجی, محمد اسماعیل رضوانی, غلامحسین شکوهی و کاظم معتمد نژاد) همگی بر آن صحه میگذارند…. متاسفانه در زمانی که ایشان در قید حیات بود, حکومت بمانند اکنون که کمی به فکر اندیشمندان ایرانی افتاده, نبود… ایشان هم بعد از انقلاب به مانند دکتر گنجی از دانشگاه تهران استعفا داد ولی خودخواسته…و نه به اجبار…. امیدوارم که ما بیشتر قدر این عزیزان را بدانیم … یاور عزیز, توجه داشته باشید که استاد علاوه بر اینکه خراشادی هستند, بیرجندی نیز محسوب میشوند و برای دیار خویش مایه مباهات !… …

  10. saeid
    24 ژانویه 2008 در 6:09 ب.ظ.

    salam matlabet mano gerft rafigh
    omidvaram shado khorram bashi

    خراشاد :

    سلام… به مطالب وبلاگ شما که نمی رسه …!!

  11. امیر
    24 ژانویه 2008 در 6:59 ب.ظ.

    سلامی دوباره
    هر وقت که خوب کار کنید موفق می شوید
    قضیه ی ایرانانسی
    هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها
    خراشاد:

    Je ne comprend pas!! .. le (( ghaziye iranancy!))..!!

  12. امیر
    24 ژانویه 2008 در 8:18 ب.ظ.

    <>
    هاهاها

  13. امیر
    24 ژانویه 2008 در 8:20 ب.ظ.

    —تیمی که خوب تر بازی کنه برنده می شه—

    خراشاد :

    آهان .. افتاد… آخه می دونی که سانتیم های اینجا کج تر از دو زاریهای وطنیه!! واسه همین هم دیر می افتد!…اتفاقا من خوشم اومده ازش… داره سنت شکنی می کنه.. وبلاگش رو دیدم که هم مسلک هاش بهش توپیده بودند!!

  14. 25 ژانویه 2008 در 1:29 ب.ظ.

    ببین یک چیزی می گم ناراحت نشی برادر!
    این مطلبتون خیلی طولانیه! (البته برای مخاطب عام مثل من!)
    آدم تا یک جایی می خونه بعد خسته می شه!
    .
    .
    .
    فکر کنم اگه یک ذره مطالب این جوری رو بچینی(!) بهتر شن!!!
    .
    .
    .
    شاد باشید
    خراشاد :

    حق با شماست … نیاز به چیدمان دارد… متاسفانه کمبود وقت اجازه نداد… ایشالا دفعه های بعد تکرار نخواهد شد…!!

  15. غ . ر .خراشادی زاده
    25 ژانویه 2008 در 6:56 ب.ظ.

    سلام . به وجود فرهیختگانی چون مرحوم دکتر رضوانی در تاریخ خطه خراشاد افتخار میکنیم . روحش شاد

    خراشاد :

    ایشان مایه افتخار همه مردم بیرجندو الخصوص منطقه خراشاد هستند

  16. Arsin
    26 ژانویه 2008 در 3:04 ب.ظ.

    سلام بر خراشاد عزیز , چطوری رفیق ؟ 🙂 ممنون از لطف جنابعالی انشاء الله که جبران کنم ولی نگفتی شما چی خوندی . راستی چه جوری میشه دات کام شد .

  17. 26 ژانویه 2008 در 4:36 ب.ظ.

    ba salam
    ba tashakor az inke be ma link dadeyid
    lotfan baraye tabadole link dar birjandnews.com forme sabte site ra kamel namayid
    ba tashakor-ravabet omoomi birjandnews

  18. 26 ژانویه 2008 در 10:28 ب.ظ.

    salam

    خراشاد :

    علیک سلام… به وبلاگتان لینک داده ام در قسمت منطقه ای و محلی … موفق باشید

  19. 26 ژانویه 2008 در 10:37 ب.ظ.

    خیلی ممنون از لطفت
    من شمارو لینک کردم
    آهنگ ویلاگ هم همونطور که خودت گفتی مال محرمه
    و البته از اونجایی که با موبایل ضبط شده کیفیتش زیاد خوب نیست این هم لینک دانلودش:
    [audio src="http://feriz20.persiangig.com/audio/feriz%20nohe1.mp3" /]

    خراشاد :

    ممنون و متشکر….

  20. امیر
    27 ژانویه 2008 در 10:40 ق.ظ.

    خداوند به ما خدمت بدهد به شما توفیق کنیم

    خراشاد :

    نکند از سخنان گوهر بار حاج مهدی خودمان است!! هرچه بالا و پایین کردم دیدم این جمله با هیچ دستورزبان فارسی تطابق نمی نماید!

  21. امیر
    27 ژانویه 2008 در 4:04 ب.ظ.

    بله
    البته حاجیمون بیشتر شبیه حاجی لک لکه تا حاج مهدی!!!!!!

