خانه > سینما > مرجانه ساتراپی … فيلم پرسپوليس ….

مرجانه ساتراپی … فيلم پرسپوليس ….


به نام یزدان

سلام

فیلم «پرسپولیس» ساخته مشترک مرجانه ساتراپی و ونسان پارونو، چهارشنبه بیست و سوم مه در جشنواره کن به نمایش در آمد. این فیلم براساس کتاب مصور مشهوری به همین نام ساخته شده است.

طی 28 سالی که از انقلاب ایران می گذرد آثار متعددی در خارج از کشور درباره رویدادهای پس از انقلاب انتشار یافته است. اما اغلب این آثار بی آنکه بازتاب چندانی در افکار عمومی جهانیان بیابند از یاد رفته اند یا به آرشیو دانشگاهها و موسسات مطالعاتی سپرده شده اند.

با این حال برخی کتابهای انگشت شمار از این قاعده مستثنی بوده اند که یکی از آنها مجموعه چهار جلدی پرسپولیس آفریده مرجانه ساتراپی، گرافیست و نقاش مقیم فرانسه است. ساتراپی در آثار خود از دو ابزار برای بیان بهره می برد: تصویر و کلام، و این دو را با ایجاز و سادگی خاصی به کار می گیرد.

شاید همین ویژگی و البته جذابیت موضوعی پرسپولیس باعث شد که این اثر به صورت فیلم هم درآید، فیلمی که بسیاری از ایرانیان امید دارند پس از نمایش فیلم بحث انگیز «300» تصویری از ایران معاصر و مردمش به دنیا ارائه دهد که تا حدی به واقعیت نزدیک باشد.

پرسپولیس در جشنواره کن

انیمیشن پرسپولیس که اقتباسی از اتوبیوگرافی مرجانه ساتراپی است امسال برای اولین بار در بخش مسابقه شصتمین جشنواره سینمایی کن به نمایش درآمد و برای کسب جایزه نخل طلایی با بیست فیلم دیگر به رقابت پرداخت.

این فیلم محصول فرانسه و سیاه و سفید است. فیلم ساتراپی در کن با آثار رقبای عمده ای چون برادران کوئن، وانگ کار وای، کوئنتین تارانتینو و گاس ون سن روبرو بود.

برای گفتار شخصیتهای اصلی یعنی مرجانه، مادر او، مادربزرگ و پدر مرجانه از صدای شیارا ماسترویانی، کاترین دونو، دانیل داریو و سیمون آبکاریان استفاده شده است. نگارش فیلمنامه و کارگردانی این اثر را مرجانه ساتراپی و ونسان پارونا، فیلمساز فرانسوی به اتفاق انجام داده اند و کمپانی سونی پیکچرز کلاسیکز توزیع این فیلم را به عهده دارد.

نگاهی به مجموعه کتابهای پرسپولیس

«پرسپولیس» از کتابهای موفق کمیک استریپ ( کتابهای مصور) در سالهای اخیر بوده است. در فرانسه و بیرون از مرزهای آن جوایز متعددی از جمله جایزه نمایشگاه کتاب فرانکفورت و جایزه الکس از اتحادیه کتابخانه های آمریکا را بدست آورده، به تقریبا بیست زبان ترجمه شده، فروش آن در فرانسه از مرز چهارصد هزار نسخه فراتر رفته و در دنیا به یک میلیون و دویست هزار نسخه رسیده است.

برخی دلیل موفقیت ساتراپی را در توانایی او در عینیت بخشیدن به مفاهیمی کاملا مجرد و انتزاعی می دانند، توانایی که به کتاب او زبانی جهانی بخشیده و باعث شده خوانندگانی در سراسر دنیا بتوانند با پرسپولیس و دنیای راوی آن ارتباط برقرار کنند.

منتقدان غربی «پرسپولیس» را اغلب به دلیل طنز ظریف، سادگی و در عین حال شیوایی بیان ساتراپی در نقاشی ها و در کلام و صراحتش در روایت انقلاب و معرفی فرهنگ ایرانی از نگاه ناظری جوان و کنجکاو ستوده اند.

برای اغلب خوانندگان ایرانی اما، جذابیت کار ساتراپی در پرهیز او از فروافتادن در ورطه تعصب است. بعضی از دوستداران ایرانی کتاب پرسپولس می گویند هنرمندان ایرانی معمولا در قضاوت خود تعادل را از دست می دهند : یا چنان شیفته فرهنگ ایرانی هستند که هر چه بجز آن را نفی می کنند و یا چنان از آن گریزانند که به مرز خودبیزاری می رسند.

