KhorAshaD

تصویر هفته: گل زعفران در دست زن کشاورز - خراشاد (م. آرین پور) در نوشته:تصاویر زیبایی از برداشت زعفران در خراشاد / Saffron Harvest in Khorashad

خاک کوی خراشاد

به نام یزدان

شنبه، 24 شهريور، 1386

سلام

چندی پیش که در بیرجند به سر میبردم؛ اشعاری یافته ام از پدربزرگم؛ مرحوم رجب رضایی (حافظ نیا)…. وی طبع شعر و شاعری داشته و با اینکه تحصیلاتش در حد مکتب بود ولیکن اشعاری که در طول عمر کوتاه خود (4 دهه) سرود, بسیار زیبا و خواندنیست و نشان از ذوق و استعداد وی دارد… چندین مورد از این اشعار ؛ توسط دوستان قدیمی و هم ولایتی هایش بدست بنده رسید که در فرصتی مناسب در این وبلاگ قرار خواهم داد…

بخوانید سروده زیر را که وصف حال خراشاد و نشانه عشق و علاقه وی به دیار خویش است و مرتبط با نام و هدف این وبلاگ نیز می باشد؛‌

نشانِ خُلد برین است , خاک کوی خُراشاد

بهشت روی زمین است , قریه نکوی خُراشاد

اگر به چشمه کوثر بُدی به فرضِ مَثل , دو

یکی به خُلد و یکی بُود آب جوی خراشاد

مگر که خطه مازندران به خواب بیند

هوای روح فزای خوش و نکوی خراشاد

خجل گذر کند و سرفکنده آهوی مشکین

اگر گذر کند از …(کوشک)… مُشک بوی خراشاد

مَناز صفحه تهران به قصر و دره و دربند

نِگر به دره تاج کوه و چارسوی خراشاد

قلوب مرده شود زنده, کهنه گان همه تازه

صباح و دم ز صبای عبیر بوی خراشاد

مدال و رتبه ام القری و دارالعبادین

خدیو دین زده بر …… روی خراشاد

بعهد ناصرین شاه بر سپهر رسانده است

ملا علی خراشادی, آبروی خراشاد

بود مثال قم و ری بسی مزار و مشاهد

ز نسل موسی جعفر , چهار سوی خراشاد

به هر دیار که گشتم , هر آنچه چشم فکندم

ندیده ام چو مردمان صلح جویِ خراشاد

اگر شنیده ای ز کوه باقران* قُهستان

بدان که هست همان کوه سبزه روی خراشاد

به لاله زار مرا نیست , احتیاج سیاحت

چو هست لاله رُخانِ سیاه موی خراشاد

هزار شُکر که پُر گند و کوفت , شهرنو ای نیست

به شهر و حومه بیرجند و هیچ سوی خراشاد

عُقودِ گوهرِ دین پروری و شاه پرستی

خَدیو عهدِ ازل, کرده در گلوی خراشاد

بگشتمی همه ییلاق گاه حومهء تهران

هنوز در دلِ من هست , آرزوی ِ خراشاد

رجب رضایی (حافظ نیا) 1330 شمسی

انشالله در آینده ای نزدیک با عکسهای بیشتری از خراشاد در خدمت دوستان خواهم بود….

والسلام

در پناه حق

SmileyCentral.com

۱ دیدگاه »

  ناشناس wrote @ ژوئن 28, 2008 at 8:28 ق.ظ

و نيز خدمت آقا ياسر عرض كنم دو بند شعر از مرحوم پدر بررگتان
مدرسه ……….. خانه شد فرزان را خبر كنيد
دست شرور …ري مگر كم است از خري
در پاسخ توسط خود ايشان از قول … ري پاسخ چنين آمده ا ست
دم الاغ خويش گير تو را چكار به شاعري

خراشاد:

تا چندی پیش خبر نداشتم تا اینکه در این مطلب، از جناب دکتر واعظی این شعر را به نحو دیگری شنیدم ..:

راستی شما این شعر از مرحوم رجب پدربزرگتان را شنیده بودید؟:
مدرسه ج…خانه شد فرزان را خبر کنید محل عاشقانه شد فرزان را خبر کنید!
طبع بلندح…مگر کم است ز هر خری…
انصافا ان مرحوم ذوق شعری خوبی داشته است خدایش بیامرزاد
.”

علت سرودن این شعر را جویا شدم …. گفتند که:
موضوع ظاهرا مربوط به معلم مدرسه و روابط ایشان با .. بوده است که چون ایشان هم برای خراشادیها شناخته شده است و تقریبا خراشادی است نام ان شخص را حذف کردم. مرحوم پدربزرگ شما خواسته با این شعر ان روابط را بر ملا کند و شادروان سید محمدفرزان را که رییس وقت اموزش و پرورش بیرجند بوده تحریک به مداخله کند. این که الباقی ماجرا چه بود وچه شد متاسفانه من اطلاعی ندارم

البته پاسخ را هم فعلا از شما شنیدم !!… حال این آقای معلم که شناخته شده اهالی خراشاد هستند … که بوده اند … الله اعلم !!! خداوند انشالله از تقصیرات همه بگذرد …

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>