  22. امیر
    27 ژانویه 2008 در 4:06 ب.ظ.

    راستی فردا مثل اینکه امتحان دارید
    انشاا.. خوب می شه
    موفق باشید
    خراشاد:

    هم اینک که پاسخ می دهم , … امتحان داشتم!! بومیان اینجا که برگه خود را زود دادند و رفتند و گفتند » تخه دیفیسیل!» و اضافه نمودند : » برای ما که اینچنین بود وای به حال تو ای فرنگی, که در مبحث زبان, همون حاجی لک لک خودمون هستی!!» ملتفت هستید انشالله… مطمئنا پی اش به تن شما هم خورده است… ولی با این حال , تا دقیقه آخرش سرجلسه ماندم!!

  23. مهدی
    28 ژانویه 2008 در 7:40 ب.ظ.

    با سلام
    استفاده کردم جالب بود خدا رحمت کند مرحوم دکتر رضوانی را
    خداوند این پدران را زیاد کند و ما نیز انان را قدر بدانیم

  24. 29 ژانویه 2008 در 11:04 ب.ظ.

    |>سلام به تو دوست خو بم ,,,,,,,,,,,,,,,,,
    |نميخواي بيايي من آپ کردم هــــا.!| ‹»»»,||_____
    |_…_…__________________|====_|___|..,]|
    «(@ )'(@ )»‹»»»»»»»»»»»»»»»»»(@)'(@)»»»»»(@)
    – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

  25. 30 ژانویه 2008 در 11:19 ب.ظ.

    سلام
    نبینم من بیام و شما آپ نباشی!

    خراشاد:

    چشم… شما بفرمایید کی تشریف فرما می شوید تا قبلش اقدام کنیم به آپ کردن!!!

  26. امیر
    31 ژانویه 2008 در 10:22 ب.ظ.

    سلام
    به به این سایت چه قدر منظم کار می کنه !!!!!!!!!

  27. 2 فوریه 2008 در 9:23 ق.ظ.

    سلام!
    باید به این آقاهه می گفتی: ببخشید این کپی رایت که گفتی چی چی بید؟؟؟!!!
    در ضمن چون شما الان رفتین به بلاد پیشرفته ی دیا و اون جا هوافضا علم اول مملکتشونه؛ همه ی علوم دیگه در خدمت اون هستند (البته توی کشور ما هم هوافضا از در عقب صندلی جلو نشسته!)

    خراشاد:

    اینجا که واقعا قانون کپی رایت بیداد می کنه!! واسه یک مقاله ای که باید تهیه می کردم عکسی مورد نیاز بود که از طریق اینترنت پیدا کردم.. به استاد که نشان دادم …. با اینکه منبع را ذکر نموده بودم , گفت بیا با هم بریم ببینیم سایت رو … خلاصه کلی سایت رو بالا پائین کرد و یه گوشه ای رو پیدا کرد که نوشته بود جهت استفاده از عکسها با فلان ایمیل تماس حاصل فرمایید!! نمی دونم چرا به چشم من نیومده بود… مجبور شدم یه ایمیل از خودمون در وکنم و اجازه کتبی بگیرم …….. آره اینجا به فضا اهمیت میدن و عملا نشون میدن و تنها حرف نیست …

  28. 2 فوریه 2008 در 9:29 ق.ظ.

    دیروز یکی از دوستان داشت به من Quality of life در سال 2007 رو نشون می داد!
    بین 197 کشور؛ کشور فرانسه که شما الان دارین توش حال می کنین، اول بود. و فکر می کنید کشور ما چندمه؟
    .
    .
    .
    190!!!!!!!!
    اکثر کشورهای که بعد از ما بودن توشون جنگه!!
    افغانستان
    سودان
    عراق
    یمن
    بقیه اش یادم نمی یاد!
    .
    .
    .
    آمریکاهم پنجم بود!
    خراشاد :

    البته 190 هم بی انصافیه … همانطور که 1 بودن اینجا بی انصافیه….کیفیت زندگی در ایران مطمئنا از کشورهای آفریقایی ( بجز آفریقای جنوبی ) بالاتره که همین نشون میده که به این گزارش نمیشه اعتماد کرد…از همین پاکستان و هندی که بوده ام و از نزدیک نحوه زندگیشان رو دیدم؛ بالاتره … بهترین منابع برای تشخیص کیفیت زندگی, گزارشهای سازمان ملل هست و نیز نرخ امید به زندگی… هرچه این نرخ بالاتر باشه , نشونه توسعه یافته تر بودن و بهتر زندگی کردن… بالاترین نرخها برای کشورهای اسکاندیناوی هست ( +85) و پائین ترین نرخها برای کشورهای آفریقایی(-45) در ایران 10 سال پیش (69) بود…… اگه علاقه مند بودید می تونید از دفتر سازمان ملل در تهران تهیه کنید… گزارشهای جالبی داره….

  29. 5 ژوئن 2008 در 5:59 ق.ظ.

    سلام عليكم
    احتراما ، به عرض مي رسانم از تلاش و زحمات شما در معرفي نام آوران و بيوگرافي آنان تشكر نمايم بنده نيز در رشته عمران ( تقشه برداري ، طراحي طرحها ي توسعه ي صنعتي و بهسازي روستايي تخصص و تجربه دارم و آمادگي همكاري وارائه مقالات در اين زمينه در وسع خودم هستم لازم به ياد آوري ا ست كه طراحي نقشه حسينيه خراشاد كه با كوشش و مديريت جناب حاج سيد علي اكبر سهيل ( خير ) و تلاش بي وقفه آقايان
    دكتر فروزانفر و آقاي حاج احمد فرساد و ديگر مديران محلي از جمله حاج سيد باقر نيك سيما، توسط اينجانب انجام شده است كه اميد است به عنوان يك اثر تاريخي ماندگار ، به عنوان سند همكاري و خيرين مردم خوب و دوست داشتني خراشاد بيادگار بماند بسيار علاقه مندم در سايت شما در بحث توسعه ي فيزيكي خراشاد و روستاها ي همجوار آن نقشه اي كه
    با درايت و همت تلاش گران منطقه از جمله شوراي قديم و جديد آقايان حاج سيد باقر نيك سيما و ابراهيم خراشادي زاده ، ميزا اسحاق ، غلامرضا حاج علي اكبر ، محمد حسين خراشادي زاده عضو شوراي فعلي ، رضا خراشادي زاده و صحرايي ، عليرضا خرا شادي زاده ،محمد رضا چنگيزيان و ….. آماده شده و قرار بود در كميسيون بنياد مسكن به تصويب برسد مورد پي گيري مسولين محلي فعلي در دستور كار قرار بگيرد و با تفاهم و
    همدلي در جهت توسعه ي پايدار منطقه همت و تلاش جمعي نمايند /.موفق باشيد

    خراشاد:

    درود بر شما جناب مهندس …. باعث افتخار است آشنایی با شما … همکاری و خدمات شما و سایر کسانی که نامشان را برده اید و سایر خادمین به خراشاد و اهالی آن … جای تشکر دارد … این سایت جهت درج مطالب شما، اعلام آمادگی نموده و منتظر مطالبتان خواهد بود …. اگر دوست دارید که خودتان مطالب را بنویسید، ایمیلی از خود برایمان بگذارید تا دعوت نامه ای جهت نویسندگی برایتان ارسال گردد … در غیر اینصورت مطالب خود را آماده نمایید ( طوری که به مانند سایر مطالب این سایت بوده و نیازی به ویرایش نداشته باشد) و به ایمیل khorashadian@yahoo.com بفرستید… موفق باشید

  30. الهام میرزاخانی
    18 نوامبر 2008 در 3:22 ب.ظ.

    باسلام وتشکرازکارقشنگتون من ازدانشجوههای استادهمارضوانی دخترعالیقدردکتررضوانی هستم واقعا هرچی ازخوبی این استادهابگی بازهم کمه باتشکر

    خراشاد:

    درود بر شما سرکار خانم میرزاخانی …
    و ممنون از پیامتان ….

  31. 31 ژانویه 2009 در 3:10 ب.ظ.

    با سلام و عرض ادب
    از زحمات بي دريغ شما متشكريم و از اينكه نسبت به شناسائي افراد برجسته مملكت و علي الخصوص مشاهيري مانند مرحوم دكتر رضواني تلاش مينمائيد قدرداني مي نمائيم .
    لازم به ذكر ميباشد كهاطلاعات مربوط به فرزندان ايشان صحيح ثبت نگرديده است و فرزند ايشان آقاي همايون رضواني داراي مدرك بالاي دانشگاهي در رشته روانشناسي باليني بوده و در حال حاضر در تهران در همين رابطه بيماران خاص خويش را در مطب ويزيت مي نمايد .ضمنا داراي مقالات متعددي در همين زمينه در مجلات مختلف علمي و فرهنگي كشور را دارا ميباشند .
    لازم بذكر است مقالات مرحوم دكتر رضواني بالغ بر يكصد مقاله ميباشد .
    با تشكر

    خراشاد:

    درود بر شما جناب افشار
    ممنون از نظرتان … مطلب مورد نظر برداشت شده از بنیاد ایرانشناسی بود (بخش فرزندان) .. اگر کوتاهی بوده، مربوط به بنیاد مربوطه بود .. ممنون از اینکه خبر نمودید از ایشان .. به زودی نامشان را در کنار دیگر شخصیت های برجسته خراشاد ، قرار خواهیم داد تا بر افتخارات این منطقه و مردمش افزوده شود ..
    موفق باشید

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: