بایگانی

بایگانیِ دسته‌ی ‘زندگینامه چهره ها’

چهره های موفق / دوچرخه سوار بیرجندی: حسن خراشادی زاده

27 ژوئن 2010 4 دیدگاه

معرفی حسن خراشادی زاده

دوچرخه سوار


به دنبال معرفی‌ چهره‌های موفق که والدین آنها اصالتی از خراشاد دارند، این بار به معرفی‌ جناب حسن خراشادی زاده، یکی‌ از ورزشکارن موفق در رشته دوچرخه سواری می‌پردازیم. از قرار معلوم ایشان، قصد برگزاری تور دوچرخه سواری دور ایران به نام “سرزمین آریا” در تابستان امسال را دارند.

حسن خراشادی زاده

حسن خراشادی زاده

بنا به درخواست ما، اتوبیوگرافی مختصری از ایشان را  خواهید  خواند:

حسن خراشادی زاده فرزند غلامرضا متولد ۱۳۶۶ و دبیر آموزش و پرورش سربیشه  و مسئول روابط عمومی و مسئول کمیته سایکلتوریست هیئت دوچرخه سواری استان خراسان جنوبی هستم.

حدود ۵ سال است در رشته دوچرخه سواری فعالیت دارم بیشتر بخوانید…

به مناسبت سالروز درگذشت/ پخش زندگینامه دکتر رضوانی در رادیو کوچه

26 مارس 2010 3 دیدگاه

محمد اسماعیل رضوانی پژوهش‌گر برجسته تاریخ

«پدر تاریخ معاصر ایران»


به مناسبت چهاردهمین سالگرد درگذشت دکتر رضوانی، پژوهشگر برجسته تاریخ ایران، که به پدر تاریخ معاصر و تاریخ مطبوعات ایران ملقب گشته، رادیو کوچه اقدام به انتشار زندگینامه وی نموده است.

دکتر محمداسماعیل رضوانی

دکتر محمداسماعیل رضوانی

در رادیو کوچه، چنین گفته می شود:

پنجم فروردین ۱۳۷۵ برابر با سال‌روز درگذشت «محمداسماعیل‌ رضوانی» پژوهش‌گر برجسته تاریخ و استاد سابق دانشگاه تهران بود. او ستونی محکم برای رشته تاریخ ایران محسوب می‌شود و بدین سبب پدر علم تاریخ معاصر ایران نام گرفت.

«محمداسماعیل‌ رضوانی» در دهم اردیبهشت سال‌۱۳۰۰ در روستای خراشاد ‌(۲۴‌کیلومتری‌ جنوب ‌شرقی‌‏ بیرجند) به دنیا آمد. نام خراشاد نامی یگانه بوده و بنا به گفته محمد اسماعیل رضوانی برگرفته از زبان پهلوی و به معنی محل طلوع خورشید بوده و علت آن بیشتر بخوانید…

چهره های موفق / وبلاگ نویس ایرانی: از زاهدان تا لندن

17 مارس 2010 ۱ دیدگاه

معرفی امین ثابتی

وبلاگ نویس


بی بی سی، یک سلسله مصاحبه با پیشگامان اینترنت، مدیران سایت های برجسته دنیا، وبلاگ نویسان (ایرانی و افغان) و … تحت صفحه ویژه ای با عنوان اینترنت، قدرت برتر، انجام داده است.

همزمان با مصاحبه تلویزیون بی بی سی با امین ثابتی، یکی از وبلاگ نویسان موفق ایرانی، بی مناسبت ندیدم با توجه به اصالت خانوادگی  و ارتباط وی با منطقه نخبه پرور خراشاد، ایشان را به خوانندگان این تارنما معرفی نماییم.

وی در وبلاگش در باره خود چنین نوشته است:

بیشتر بخوانید…

زندگینامه مرتضی حسن پور / اولین پرستار مرد ایران

9 ژوئیه 2008 7 دیدگاه

 

مرتضی حسن پور فرد خراشاد، (۱۳۲۱ – )، اولین پرستار مرد ایرانی [۱] و از پژوهشگران این رشته می‌باشد.

وی در سال ۱۳۲۱ در روستای خراشاد از توابع شهرستان بیرجند به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در زادگاه خود، جهت تکمیل تحصیلات عازم آمریکا شد. سپس با اخذ مدرک کارشناسی ارشد پرستاری از دانشگاه کالیفرنیا جنوبی، در سال ۱۳۴۶ به ایران بازگشت و به عنوان عضو هیئت علمی، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد به تدریس پرداخت.

حسن پور به عنوان اولین پرستار مرد، با تحصیلات آکادمیک در ایران، تا سال ۱۳۴۸ در سپاه بهداشت بندرعباس مشغول به خدمت بود و سپس در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به تدریس پرداخت. وی علاوه بر ریاست دانشکده پرستاری و آموزشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دوره های کارشناسی پرستاری را در دانشگاههای شهرهای بیرجند، سبزوار، گناباد و رشته های کاردانی رادیوتراپی ، رادیولوژی و تکنیسین اتاق عمل و کارشناسی علوم آزمایشگاهی را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، راه اندازی نمود.

حسن پور علاوه بر اینکه دارای تالیفاتی در زمینه پرستاری می باشد، از سال ۱۳۸۰، کلاسهایی را در جهت سلامت فردی و اجتماعی، برای دانش آموزان مناطق محروم شهری و روستایی برگزار می کند. وی پس از بازنشستگی در سال ۱۳۸۴ ، هم اکنون به تدریس و پژوهش در زمینه پرستاری ادامه می دهد.

سازمان نظام پرستاری ایران، در سال ۱۳۸۶ از وی به عنوان اولین پرستار مرد ایران، تقدیر به عمل آورد.

منبع : ویکی پدیا

مرتبط:

مراسم تجلیل از پرستاران پیشکسوت - مرتضی �سن پور

مراسم تجلیل از پرستاران پیشکسوت - مرتضی حسن پور

تجلیل از مرتضی �سن پور در سازمان نظام پرستاری

تجلیل از مرتضی حسن پور در سازمان نظام پرستاری

تجلیل از مرتضی �سن پور در سازمان نظام پرستاری

تجلیل از مرتضی حسن پور در سازمان نظام پرستاری

حاج شیخ محمد حسین خراشادی کاخک

17 آوریل 2008 4 دیدگاه

به نام یزدان

سلام

در ادامه معرفی شخصیتهای برجسته منطقه خراشاد ,  این بار به بیان زندگینامه شیخ محمد حسین خراشادی می پردازیم  :

مرحوم حاج شيخ محمد حسين خراشادی

مرحوم حاج شيخ محمد حسين خراشادی كاخك مشهور به واعظ در خانواده اي روحاني در سال 1313 در كاخك گناباد متولد شد. او اخرين فرزند اخوند ملا محمد علي كاخكي بود كه علاوه برايشان 4 فرزند ذكور ديگر به نام هاي : محمد باقر محمد اشرف محمد حسن و محمد داشته است كه همگي به رحمت خدا رفته اند.

 مرحوم حاج شيخ حسين هرگز موفق به ديدار پدر نشد زيرا كمتر از 40 روز از تولدش نگذشته بود كه ان بزرگوار از دار دنيا رحلت كرد. تمامي اجداد ان مرحوم تا جايي كه ما ميشناسيم روحاني بوده اند كه بي ترديد مشهورترين انها اخوند ملا علي مجتهد مشهور به اخوند خراشادي بوده كه از معاصرين و به روايتي هم مباحثه شيخ مرتضي انصاري بوده است و رساله اي نيز با يكديگر در وجوب جهاد عليه كفار نگاشته اند كه ظاهرا در جهت ترغيب مسلمين به جهاد عليه روس در زمان فتحعليشاه نوشته شده است. نام و ياد اين مجتهد بزرگ در تمامي كتاب هايي كه به شرح حال بزرگان بيرجند وقاينات پرداخته اند مانند بهارستان مرحوم ايتي مندرج است. مرحوم حاج شيخ هرگز موفق به ديدار پدر نشد زيرا ان بزگوار اندكي بعد از تولد او در گذشت.

 

 اينكه اين خانواده از كجا امده اند و چه ارتباطي بين خراشاد وكاخك وجود داشته است نكته اي مبهم است. مرحوم دكتر محمد اسماعيل رضواني استاد تاريخ دانشگاه تهران كه خود از اين خانواده است مي فرمود كه اين خانواده اصالتا زابلي هستند و جد اعلاي انها سرداری زابلی بوده است كه در زمان حمله نادر به هندوستان از ترس به بيرجند گريخته و در خراشاد سكونت گزيده يا شايد مخفي شده است.

او فرزند خود را كه محمد ولي نام داشت به مدرسه علميه فرستاد كه بعد از اتمام درس به خراشاد بازگشت و به ميمنت اين حضور اهالي خراشاد يك اصله درخت گردو را به او هديه كردند كه ظاهرا تا چند سال قبل هنوز بقاياي ان موجود بوده كه خراشاديها ان را به نام درخت مد وليو :محمدولي: ميشناخته اند. به هر حال فرزندان محمد ولي نيز به تحصيلات حوزوی پرداخته اند و در مشهد احتمالا مشغول تحصيل شده اند كه گروهي از انان در كاخك گناباد كه صاحب حوزه اي بوده است (يا شايدتوسط اينان ايجاد شده بوده) مشغول تدريس و تعليم شده اند ولي ارتباط خود را با خراشاد همچنان محفوظ مي داشته اند.

من اين روايت را با مختصر تفاوتي ازمرحوم عموي بزرگم اقا شيخ باقر سروری نيز شنيده بودم جز اينكه ان مرحوم معتقد بود جد اعلاي اين خانواده نيز شيخي زابلي به نام شيخ زين العابدين بوده است كه البته با توجه به تكرار نشدن نام زين العابدين در اين خانواده دكتر رضواني اين احتمال را مردود ميدانست .

 به هر حال بنا بر همين سنت مرحوم حاج شيخ حسين نيز كه در مشهد در مدرسه باقريه به طلبگي اشتغال داشت طبق رسوم طلاب براي كار اموزي!! به خراشاد امد در حاليكه 18 سال بيش نداشت اما از انجا كه صاحب صدايي خوش و سبكي دلپذير در منبر بود به اصرار اهالي خراشاد همانجا ماند و با دختر يكي از ملاكان خراشاد به نام مرحوم كربلايي غلامرضا ازدواج كرد و همان سال با پدر زن و زنش (مرحومه معصومه خراشاديزاده والده خواهر بزرگم) توفيق زيارت كربلا را يافت و شيخ جوان به نام كربلايي شيخ حسين مشهور و اوازه اين شيخ جوان وسبك جذاب او در منبر به زودي به نوفرست رسيد و به دعوت جمعي از اهالي كه پيشگام انان مرحوم كربلايي حاجي حسين پدر اقايان صادقپور بود به نوفرست امد ودر مسجد دره دور از دسترس مرحوم اقا محمد فروغي!!( پدر بزرگ اينجانب) مشغول وعظ و خطابه گرديد به زودي چنان مورد توجه اهالي نوفرست قرار گرفت كه با زن و يگانه دخترش در نوفرست در محل كنوني منزل اقاي غلامرضا حاج عليشير ساكن شد و مدتي نگذشت كه به علت اختلاف عقيده همسر اولش را ترك گفت و اندكي بعد با دختر كوچك مرحوم فروغي ازدواج کرد ( البته در اين زمان اقاي فروغي از دنيا رفته بود سال 1338 )
او همچنان ارتباطش را با خراشاد حفظ كرد و تا پايان عمر كوتاهش در هر دو روستا و نيز روستا ي نصر اباد به تبليغ مشغول بود .

در نوفرست او اقدامات مهمي انجام داد براي كوتاه كردن دست بهاييان از تعليم وتربيت كلاس اكابر (نهضت سواد اموزي فعلي) باز كرد. بهاييان را از امدن به مسجدو حمام منع كرد و با كمك اهالي و اقاي قيطاسي كوچه اصلي روستا را كه بواسطه وجود مسجد كوچك ونيمه مخروبه اي فابل عبور براي اتومبيل نبود با تخريب مسجد بازگشايي كرد و راهي ماشين رو به چاچ وخراشاد ساخت تا اتوبوس بتواند از ان عبور كند و مشكل اياب وذهاب به شهر حل شود و حمام قديمي و غير بهداشتي ده را كه داراي خزينه بود تغيير داد ودر ان دوش تعبيه نمود .

از ديگر كارهاي او احداث شركت تعاوني روستايي بود كه بعدا به عنوان شركت مادر برگزيده شد و خدمات رساني به بيش از 60 روستا و ابادي را اين شركت به عهده گرفت بعد از سيل مهيب سال 47 اقدام به ساختن مسيل برگردان(پل گر) نمود كه باعث رفع خطر سيل گرديد و نيز دبستان فعلي نوفرست را ساخت كه بعدا ان را تا سطح راهنمايي ارتقا داد و ………..

تقدیر و تشکر از آقای دکتر واعظی راد جهت همکاری و گردآوری مطالب

 

منبع: فراسوی نوفرست

 مرتبط : شخصیت های برجسته خراشاد

 والسلام

آخوند ملاعلی خراشادی

19 فوریه 2008 8 دیدگاه

 

 

آخوند ملا علی خراشادی

آخوند ملا علی خراشادی متولد روستای خراشاد بیرجند و از علمای با فضل و دانش در قرن سیزدهم هجری قمری می باشد. از تاریخ تولد این عالم وارسته اطلاع دقیقی در دست نیست .در کتاب ناسخ التواریخ از وی به عنوان یکی از علمای شرکت کننده در جنگ ایران و روس نام برده میشود.

در کتاب سفر نامه میرزا خانلرخان اعتصام الملک  شرحی از زندگی بیشتر بخوانید…

دکتر غضنفر فروزانفر / رئیس شورای اسلامی شهر بیرجند

7 فوریه 2008 2 دیدگاه

سلام

این  هفته به معرفی یکی دیگر  از شخصیت های برجسته منطقه خراشاد می پردازیم ,…. جناب دکتر فروزانفر , عضو هیئت علمی و  رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی بیرجند و رئیس شورای شهر بیرجند ….. بیوگرافی مختصری از ایشان در دسترس بود که در ذیل خواهید خواند :

دکتر غضنفر فروزانفر در سال 1322 در روستاى خراشاد از توابع بخش مركزى بيرجند، متولد شده است. ايشان دوره ابتدائى را دردکتر فروزانفر - خراشاد - khorashad خراشاد و دوره متوسطه را در بيرجند گذرانيد و از سال 46-1340 به شغل آموزگارى پرداخت. تحصيلات پزشكى را طى سالهاى 53-1346 دردانشگاه علوم پزشكى مشهد به اتمام رسانيد واز سال 1353 تا 1356 به عنوان پزشك عمومى در بيرجند خدمت كرد. وى از سال 59-1356 دوره تخصصى اطفال را در مشهد گذرانيد و از سال 1362 -65 مسئوليت بيمارستان امام رضا بيرجند را عهده‏دار شد و از آن زمان تا مردادماه 1379 در Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)سمت رئيس دانشكده و سپس رئيس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند و همزمان با آن در سمت سرپرست شبكه بهداشت شهرستان بيرجند ايفاء وظيفه نمود.Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)

فروزانفر عقيده دارد:”كه انسان دركارها و سرمايه‏هاى ملى، دست كم، همان قدر دل بايد بسوزاند كه براى كار و سرمايه خود دل مى‏سوزاند”، اين طرز تفكر سبب شده كه روز به روز بر توسعه و تكامل‏واحدهاى تحت نظارت ايشان افزوده شود. همان طور كه در مبحث معرفى دانشگاه علوم پزشكى گذشت، اهتمام آقاى دكتر فروزانفر در آموزش صحيح علوم پزشكى واستفاده بهينه از امكانات موجود، سبب شده است كه دانشجويان اين دانشگاه در آزمون جامع علوم پزشكى تا سال 1378 , پنج بار به مقام اول و يك باربه مقام دوم نائل شوند.

در زمينه ساخت مراكز آموزشى و درمانى دانشگاه و بيمارستان امام رضا ، دكتر فروزانفر شخصاً نظارت داشته و براساس گزارش معاونت پشتيبانى دانشگاه تا اواخر سال 1378 بيش‏از 100000 متر مربع ساختمان احداث نموده است. در زمينه بهداشت و درمان، وقتى ايشان رياست بهداشت و درمان بيرجند را پذيرفتند در سطح شهرستان بيرجند 4 پزشك متخصص(دو نفر ايرانى و دو نفر هلندى) و 10 پزشك عمومى ايرانى و 20 پزشك عمومى هندى و بنگلادشى وجود داشته كه امروزه نه تنها از پزشكان خارجى اثرى نيست، بلكه تعداد پزشكان متخصص به بيش‏از 60 نفر و عمومى به بيش از 150 نفر رسيده كه از نظر بهداشت و درمان، شهرستان بيرجند مقام دوم را بعداز شهر مشهد دارا مى‏باشد.

ایشان به علت خدمات بسیاری که در زمینه پزشکی و بهداشتی در شهر بیرجند انجام داده اند, در بین مردم محبوبیت بسیاری داشته به طوری که در 2 دوره پیاپی انتخابات شورای اسلامی شهر بیرجند, بالاترین میزان رای را کسب نموده و هم اکنون به عنوان رئیس شورای شهر بیرجند در حال خدمت می باشند.

والسلام

در پناه حق

مرتبط:

جمشید آذری نصرآباد

31 ژانویه 2008 5 دیدگاه

به نام یزدان

سلام

طبق قولی که دادیم , این هفته به معرفی یکی دیگر از شخصیت های برجسته منطقه خراشاد می پردازیم ….. آقای جمشید آذری نصرآباد, شاعری که بیوگرافی  از ایشان را, هرچند مختصر, در ذیل خواهید خواند :

جمشید آذری نصرآباد از آن دسته انسان هايی است كه شرايط اجتماعی و خانوادگی به او اجازه نداد، در محضر استاد يا كلاس درس به آموختن بپردازد و بتواند خمير مايه ذاتی و استعداد فطری خويش را در قالب نوشته به سامان آورد.

 

آذری از خيل گمنامان مستعد، باذوق، بديهه سرا، نكته دان و بذله گويی است كه هرچند غلط های املايی و قافيه هايی خطی در سروده هايش فراوان می باشد, اما جوهره شعرش همچون استعدادش سيال و جوشان است.

خود می گويد: «در سال ۱۳۲۰ شمسي در روستای نصرآباد خراشاد ديده به جهان گشودم. در هفت سالگی به جای رفتن به كلاس، پشت دارهای قالی نشستم. در آن اوضاع و احوال، به همت عمويم استاد محمد حسن آذری ، الفبای فارسی را آموختم . عمويم هنگام كار پيوسته اشعار حافظ و سعدی را بلند بلند می خواند و خودش هم اشعاری می سرود. اين شيوه مرا به شعر علاقه مند كرد و سبب شد از دوران كودكی سرودن اشعاری را تجربه كنم. اكنون هم شعر می گويم و مجموعه ای بيش از چند هزار بيت در قالب غزل، مثنوی، دوبيتی و طنز فراهم آورده ام. بسياری از آنها را در انجمن های ادبی و شعری خوانده ام و اميدوارم روزی به چاپ برسد.
 

از سروده های اوست:


به
هوای مه نو تا به افق خيره شدم
ناگهان
در نظرم ماه تمامم آمد
ساغری
از می كهنه غزلی نو به ضمير
يادی
از شعر تر ابن حسامم آمد
تير
در چله به دنبال شكارم شب و روز
به
دمی آهوی خوش حال به دامم آمد
ساقی
و ساغر می بر كف و ماه رمضان
وقت
افطار به هنگام صيامم آمد
بزم
گسترده و مطرب به ميان رقص كنان
عكس
دلدار ميان می جامم آمد
دوش
مخمور به فكر می بی غش بودم
ساقی
از غيب سر سفره شامم آمد
قدحی
از كف ساقی بگرفتم كه سپس
رمقی
داد به جان تا كه قيامم آمد
يار
بی پرده سخن گفت به هنگام حضور
كز
پس پرده سخن ها به خيامم آمد
دل
به عشق سركوی تو چو پرواز نمود
پرزنان
طاير عشقم لب بامم آمد
«
آذری» مست شراب از می خمخانه عشق
قدح
اندر قدح و شرب مدامم آمد

****دوشينه ندا ز سوی ميخانه رسيد
****در
گردش خم قطره مستانه رسيد
****مخمور
خرابات به وی مژده دهيد
****در
گردش می نوبت پيمانه رسيد

منبع: بیرجند دیار فرزانگان

والسلام

 

 

در پناه حق 

 

خورشیدی برآمده از خراشاد/ یادی از دکتر محمد اسماعیل رضوانی…پدر علم تاريخ معاصر ايران

23 ژانویه 2008 31 دیدگاه

به نام یزدان

سلام

قصد داریم از این به بعد, هر هفته به معرفی یکی از شخصیت های برجسته منطقه خراشاد بپردازیم , دوستانی که اطلاع کامل و جامعی از دیگر شخصیت های برجسته ( بیوگرافی, تصویر و … ) دارند , ما را در این راه یاری نمایند…در اولین قسمت,  بیوگرافی کوتاهی از دکتر محمد اسماعیل رضوانی و سپس شرح کامل آن ( برگرفته از بنیاد ایرانشناسی و ویکی پدیا) ,  به همراه مقاله خورشیدی برآمده از خراشاد و مصاحبه آن مرحوم با مجله کیهان هوایی,  ارائه شده است:

  محمد اسماعيل رضوانی در دهم ارديبهشت 1300 ش در قريه خراشاد از توابع بيرجند و در خانواده‏ای روحانی به دنيا آمد.  وی در مصاحبه اش در سال ۱۳۶۷ با مجله کیهان فرهنگی می گوید : “…  من در سال 1300 شمسی متولد شدم. زادگاهم قریه ایDr. rezvani است به نام خراشاد در 24 کیلومتری جنوب شرقی بیرجند؛ خراشاد گویش دیگری است از کلمه خورشید, که من آن را در الاتنبیه و الاشراف پیدا کردم. در جایی که اقالیم سبعه را تقسیم می کنند به سیارات سبعه می گویند : (( الاقلیم رابع للشمس و هو بالفارسیه خرشاد)) . پدرم در آنجا روحانی و بزرگ محل بود. من هم طبق معمول آن زمان به مکتب می رفتم …..

 

وی از شش سالگی به مكتب رفت و قرآن را فرا گرفت و بعد از آن اولين كتابی كه خواندنش را شروع كرد, نصاب الصبيان اثر ابونصر فراهی بود. پس از آن آثاری چون امثله و شرح امثله را آموخت و در همين دوران مسير زندگی ‏اش به لطف معلم دبستان تدين تغيير كرد و وارد مدرسه عمومی شد و در سال 1322 موفق به اخذ ديپلم گرديد و بلافاصله به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و تدريس در دبستان و پس از آن تدريس در دبيرستان را آغاز كرد.

رضوانی در اين دوران ضمن تدريس، دوره ليسانس را در فاصله سال‏هاى 28 تا 32 تمام كرد و وارد دوره فوق ليسانس و رسالة دكتري خود را پيرامون انقلاب مشروطه ارائه داد به دنبال آن در سال 41 به درجه دكترا نائل گرديد.. رضوانی در سه رشته تاريخ، جغرافيا و امور تربيتی ليسانس خود را گرفت. رضوانی پس از اخذ دكترا تدريس در دانشگاه را انتخاب كرد و در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران به تدريس در رشتة تاريخ اشتغال ورزيد و به درجة استادي نائل آمد . رضواني ستوني محكم براي رشته تاريخ ايران محسوب ميشد و پدر تاریخ معاصر ایران نام گرفته است.  

 

 

 تنوع تأليفات و مقالات استاد رضوانی زياد است كه تنها به ذكر اهم تأليفات بسنده می شود .

 

 زميني كه روي آن زندگي مي كنيم ، تهران : سازمان چاپ كيهان ( به كمك مؤسسه يونسكو ) ، 1341.

 

 انقلاب مشروطيت ايران  ، تهران : مؤسسة انتشارات فرانكلين ، چاپ اول 1345 ، چاپ سوم ، 1356

 

اعلان ها و اعلاميه هاي دوره قاجار , تهران : ضمين مجله بررسي هاي تاريخي ، 1349

 تبليغات نامه تنسر با همكاري مجتبي مينوي  ، تهران : خوارزمي ، چاپ اول 1351 ، چاپ دوم 1354.

 

  تصحيح تاريخ منتظم ناصري  در سه جلد ، تهران : دنياي كتاب ، 1347.

 

سفرنامة ظهير الدوله ( همراه مظفرالدين شاه به فرنگستان ) , تهران : كتابخانة مستوفي 1371

 

روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر سوم فرنگستان ( با همكاري فاطمه قاصيها ) ، در سه جلد ، تهران : سازمان اسناد ملي ايران ، 3ـ 1371.

 

عالم آرای عباسی ، در سه جلد ، تهران : دنياي كتاب ، 1377 .

 

يادداشت های امين الدوله ( زير چاپ )

 

10ـ مجموعه مقالات علمي ايشان كه به بيش از 61 مقاله مي رسد ، در دست چاپ است .

 

استاد رضواني افزون بر كتابهاي ياد شده ، چند جلد كتاب درسي تآليف كرده اند . از جمله :    

 - يك دوره تاريخ و جغرافيا و تعليمات اجتماعي دبيرستان

 -    يك دوره كامل تاريخ و جغرافيا براي دانشسرای مقدماتی و كلاسهاي تربيتي ، آمورش و پرورش

 -  كتاب درسی تاريخ سياسی ايران برای دانشجويان دانشكده افسری .دكتر رضوانی در دوران حيات خدمات شايانی در ارتقاء دانش مطبوعاتی روزنامه‏ نگاران انجام داد و از سال 48 تا واپسين سال‏های عمر خود به نگارش جزوه ‏های درسی تاريخ مطبوعات ايران (مؤسسه عالی علوم ارتباطات 1348) همت گماشت و با نشرياتی چون آينده، راهنمای كتاب، بررسی ‏های تاريخی، يغما، گنجينه اسناد، مجله دانشكده ادبيات، كيهان فرهنگی، بندر و دريا و… همكاری می كرد و مقدمه‏ ای نيز بر بسياری از آثار چون شاه اسماعيل اول و جنگ چالدران, پژوهش هاشم حجازی ‏فر، لوايح شيخ فضل ‏الله نوری، نشر تاريخ ايران، تاريخ مطبوعات كرمان و… نوشت.تصویری از مر�وم دکتر رضوانی

 

دكتر رضوانی علاقة مفرطي به خريد و جمع آوري كتب خطي و نشريات دورة قاجاريه داشت كه آنها را بسختي در طول زمان جمع آوري كرده بود .دكتر رضوانی يكی از يادگارهای گرانقدرش را كه مجموعه روزنامه ‏ها و مجله‏ های قديمی دوران قاجار و كتابخانه ‏اش بود، در اختيار مورخان، پژوهشگران و مشتاقان قرار می ‏داد .استاد محمد اسماعيل رضوانی در روز يكشنبه پنجم فروردين 1375  و در سن 75 سالگی چهره در نقاب خاك كشيد. برای آشنا شدن بیشتر با این استاد گرانمایه , می توانید مقاله دکتر سید محسن منظورالاجداد و نیز مصاحبه مجله کیهان فرهنگی با استاد را که در دی ماه 1367 انجام گرفته را بخوانید.

 

 

  مشاهیر رشته تاریخ ایران : دکتر محمد اسماعیل رضوانی, بنیاد ایرانشناسی

خلاصه : محمد اسماعيل رضواني ، فرزند جعفر ، در 10 اردبيهشت 1300 در قرية خراشاد ( 24 كيلو متري شمال بيرجند ) بدنيا آمد . پس از آنكه تحصيلات خود را به پايان رساند به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به كار تدريس در مدارس بيرجند پرداخت ؛ رضواني بعد از آنكه به تهران آمد به تحصيلات خود ادامه داد و توانست دورة ليسانس ، فوق ليسانس و دكترا را طي كند . وي مدتها در دانشگاه ملي و دانشگاه تهران به تدريس مشغول بود و پس از آنكه در سال 1358 بازنشسته شد ، تا پايان عمر به تحقيق و پژوهش در زمينة تاريخ ايران پرداخت . محمد اسماعيل رضواني سرانجام در 5 فروردين 1375 در تهران فوت نمود.

 والدين و انساب : درخانواده اي روحاني ديده به جهان گشود . اجداد و نياكان پدری وی ،عبارت بودند از شيخ جعفر ،آخوند ملا محمد علي ،آخوند ملا اسماعيل و سركار آقا -از علمای منطقه خراسان در عهد صفويه نسل اندر نسل در امور ديني و علمي منطقه قهستان از سرآمدان روزگار بودند .مادرش فاطمه نام داشت و جد مادريش ملا حسن يزدی بود.

 

 خاطرات کودکي : در زمان دكتر رضواني معمول بود كه و قتي كودكي را تمام مي كرد او را به هديه نزد پدرش بردند در اين مراسم به كودك لباس نو مي پوشاندند و قرآن را هم در پارچه اي مي بستند و كف دست او مي گذاشتند و در حالي كه خود روحاني جلو حركت مي كرد و سوره الرحمن را تلاوت مي نمود ،به طرف خانه پدر آن كودك مي رفتند ،دراين حال غالبا زنها در كو چه جمع مي شد ند و تماشا مي كردند گاهي به گريه نيز مي فتادند ،در منزل نيز مجلسي ترتيب داده مي شد و انواع تنقلات براي بچه هاي مهمان فراهم مي آوردند .محمد اسماعيل كودك را نيز پس از فراگيری قرآن پيش پدر بردند .آن سال پدر به فرزند يك درخت گردو هديه داد، كه اين انعامي بود از سوي پدر به فرزند معمولا داده مي شد.

 

 

 اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : دكتر رضواني در شش سالگي توسط پدر به يكي از مكتب خانه هاي محلي سپرده شد كه در آن به فراگيري قرآن مجيد و علوم مقدماتي بپردازد :هشت ساله بود كه خواندن قرآن را تمام كرد و به بيرجند رفت .

 

 

 تحصيلات رسمي و حرفه اي : در سن هشت سا لگي پدر خانواده ، رضواني را نزد يكي از اقوام در بيرجند فرستاد تا در مدرسه طلاب شوكتيه كه مديريت آن با روحاني بسيار نامدار آن منطقه يعني مرحوم آقا شيخ محمد رضا سرچاهي بود. مشغول به تحصيل شود. مرحوم سرچاهي ، محمد اسماعيل را به يكي از شاگردان برجسته اش سپرد و او نخستين كتابي كه به او آموخت (نصاب الصبيان ) ابونصر فراهي بود. مدتي از اين موضوع گذشت تا اينكه  در پي تا سيس به سبك جديد ،تحت عنوان ( تدين ) با مديريت مرحوم فاضلي مسير زندگي استاد به كلي تغيير كر. دبه هر صورت استاد علاوه بر فراگيری علوم مقدماتي حوزه و يادگيري كتبي همچون نصاب ،امثله و شرح امثله علوم متداول و جديد را نيز فراگرفت. وي در سال 1322 با اخذ مدرك ديپلم از دبيرستان فارغ التحصيل شد . استاد رضواني بعد از مدتي اقامت در بيرجند به تهران منتقل گرديد و ضمن تدريس در دبيرستان فرخي توانست در سال 1322 در رشته تاريخ و جغرافي دانشسراي عالي و سپس امور تربيتي وارد شود . وی در سال 1335 مقطع كارشناسي ارشد را نيز سپري نمود و سرانجام در 1342 موفق به دريافت در جه دكترا رشته تاريخ از دانشگاه تهران گرديد.

 خاطرات و وقايع تحصيل : استاد رضواني از زمان تحصيل خود در مدرسه شوكتي چنين تعريف مي كند : “…. اين مدرسه نزديك مدرسه طلاب بو د كه من در آنجا در س مي خواندم و چون شيوه آنجا خوب نبود به من خيلي سخت مي گذشت .صبح اول وقت بايدمي رفتيم از استاد درس ميگر فتيم و يك ربع ،نيم ساعت بعد ،مي آمديم جلوي اتاق استاد چهار زانو مي نشستيم و شروع به خواندن مي كرديم و اصلا حق بازي و جهت و خيز نداشتيم ،واين در حالي كه در مدرسه تدين بچه ها توپ بازي مي كردند و رفتن به آنجا و بازي كردن با توپ براي من آرزوي بزرگي شده بود . اما از آنجا كه مدرسه هاي شوكتي كاملا جا افتاده بود و از نظر تعليم هم موفق بود ،مردم بچه ها يشان را به دبستان تدين نمي فرستادند .مدير دبستان تدين روحاني شريفي بود به نام آقاي فاضلي كه بنده خيلي به ايشان علاقه دارم .اوبا استادان مدرسه طلاب هم آشنا بودوهفته اي يكي دو بار به آنجا مي آمد و با طلبه ها گفت و گو و شوخي مي كرد .يك روز به مدرسه مي آمده بود از من نامم راپرسيد و من خودم را معرفي ميكردم .او كه پدرم را مي شناخت گفت بيا برويم مدرسه ما و من هم كه خيلي دلم مي خواست بي درنگ همراه ايشان رفتم .او مرا به مدرسه برد و در آنجا از من امتحان كرد و بعدمرا به كلاس دوم فرستاد .تا مدتها به پدرم در اين مورد چيزي نگفتم ولي بعد كه متوجه شد چون مدتي گذشته بود فقط به گفتن اين جمله اكتفا كرد كه :الخير في ما وقع …

 

 

 فعاليتهاي ضمن تحصيل : استاد رضواني پس از گرفتن ديپلم بلافاصله به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و به سمت مدير دبستان محل خود ،خراشاد، منصوب شد. بعد از سه سال ،بيرجند به دبير احتياج پيدا كرد و تصميم گرفته شد كه از ديپلمه هاي با سواد استفاده كنند ، لذا وي را به دبيرستان شوكتي بيرجند فرستادند . استاد سه سال در آنجا ماند تا اينكه به فكر ادامه تحصيل افتاد.  بدين خاطر تقاضاي انتقال به تهران را كرد كه با انتقال او موافقت شد .استاد در تهران ضمن ارتقا سطح علمي و ادامه تحصيل در دبيرستان فرخي تدريس مي نمود كه با اخذ درجه دكتري در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران ،تربيت معلم ، شهيد بهشتي ،دانشگاه الزهرا ،تربيت مدرس و بنياد فرهنگ و دانشگاه آزاداسلامي ساعاتي را به تدريس مشغول بود.

 

 

 استادان و مربيان : فرزانگاني كه استاد قبل از تحصيل در دانشگاه ودر طي تحصيل در دانشگاه ازآنان بهره برده بود عبارتند از آقا شيخ محمدرضا سرچاهي ،مرحوم فاضلي ،مرحوم سيد عبدالحسين آيتي ،مرحوم طهامي ،سيد محمد فرزان بيرجندي ،دكتر بينا ،نصرالله فلسفي ،علي اصغر شميم ،ابراهيم پورداود ،دكتر گنجي ،سعيد نفيسي ،عباس اقبال و دكتر بهمنش

 

 

 همسر و فرزندان : استاد رضواني در سال 1330 با دختر عمه خويش عقد نكا ح بست .ثمره اين ازدواج نيكو چهار فرزند به نامهاي محمد حسن ،هما ،نرگس و همايون بودكه همگي اين فرزندان به ويژه دختر بزرگشان سركار خانم هما رضواني كه راه پدر را ادامه دادند -به مدارج علمي دانشگاهي دست يافتند.

 

 

 وقايع ميانسالي : يكي از خاطرات استاد رضواني مربوط به تحصيل در مرحله دكترا و رساله مربوط به اين دوره بود كه تحول عظيمي در وي بوجود آورد، او در اين باره چنين مي گويد:  ” موضوع تز من درباره علل انقلاب مشروطيت بود كه اين موضوع در وضع من خيلي اثر گذاشت . استاد راهنماي من ،شخصي بود سختگير به نام دكتر بينا و بنده موظف بودم هرهفته صيح جمعه ساعت 8 به منزل ايشان بروم. يك روز ايشان به من گفتند تو اگر مي خواهي علل انقلاب مشروطيت را بنوبسي بايد جرايد آن دوره را مطالعه كني كه اين حرف خيلي مرا مايوس كرد, چون فكر مي كردم پيداكردن روزنامه هايي كه 70 سا ل قبل منتشر مي شده, امكان ندارد ولي وقتي به بازار رفتم ، ديدم بسياري از آنها پيدا مي شود . اولين خريد من هم يك سال روزنامه (اختر ) بود به بهاي 20 تومان وبعد (صوراسرافيل ) را خريدم  و خلاصه طوري شد كه موضوع تز را فراموش كردم و شروع كردم به خريد و مطالعه روزنامه هاي آن دوره و بالاخره ضمن اينكه تزم را موفقيت گذراندم ،صاحب مجموعه اي ارزشمند -هر چند ناقص – از جرايد دوره قاجار شدم .

 

 

 زمان و علت فوت : استاد رضواني در 5 فروردين 1375 همزمان با فرا رسيدن بهار برا ثر بيماري سرطان ،پاي از سراي گذار بركشيد و و جود نفس گرم او رو به سردي و خاموشي گرديد.

 

 

 مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : دكتر رضواني پس از اخذ مدرك ديپلم در سال 1322 به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و مدير دبستان زادگاه خويش شد. وی در خلال سالهاتحقيق و تدريس ،چند صباحي نيز به كارهای اجرايي پرداخت ،از جمله مدت سه سال رئيس بازرسي تعليمات متوسطه تهران ومعاون بازرسي فرهنگ استان تهران و نيز مسئول برگزاري امتحانات نهايي دبيرستانهاي استان مركزي شد . وی همچنين مدت دو سال به اداره دبيرخانه دانشگاه ملي ايران (شهيد بهشتي ) پرداخت و مدت سه سال نيز در سمت معاونت آموزشي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به كار شد . استاد رضواني فعاليتهاي اجرايي را به اين انگيزه پذيرفت كه معتقد بود هر استاد و يا هر تحقيقي بايد چند صباحي با پذيرفتن مسئوليتها ي اجرايي ،با جامعه و رازهاي درون آن و بندو بستهاي و پيوندها و نيرنگهايي كه در جامعه در جريان است آشنا شود، در آن صورت است كه در تحقيقات علمي و كرسي تدريس ،فكری بارزتر و انديشه هاي روشنتر و وجودي مفيدتري خواهد داشت. او معتقد بود دنياي كتاب با دنياي واقعي كه جامعه در آن در تكاپو است متفاوت است و تحقق بايد با هر دو دنيا عميقا آشنا شود. از جمله مسئوليتها ي علمي او ،مشاورت عالي پژوهشكده اسناد سازمان ملي ايران ،مشاورت موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگي ،مديريت گروه تاريخ بنياد دايره المعارف اسلامي ،عضويت در شوراها و هيئت هاي مختلف از جمله شوراي ميراث مكتوب كتابخانه ملي ايران و هيئت داوران جشنواره مطبوعات (دوره اول و دوم) بود.

 

 

 ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : دكتر رضواني علاوه بركار تدريس و سمتهايي كه داشته است با مطبوعات زمان خود همكار ي مي نمود كه از جمله (وقايع اتفاقيه) ،ايران ،دانش،مدرسه دارلفنون تبريز،روزنامه ملتي ،يغما،راهنماي كتاب ،كيهان ،سالنامه كشور ايران ،دانشكده ادبيات ،بررسيهاي تاريخي ،تاريخ و فرهنگ ايران ،تحقيقات روزنامه نگاري ،جامعه نوين ،تاريخ ،آينده ،خواندني هاي تاريخي ،بندر و دريا ،خواندني هاي قرن ،كلك ،پيام كتابخانه ،گنجينه اسناد ،تحصيل ،تاريخ معاصر ايران ،كيهان فرهنگي ،و تحقيقات اسلامي مي باشد. او همچنين در چندين همايش و كنگره در داخل و خارج از ايران -كنگره هايي در چين ،تايلند ،انگلستان ،پاكستان ،تركيه ،و شركت كرد .

 


 شاگردان
: يكي از شاگردان دكتر رضواني ،دكتر رضا شعباني مي باشد ايشان هم اكنون از اساتيد برجسته و مطرح كشورمان مي باشد.

خورشیدی برآمده از خراشاد , در سوگ استاد محمد اسماعیل رضوانی , نوشته سید محسن منظورالاجداد, مجله گنجینه اسناد, 1375 

برای خواندن مقاله روی لینک کلیک کنید:   

خورشیدی برآمده از خراشاد

 

 

مصاحبه با استاد محمد اسماعیل رضوانی, محقق تاریخ مشروطه,  مجله کیهان فرهنگی, شماره 58, 1367 , صفحه1  

برای خواندن مقاله روی لینک کلیک کنید:   

محقق تاریخ مشروطه

 

 

 

  منابع : بنیاد ایرانشناسیویکی پدیا, پایگاه مجلات تخصصی , مجله گنجینه, مجله کیهان فرهنگی, مجله آیینه پژوهش  و انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

 

 

 

والسلام

 

 

در پناه حق 

 

دکتر رضوانیَ…پدر علم تاريخ ايران

5 مارس 2007 بیان دیدگاه

به نام یزدان

سلام

با توجه به اینکه بعضی از دوستان درخواستی رو مطرح کرده بودن مبنی بر اینکه, در مورد مشاهیر و شخصیتهای خراشادی در این وبلاگ صحبتی بشه, لذا بنده این امر خطیر رو با کمال میل پذیرفته و به عنوان اولین یادداشت در این زمینه, مختصری در مورد زندگینامه مرحوم دکتر محمد اسماعیل رضوانی که به حق پدر علم تاریخ ایران نام گرفتند, تقدیم شما عزیزان نمایم…

لطفاً کسانی که به نحوی اطلاعات مفید و جامعی در مورد خراشاد, شخصیتهای خراشاد, فرهنگ و تاریخ خراشاد و … دارند, همت نموده و بنده را کمک نمایند , بخصوص جوانان , کمی از رخوت و تنبلی SmileyCentral.com خویش بکاهند و اکتیو تر باشند…

حال بخوانید : SmileyCentral.com

محمد اسماعيل رضوانی در دهم ارديبهشت 1300 ش در قريه خراشاد از توابع بيرجند و در خانواده‏ای روحانی به دنيا آمد. از شش سالگی به مكتب رفت و قرآن را فرا گرفت و بعد از آن اولين كتابی كه خواندنش را شروع كرد نصاب الصبيان اثر ابونصر فراهی بود. پس از آن آثاری چون امثله و شرح امثله را آموخت و در همين دوران مسير زندگی ‏اش به لطف معلم دبستان تدين تغيير كرد و وارد مدرسه عمومی شد و در سال 1322 موفق به اخذ ديپلم گرديد و بلافاصله به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و تدريس در دبستان و پس از آن تدريس در دبيرستان را آغاز كرد. رضوانی در اين دوران ضمن تدريس، دوره ليسانس را در فاصله سال‏هاى 28 تا 32 تمام كرد و وارد دوره فوق ليسانس و رسالة دكتري خود را پيرامون انقلاب مشروطه ارائه داد به دنبال آن در سال 41 به درجه دكترا نائل گرديد.. رضوانی در سه رشته تاريخ، جغرافيا و امور تربيتی ليسانس خود را گرفت.

رضوانی پس از اخذ دكترا تدريس در دانشگاه را انتخاب كرد و در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران به تدريس در رشتة تاريخ اشتغال ورزيد و به درجة استادي نائل آمد . رضواني ستوني محكم براي رشته تاريخ ايران محسوب ميشد تنوع تأليفات و مقالات استاد رضواني زياد است كه تنها به ذكر اهم تأليفات بسنده مي شود .

1ـ( زميني كه روي آنا زندگي مي كنيم )، تهران : سازمان چاپ كيهان ( به كمك مؤسسة يونسكو ) ، 1341.

2ـ (انقلاب مشروطيت ايران ) ، تهران : مؤسسة انتشارات فرانكلين ، چاپ اول 1345 ، چاپ سوم ، 1356.

3ـ ( اعلان ها و اعلاميه هاي دورة قاجار ) تهران : ضمين÷ مجلة بررسي هاي تاريخي ، 1349.

4ـ ( تبليغات نامة تنسر با همكاري مجتبي مينوي ) ، تهران : خوارزمي ، چاپ اول 1351 ، چاپ دوم 1354.

5ـ ( تصحيح تاريخ منتظم ناصري ) در سه جلد ، تهران : دنياي كتاب ، 1347.

6ـ سفرنامة ظهير الدوله ( همراه مظفرالدين شاه به فرنگستان ) تهران : كتابخانة مستوفي 1371

7ـ روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر سوم فرنگستان ( با همكاري فاطمه قاصيها ) ، در سه جلد ، تهران : سازمان اسناد ملي ايران ، 3ـ 1371.

8ـ عالم آراي عباسي ، در سه جلد ، تهران : دنياي كتاب ، 1377 .

9ـ يادداشت هاي امين الدوله ( زير چاپ )

10ـ مجموعة مقالات علمي ايشان كه به بيش از 61 مقاله مي رسد ، در دست چاپ است .

استاد رضواني افزون بر كتابهاي ياد شده ، چند جلد كتاب درسي تآليف كرده اند . از جمله : يك دوره تاريخ و جغرافيا و تعليمات اجتماعي دبيرستان و يك دورة كامل تاريخ و جغرافيا براي دانشسراي مقدماتي و كلاسهاي تربيتي ، آمورش و پرورش و نيز كتاب درسي تاريخ سياسي ايران براي دانشجويان دانشكدة افسري .

دكتر رضوانی در دوران حيات خدمات شايانی در ارتقاء دانش مطبوعاتی روزنامه‏ نگاران انجام داد و از سال 48 تا واپسين سال‏های عمر خود به نگارش جزوه ‏های درسی تاريخ مطبوعات ايران (مؤسسه عالی علوم ارتباطات 1348) همت گماشت و با نشرياتی چون آينده، راهنمای كتاب، بررسی ‏های تاريخی، يغما، گنجينه اسناد، مجله دانشكده ادبيات، كيهان فرهنگی، بندر و دريا و… همكاری می كرد و مقدمه‏ ای نيز بر بسياری از آثار چون شاه اسماعيل اول و جنگ چالدران, پژوهش هاشم حجازی ‏فر، لوايح شيخ فضل ‏الله نوری، نشر تاريخ ايران، تاريخ مطبوعات كرمان و… نوشت.

دكتر رضوانی علاقة مفرطي به خريد و جمع آوري كتب خطي و نشريات دورة قاجاريه داشت كه آنها را بسختي در طول زمان جمع آوري كرده بود . دكتر رضوانی يكی از يادگارهای گرانقدرش را كه مجموعه روزنامه ‏ها و مجله‏ های قديمی دوران قاجار و كتابخانه ‏اش بود، در اختيار مورخان، پژوهشگران و مشتاقان قرار می ‏داد . 

استاد محمد اسماعيل رضوانی در روز يكشنبه پنجم فروردين 1375 چهره در نقاب خاك كشيد.

والسلام

در پناه حق

SmileyCentral.com


Khorashad Group…….join عضویت تو این گروه ضرری واست نداره, به امتحانش می ارزه , خوشت اومد که فبها اگه هم خوشت نیومد , ما رو به خیر و شما رو به سلامت!! … پس منتظریم … حالا اون پایین رو کلیک کن

چون حجم عکس باعث دیر بالا اومدن وبلاگ میشد , لذا عکس رو برداشته و بجاش نوشتیم :

گروه خراشاد


می خوای بدونی خراشاد کجاست؟

Khorashad google map


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.