گزارش تصویری از همایش شعر گویشی، یادواره استاد معاضدی/ م. آرین پور
یادواره استاد محمدحسن معاضدی
بیرجند – اسفند ماه 1388
عکاس: محمدرضا آرین پور
یادواره استاد محمدحسن معاضدی
بیرجند – اسفند ماه 1388
عکاس: محمدرضا آرین پور
به نام یزدان
سلام
آنچه سبب شد که بدین سرعت اقدام به بروز کردن وبلاگ نمایم مشاهده اجرای قدیمی تصنیف ایران ٬ ای سرای امید بود . این تصنیف که در سالهای نخست انقلاب اجرا شده است ٬ کاریست از استاد شهرام ناظری که به حق پاوروتی ایران نام گرفته است. با اینکه تصویر کیفیت مطلوبی ندارد ولیکن دیدنش خالی از لطف نیست…
از همه زیباتر تیپ و چهره شهرام ناظری و نوازندگان این تصنیف است که نشان از خلوص و پاکی و صفا و صمیمیتی دارد که در آن سالها بسیار بود و متاسفانه امروزه کم… دیگر گمان نمی کنم که همدلی و صمیمیت آن دوران تکرار گردد…. مطمئناْ سن من آنقدر نیست که سالهای نخست انقلاب را به یاد بیاورم … ولی خاطراتی که از سال ۶۳ به بعد در خاطرم مانده٬ خاطراتی به یادماندنیست که با دیدن این تصنیف (و نیز تصنیف زیبایش … کجایید ای شهیدان خدایی… ).بیشتر به یاد آنروزها افتادم و بخصوص دوران جنگ … روزهایی که همه قصدشان خدمت به خلق بود و نه خدمت به خود….
( قبل از مشاهده :۱- اگر موسیقی متن در شنیدن این تصنیف مشکل ایجاد می کند … روی آیکون stop در بالای پنجره IE کلیک کنید و یا اینکه در پایین صفحه ٬ سمت راست٬ با کلیک بر روی stop تولبار٬ پخش موسیقی را غیر فعال کنید!
۲- در صورتی که به هر علت نمی توانید کلیپ را مشاهده کنید با کمک فیلت…..کن!!! روی آدرس کلیپ٬ کلیک کنید)
http://www.youtube.com/watch?v=2hWS3gvvLJI&feature=related
حال بی ارتباط نخواهد بود گذاردن زندگینامه خواننده این تصنیف :
شهرام ناظری خواننده و استاد موسیقی ایرانی در سال ۱۳۲۸در كرمانشاه كوچه يخچال ودر خانواده اي اديب و فرهنگ دوست و اهل موسیقی متولد شد.
پدر شهرام ناظري ضمن آشنايي با گوشهها و رديف هاي آواز ايراني با سه تار هم آشنايي داشته است و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنين محيطي پرورش مي يابد.
اين محيط مناسب هنري موجب میشود تا وي در سن ۹ سالگي اولين برنامه هنري خود را در راديو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درويشي؛ از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نمايد.
وي سپس در سن ۱۱ سالگي در راديو تلويزيون ايران چند برنامه در آواز ايراني اجرا نمود و براي پر بارتر كردن درك موسيقي خود ارتباط بيشتري با پسر عمويش علي ناظري و درويش نعمت علي خان خراباتي كه تاثير بزرگ و مهمي بر آشنايي او با موسيقي محلي و كردي و درك آن داشتهاند برقرار كرد.
وي همواره در پي بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده است. در سال ۱۳۴۵ براي بهره گيري از محضر اساتيدي چون شادروان عبداله خان دوامي، نورعلي خان برومند، عبدالعلي وزيري، محمود كريمي و. .. مقيم تهران میشود و ضمن بهره گيري از محضر اين اساتيد سه تار را نیز نزد استادان احمد عبادي، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمي فرا مي گيرد.
شهرام ناظري به مدت يكسال در تبريز با نوازندگان و موسيقيدانان آن ديار مانند بيگجه خاني محمود فرنام قيطانچيان كه از شاگردان اقبال آذر بودند درزمينه موسيقي ايراني كار مي كند.
درسال ۱۳۵۴ بنابه پيشنهاد نورعلي برومند به استخدام راديو تلويزيون در مي آيد و اولين برنامه خود را با گروه شيدا به سرپرستي محمد رضا لطفي با مثنوي مولانا و ترانه اي از شيخ بهايي اجرا مي نمايد و پس از آن با گروه عارف به سرپرستي حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان همكاريش را ادامه مي دهد.
وي درسال ۱۳۵۵ درنخستين كنكور موسيقي سنتي ايران (باربد) مقام اول رابه دست مي آورد.
درسال ۱۳۵۶ همراه باگروه سماعي به سرپرستی اصغر بهاري و حسن ناهيد براي اجراي كنسرت در جشنواره توس انتخاب میشود.
و درسال ۱۳۵۸ همراه با گروه چاووش كه خود از اعضاي اصلي آن بود در سخت ترين شرايط صداي موسيقي سنتي و اصيل ايران را به گوش مردم هنردوست كشور رساند.
شهرام ناظري از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پي گير و بي وقفه آلبومهای چاووش (۲) (۳) (۴) (۷) (۸) را با همكاري گروه چاووش، گروه شيدا و گروه عارف به سرپرستي محمد رضا لطفي، حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان، آلبوم مثنوي موسي و شبان را با همكاري جلال ذوالفنون و بهزاد فروهري، شعر و عرفان را با همكاري نوازندگان مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران و گروه مولانا به سرپرستي جليل عندليبي، آلبوم سخن عشق باهمكاري گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همكاري گروه عارف به سرپرستي پرويز مشكاتيان تهيه كرد.
او در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ از فعاليت خود کاست و به طرق مختلف مشغول تدريس موسيقي و رديف هاي آوازي به علاقه مندان گرديد .
از سال ۱۳۶۴ به بعد با همكاري گروههاي موسيقي ايراني كارهاي زيبايي را به بازار موسيقي عرفاني و اصيل ايرانی عرضه ساخت كه از درخشان ترين اين آثار رامي توان : شور انگيز با همكاري استاد حسين عليزاده، گل صد برگ و آتش در نيستان با همكاري استاد جلال ذوالفنون ، كنسرت اساتيد با همكاري گروه استاد فرامرز پايور و بي قرار با همكاري گروه جليل عندليبي را نام برد. شهرام ناظري طي فعاليت هنري خود براي اجراي كنسرت هايي موسيقي اصيل ايراني و عرفاني سفرهاي بيشماري به كشورهاي آسيايي اروپايي و آمريكا داشته است و در فستيوال هاي جهاني نيز حضور به هم رسانيده است .
وي درسال هاي اخير باحضوري بيشتر در كنسرت هاي داخلي كه با همه زحمات و مشقات اجراي آنها به دليل كمبود امكانات و مشکلاتی که همواره در سال های پس از انقلاب اسلامی در ایران پیش روی هنرمندان و به ویژه اهالی موسیقی بوده است به درخواست علاقه مندان خود جواب مثبت داده است. حضور او درجشنواره موسيقي فجردرسال ۱۳۸۰ به همراه فرزندش حافظ ناظري را شايد بتوان يكي از مهمترين وقايع در دوران اين جشنواره به حساب آورد چنان كه جايزه اول اين فستيوال به عنوان بهترين خواننده موسيقي اصیل ایرانی را نصيب او ساخت.
وی جايزه مخصوص هيئت داوران را نيز از جشنواره مهر دريافت داشته است. اما بدیهی است که چنین تقدیر و بزرگداشتهایی در این سطح هیچ گاه نخواهد توانست تقدیری شایسته از استادانی چون ناظری باشد. کسانی که با جهد خود موسیقی اصیل ایرانی را به قلههای امروزی رسانیده اند.
«شهرام ناظری» خوانندهی مشهور و محبوب ایرانی در سفری که مهرماه 1386 به فرانسه داشت، نشان «شوالیه ادب و هنر» (Chevalier des Arts et Lettres) را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه است و پاسداشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژهای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام میدهند. وي از طرف مجمع آسياسوشيتي به عنوان هنرمند برتر آسيا انتخاب و از طرف پارك كي وون دبير كل سازمان ملل متحد تقديرويژه شد.استاد همچنين در سال 1998 جايزه بهترين موسيقي عرفاني جهان را در مراكش كسب نمود
این هم گلچینی از سروده های این خواننده :
http://www.youtube.com/watch?v=5Z68mO0eIzI&feature=related
———————————
این قسمت مربوط به مطلب بالا نمی شود…
در ضمن متوجه شدم که در کامنتهای یادداشت قبلی ٬ این وبلاگ به علت باز بودن بخش نظرات ٬ مامن نظراتی شده است که در وبلاگهای دیگر انتشار نمی یابند!! به عبارتی این وبلاگ نقش کشور سویس را پیدا کرده است!!
از نظر بنده اشکالی ندارد ولیکن دوستان اگر مطلبی گذاشتند ٬ ممنون میشوم که مطلب توهین آمیزی نسبت به اشخاص ثالث ننویسند …
والسلام
در پناه حق
به نام یزدان
قبل از هر چی,
ممنونم از دوستانی که محبت داشتن و پیگیر مشکلم شدن…و عرض تسلیتی دارم نسبت به خانواده مرحومه خانم اذانی (شیوا) که داغدار از دست دادن عزیزشون هستند
و اما بعد…داداش اینجانب مدتی پیش از لابلای صفحات اینترنت (نمیدونم کدوم سایت) عکسهایی از کتاب فارسی دوم دبستان که در دوران قبل انقلاب چاپ شده بود, گیر آورده بود… و من هم این عکسها رو میذارم توی این یادداشت, شاید همانطور که بنده را خوش آمد, شما را نیز خوش آید…ببینید
دیدگاههای تازه