به عقیده این عده ساتراپی از معدود هنرمندان ایرانی است که هم غرب را به نقد می کشند و هم منتقد فرهنگ خودی هستند. در عین حال عده ای از خوانندگان ایرانی تصویری را که ساتراپی از جامعه اش، بویژه پس از بازگشت از غرب (در جلد دوم) ارائه داده، محدود و آمیخته با ساده اندیشی می پندارند.

به عقیده این عده ؛ ساتراپی که برخاسته از طبقه مرفه و خانواده ای روشنفکر است از درک پیچیدگی ها و تضادهایی که در بطن اجتماع ایران وجود دارد ؛‌ بخوبی برنیامده و با نگاه کسی که فرهنگ دیگری را تجربه کرده و اکنون از بالا این جامعه را می نگرد، نتوانسته چنانکه باید به آن نزدیک شود و واقعیتها را دریابد.

پرسپولیس، داستان یک کودکی

کتابی که مرجانه ساتراپی را در دنیا بلندآوازه ساخت، اولین بار به زبان فرانسه و در دو بخش منتشر شد.

بخش نخست در نوامبر 2000 انتشار یافت و به شرح اولین سالهای نوجوانی مرجانه ساتراپی، روای داستان و زندگی خانوادگی او تا سقوط سلطنت در ایران و شروع جنگ این کشور با عراق اختصاص داشت.

بخش دیگر؛ اولین سالهای جنگ، اجباری شدن حجاب، تغییر سر و وضع ظاهری مردم به اقتضای شرایط تازه حاکم، خاموشیها و بمبارانها، روانه شدن خانواده های جنگ زده به پایتخت، اعدامهای سیاسی، اعمال محدودیتهای اجتماعی و بالاخره ملاحظاتی که پدر و مادر مرجانه را وامی دارد دختر نوجوان خود را به خارج بفرستند به تصویر می کشد.

شخصیتهای اصلی در هر دو بخش که بعد به صورت کتابی در یک جلد با عنوان فرعی «داستان یک کودکی» منتشر شد، علاوه بر مرجان، پدر، مادر و مادربزرگ او هستند که هر یک به نوعی بر دنیای فکری و عاطفی او تاثیرگذارند.

پرسپولیس، داستان یک بازگشت

دومین جلد «پرسپولیس» ، بازهم در دو بخش در سالهای 2002 و 2003 در پاریس منتشر شد. این کتاب با شرح زندگی مرجانه نوبالغ در غرب و تنهایی او آغاز می شود.

ساتراپی با نگاه جوانی فارغ از تعصب و بی تجربه اما در پیوند با ارزشهایی که از اولین محیط زندگی و خانواده اش به او رسیده به تماشا و لمس این دنیای تازه می نشیند.

او هر جا که با پیشداوری نسبت به ملیتش روبرو بشود، در برابر آن می ایستد حتی اگر این کار به قیمت از دست دادن سرپناهش تمام شود (مانند بگومگوی او با راهبه ها و ترک پانسیون).

از طرف دیگر نگاه مرجانه به زندگی همسالانش در غرب و دیدن خلاء عاطفی و فرهنگی میان آنها و خانواده هایشان، نگاه دختریست که خود دلبستگی عمیقی به خانواده و فرهنگ پدر و مادرش دارد و در تنهایی و رویارویی با مشکلات و کمبودها همواره از این منبع نیرومی گیرد.

دیگر آثار مرجانه ساتراپی

«گلدوزی»، در سال 2003 منتشر شد و می توان گفت که در مقایسه با دو کتاب «پرسپولیس» و «مرغ با آلو»،رنگ و بوی شخصی و عاطفی آن به مراتب کمتر است و رد پای آن اندوه ملایم که همراه با طنز ساتراپی احساسات خواننده را متاثر می کند، کمتر در آن دیده می شود.

ساتراپی در این اثر از آغاز تا پایان، نگاه خود را به زندگی زنان جامعه ایران دوخته و به نقل سرگذشتهای عجیب، واغلب مضحک یا تاسف آور زنانی پرداخته که قربانی جهل و خرافات و تابوهای اجتماعی اند و در جامعه ای مرد سالار و در برزخ سنت گرایی و زندگی مدرن دست و پا می زنند.

تابلوی شلوغی که او در اینجا از آدمهای جامعه اش ترسیم کرده بیشتر نشانگر تیپهای مختلف است تا شخصیتهایی چند بعدی: زنی که بکارت خود را پیش از ازدواج از دست داده و از ترس آبروریزی به هر چاره ای متوسل می شود، زنی که برای حفظ مرد مورد علاقه اش و کنار زدن مادر ناسازگار او به سراغ فالگیر و دعا نویس می رود، زنی که پس از سالها ازدواج و بدنیا آوردن چهار فرزند هنوز نمی داند آمیزش جنسی چگونه انجام می شود، عروس پستی که پس از ورود به سرزمینی بیگانه قصر آرزوهایش بر او آوار می شود و نمونه هایی از این قبیل.

نکته جالب این است که این زنان از نسلهای مختلف اند اما همگی دردها و تجربه هایی همسان و مشترک دارند. ساتراپی در این کتاب تنها حضور یک ناظر را دارد. ناظری شوخ طبع و باریک بین.

«مرغ با آلو»، نام کتابی است که در سال 2004 در پاریس انتشار یافت. این کتاب که روایت آخرین روزهای زندگی موسیقیدان و نوازنده ای رمیده از جامعه اطرافش است، بر اساس سرگذشت یکی از عموهای مادر ساتراپی بوجود آمده و نویسنده در خلق آن از گذشته و دنیایی الهام گرفته که دیگر وجود ندارد.

ساتراپی در این کتاب کم حجم و کم گفتار ضمن نشان دادن غربت و تنهایی ناصرعلی هنرمند حتی در جمع خانواده اش، دشواریها و محرومیتهای عاطفی نزدیکان او و ناتوانی او در ایجاد ارتباط با آنها را نیز ترسیم می کند.

رگه های عرفان و گرایش به آن در این اثرساتراپی آشکار است. ناصرعلی به همان اندازه که مردی ست دلبسته به لذایذ مادی (نمادهای آن در کتاب خوراک مرغ با آلو و سینه های سوفیا لورن است)، انسانی عارف مسلک نیز هست: پنجه های او قادر است از تار محبوبش، صوتی جادویی بیرون بکشد.

علاوه بر این مادر بیمارش تا زمانی که ناصرعلی برای زنده ماندن او دعا می کند، نمی تواند جان بسپارد و از رنج بیماری رها شود. حضور درویش ها، نقل قصه مردانی که در تاریکی فیلی را لمس می کنند و هر کدام به فراخور درک خود آن را به گونه ای تعبیر می کند، رویارویی ناصرعلی با فرشته مرگ و همچنین عشق نافرجام او به «ایران» از عواملی هستند که فضا ی این کتاب را از فضای «پرسپولیس» و «گلدوزی» متمایز کرده اند.

مرجانه ساتراپی در یک نگاه

مرجانه ساتراپی در سال 1969 در رشت بدنیا آمد و در تهران رشد یافت، مادر وی از نوادگان ناصر الدین شاه قاجار بوده است. در سن چهارده سالگی به وین فرستاده می شود ولی پس از پایان دوران دبیرستان به ایران بازمی گردد و وارد دانشگاه می شود.

پس از یک ازدواج ناکام در ایران به استراسبورگ در فرانسه و سپس به پاریس می رود و شروع به کار نقاشی و کتابهای مصور می کند.

نقاشی های وی در نشریات نیویورکر و نیورک تایمز منتشر می شود. خانم ساتراپی کتاب دیگری نیز به نام «هیولاها از ماه می ترسند» دارد که ویژه کودکان است و در سال 2006 منتشر شد.

جایزه ویژه داوران کن برای مرجانه ساتراپی

و در آخر فیلم ‹پرسپولیس‹ ساخته مرجانه ساتراپی از فرانسه، جایزه ویژه هیئت داوران شصتمین جشنواره فیلم کن را به طور مشترک با یک فیلم از مکزیک، برد. جایزه ویژه هیئت داوران پس از ‹نخل طلا› و ‹جایزه بزرگ’، عموما به عنوان سومین افتخار جشنواره کن شناخته می شود. دیگر برنده امسال جایزه ویژه هیئت داوران فیلم روشنایی خاموش اثر کارلوس ریگاداس از مکزیک بود. وی در مراسم اختتامیه جشنواره کن، پس از اعلام رأی داوران برای فیلم پرسپولیس گفت: «می خواهم این جایزه را به همه ایرانیان تقدیم کنم.»

والسلام

در پناه حق

SmileyCentral.com


Khorashad Group…….join عضویت تو این گروه ضرری واست نداره, به امتحانش می ارزه , خوشت اومد که فبها اگه هم خوشت نیومد , ما رو به خیر و شما رو به سلامت!! … پس منتظریم … حالا اون پایین رو کلیک کن

چون حجم عکس باعث دیر بالا اومدن وبلاگ میشد , لذا عکس رو برداشته و بجاش نوشتیم :

گروه خراشاد


می خوای خراشاد رو از نزدیک ببینی؟


 

 

Advertisements
دسته‌ها:سینما
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: