بایگانی

بایگانیِ دسته‌ی ‘چهره های علمی’

به مناسبت سالروز درگذشت/ پخش زندگینامه دکتر رضوانی در رادیو کوچه

26 مارس 2010 3 دیدگاه

محمد اسماعیل رضوانی پژوهش‌گر برجسته تاریخ

«پدر تاریخ معاصر ایران»


به مناسبت چهاردهمین سالگرد درگذشت دکتر رضوانی، پژوهشگر برجسته تاریخ ایران، که به پدر تاریخ معاصر و تاریخ مطبوعات ایران ملقب گشته، رادیو کوچه اقدام به انتشار زندگینامه وی نموده است.

دکتر محمداسماعیل رضوانی

دکتر محمداسماعیل رضوانی

در رادیو کوچه، چنین گفته می شود:

پنجم فروردین ۱۳۷۵ برابر با سال‌روز درگذشت «محمداسماعیل‌ رضوانی» پژوهش‌گر برجسته تاریخ و استاد سابق دانشگاه تهران بود. او ستونی محکم برای رشته تاریخ ایران محسوب می‌شود و بدین سبب پدر علم تاریخ معاصر ایران نام گرفت.

«محمداسماعیل‌ رضوانی» در دهم اردیبهشت سال‌۱۳۰۰ در روستای خراشاد ‌(۲۴‌کیلومتری‌ جنوب ‌شرقی‌‏ بیرجند) به دنیا آمد. نام خراشاد نامی یگانه بوده و بنا به گفته محمد اسماعیل رضوانی برگرفته از زبان پهلوی و به معنی محل طلوع خورشید بوده و علت آن بیشتر بخوانید…

گزارش تصویری / بازدید رئیس بنیاد ملی نخبگان از خراشاد

25 فوریه 2010 2 دیدگاه

روستای خراشاد از روستاهای نخبه پرور و محيطی فرهنگی است

پنجم اسفند 1388


دكتر نسرین  سلطان خواه معاون علم و فن‌آوری رییس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان : روستای خراشاد از روستاهای نخبه پرور و محيطی فرهنگی است

معاون علم و فن‌آوري رييس جمهور در بازديد از روستاهاي خراسان جنوبي، روستاي خراشاد از توابع بخش مرکزي را يکي از روستاهاي نخبه پرو و فرهنگي عنوان کرد.

دكتر سلطان خواه با اشاره به اين نکته که روستاي خراشاد سابقه تأسيس مدرسه در سال 1312 توسط مردم را دارد، گفت: افتخار ما اين است که در کشور اين چنين روستایی وجود دارد که 76 عضو هيات علمي به سراسر کشور فرستاده و 95 تعاوني کارآفريني در آن مشغول به کار شد.

رئيس بنياد ملي نخبگان  اظهار داشت:  در منطقه اي كه يك روستاي آن مي تواند مسقط الراس تعداد قابل توجهي دانشمند و نام آور علمي كشور باشد، نخبگان آن هم از نظر علمي و انديشه بايد سرآمد باشند . بیشتر بخوانید…

زندگینامه مرتضی حسن پور / اولین پرستار مرد ایران

9 ژوئیه 2008 7 دیدگاه

 

مرتضی حسن پور فرد خراشاد، (۱۳۲۱ – )، اولین پرستار مرد ایرانی [۱] و از پژوهشگران این رشته می‌باشد.

وی در سال ۱۳۲۱ در روستای خراشاد از توابع شهرستان بیرجند به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در زادگاه خود، جهت تکمیل تحصیلات عازم آمریکا شد. سپس با اخذ مدرک کارشناسی ارشد پرستاری از دانشگاه کالیفرنیا جنوبی، در سال ۱۳۴۶ به ایران بازگشت و به عنوان عضو هیئت علمی، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد به تدریس پرداخت.

حسن پور به عنوان اولین پرستار مرد، با تحصیلات آکادمیک در ایران، تا سال ۱۳۴۸ در سپاه بهداشت بندرعباس مشغول به خدمت بود و سپس در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به تدریس پرداخت. وی علاوه بر ریاست دانشکده پرستاری و آموزشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دوره های کارشناسی پرستاری را در دانشگاههای شهرهای بیرجند، سبزوار، گناباد و رشته های کاردانی رادیوتراپی ، رادیولوژی و تکنیسین اتاق عمل و کارشناسی علوم آزمایشگاهی را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، راه اندازی نمود.

حسن پور علاوه بر اینکه دارای تالیفاتی در زمینه پرستاری می باشد، از سال ۱۳۸۰، کلاسهایی را در جهت سلامت فردی و اجتماعی، برای دانش آموزان مناطق محروم شهری و روستایی برگزار می کند. وی پس از بازنشستگی در سال ۱۳۸۴ ، هم اکنون به تدریس و پژوهش در زمینه پرستاری ادامه می دهد.

سازمان نظام پرستاری ایران، در سال ۱۳۸۶ از وی به عنوان اولین پرستار مرد ایران، تقدیر به عمل آورد.

منبع : ویکی پدیا

مرتبط:

مراسم تجلیل از پرستاران پیشکسوت - مرتضی �سن پور

مراسم تجلیل از پرستاران پیشکسوت - مرتضی حسن پور

تجلیل از مرتضی �سن پور در سازمان نظام پرستاری

تجلیل از مرتضی حسن پور در سازمان نظام پرستاری

تجلیل از مرتضی �سن پور در سازمان نظام پرستاری

تجلیل از مرتضی حسن پور در سازمان نظام پرستاری

به مناسبت سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی (م. خراشادی)

18 ژوئن 2008 8 دیدگاه

29 خرداد سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی است. به همين مناسبت هر ساله به پاس خدمات ارزنده او به نسل جوان اين کشور آثار و انديشه هایدکتر شریعتی او همچون استاد شهيد مرتضي مطهري مورد نقد و بازخواني مستمر قرار مي گيرد. بي شک او و استاد مطهري دو انديشمند و دو متفکر تأثيرگذار در جامعه ايراني بوده و هستند که انديشه هاي آنان مقدمات نظري انقلاب اسلامي ايران را فراهم کرد. مجموعه آثار شريعتي که تاکنون بالغ بر 37 اثر رسيده است شامل آثار مختلفي چون، تاريخ، دين، جامعه شناسي، سياست، عرفان، هنر و … است. در اين ميان او اهتمام ويژه اي به معرفي الگوهاي خاص ديني دارد. شخصيتهايي چون ابوذر، علي(ع)، حسين(ع)، اقبال لاهوری و… کساني هستند که در تاريخ اندیشه او به تدريج مشاهده مي شوند. از منظر او معرفي الگوهاي بزرگ در واقع نشان دادن توانمنديها و بستر مساعد تمدني است که توانسته است آنان را در خود پرورش دهد. او مي گويد:

« اين يک افتخار بزرگي است که هنوز عليرغم همه علل و عوامل سياسي و استعماري و ارتجاعي و مادي که مانع رشد و پيشرفت شخصيتها و نبوغ ها در جامعه اسلامي هست، اسلام چون گذشته، قدرت سازندگي انسان و پرورش دهندگي نبوغ را در خود حفظ کرده.»
(مقدمه « ما و اقبال » / ص 11)

زندگينامه

دكتر علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دين بوده اند…. پدر پدر بزرگ علي، ملاقربانعلي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار (حاج ملاهادي سبزواري) محسوب مي شد. پدرش استاد محمد تقي شريعتي (موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود) و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود.شریعتی و خانواده اش

علی حساسیتهای لطيف انسانی و اقتدار روحی و صلاحيت عقيده اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن يمين، ثبت نام مي كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضا شاه و اشغال كشور توسط متفقين ـ خانواده اش را به ده مي فرستد و پس از برقراري آرامش نسبي در مشهد علي و خانواده اش به مشهد باز مي گردند. پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان (كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه او از حكومت ملي بود، واقع شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحميد جوده السحار) مي كند. در اواسط سال 1331 تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد. و همزمان به فعاليتهاي سياسيش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته شده است.

در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالهاست كه آثاري از اخوان ثالث مانند كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه ( 1328 ) به چاپ رسيد و او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در نهضت (جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده كه علي شريعتي يكي از اعضا آن جمعيت بود). آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 مي گردد. و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد ماه 1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي شود.

در طول دوران تحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضتهای ملی افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد و به دنبال افشای شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوی سياهپوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله دكتر علي شريعتي شد.شریعتی و همسر و فرزندش

دولت فرانسه كه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وی گرفت اما با حمايت قاضی سوسياليست دادگاه، مجبور مي شود اجرای حكم را معوق گذارد. وی در سال 1963 با درجه دكتری يونيورسيته فارغ التحصيل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد.

پس از بازگشت از اروپا

پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضای راكد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود، سال بعد  پس از قبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل می شود و با آقايان برقعی و باهنر و دكتر بهشتی كه از مسئولين بررسی كتب دينی بودند، همكاری می كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است.

از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام مي شود. موضوعات اساسی تدرس او را می توان به چند بخش تقسيم كرد: تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنرانيهاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند اين سخنرانيها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاسهاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكشها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطيل شد.

از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهرماه سال 1352 خود را به ساواك معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند؛ كه نهايتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد. در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري كند. تشیع جنازه دکتر شریعتیدر سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاك سپرده شد.

مجموعه آثار :
- زن

-چه بايد كرد
-برای خود، برای ما،‌ برای ديگران

-انسان

-جهانبینی ایدئولوژی

-مذهب عليه مذهب
-بازشناسی هویت ایرانی اسلامی

-علی (ع)

- انسان بی خود

-اسلام شناسی مشهد

 - میعاد با ابراهيم

 - روش شناخت اسلام
- گفتگوهای تنهایی

- هنر

- ويژگيهای قرون جدید
- فرهنگ لغات

- آثار گوناگون

 - نامه ها
- با مخاطبهای آشنا

 - يك جلوش تا بی نهايت صفر

- پدر، مادر، ما متهمیم!

- بازگشت

- ابوذر

 - خودسازی انقلابی

- شيعه

- حج

 - ما و اقبال
- جهت گیری طبقاتی اسلام

 - تشيع علوی، تشيع صفوی

 - نيايش
- هبوط در كوير

 - تاريخ تمدن جلد دوم

- تاريخ تمدن جلد اول

- اسلام شناسی دوره سه جلدی ۳۵

-تاريخ اديان جلد دوم

- تاريخ اديان جلد اول
- حسین وارث آدم

خورشیدی برآمده از خراشاد/ یادی از دکتر محمد اسماعیل رضوانی…پدر علم تاريخ معاصر ايران

23 ژانویه 2008 31 دیدگاه

به نام یزدان

سلام

قصد داریم از این به بعد, هر هفته به معرفی یکی از شخصیت های برجسته منطقه خراشاد بپردازیم , دوستانی که اطلاع کامل و جامعی از دیگر شخصیت های برجسته ( بیوگرافی, تصویر و … ) دارند , ما را در این راه یاری نمایند…در اولین قسمت,  بیوگرافی کوتاهی از دکتر محمد اسماعیل رضوانی و سپس شرح کامل آن ( برگرفته از بنیاد ایرانشناسی و ویکی پدیا) ,  به همراه مقاله خورشیدی برآمده از خراشاد و مصاحبه آن مرحوم با مجله کیهان هوایی,  ارائه شده است:

  محمد اسماعيل رضوانی در دهم ارديبهشت 1300 ش در قريه خراشاد از توابع بيرجند و در خانواده‏ای روحانی به دنيا آمد.  وی در مصاحبه اش در سال ۱۳۶۷ با مجله کیهان فرهنگی می گوید : “…  من در سال 1300 شمسی متولد شدم. زادگاهم قریه ایDr. rezvani است به نام خراشاد در 24 کیلومتری جنوب شرقی بیرجند؛ خراشاد گویش دیگری است از کلمه خورشید, که من آن را در الاتنبیه و الاشراف پیدا کردم. در جایی که اقالیم سبعه را تقسیم می کنند به سیارات سبعه می گویند : (( الاقلیم رابع للشمس و هو بالفارسیه خرشاد)) . پدرم در آنجا روحانی و بزرگ محل بود. من هم طبق معمول آن زمان به مکتب می رفتم …..

 

وی از شش سالگی به مكتب رفت و قرآن را فرا گرفت و بعد از آن اولين كتابی كه خواندنش را شروع كرد, نصاب الصبيان اثر ابونصر فراهی بود. پس از آن آثاری چون امثله و شرح امثله را آموخت و در همين دوران مسير زندگی ‏اش به لطف معلم دبستان تدين تغيير كرد و وارد مدرسه عمومی شد و در سال 1322 موفق به اخذ ديپلم گرديد و بلافاصله به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و تدريس در دبستان و پس از آن تدريس در دبيرستان را آغاز كرد.

رضوانی در اين دوران ضمن تدريس، دوره ليسانس را در فاصله سال‏هاى 28 تا 32 تمام كرد و وارد دوره فوق ليسانس و رسالة دكتري خود را پيرامون انقلاب مشروطه ارائه داد به دنبال آن در سال 41 به درجه دكترا نائل گرديد.. رضوانی در سه رشته تاريخ، جغرافيا و امور تربيتی ليسانس خود را گرفت. رضوانی پس از اخذ دكترا تدريس در دانشگاه را انتخاب كرد و در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران به تدريس در رشتة تاريخ اشتغال ورزيد و به درجة استادي نائل آمد . رضواني ستوني محكم براي رشته تاريخ ايران محسوب ميشد و پدر تاریخ معاصر ایران نام گرفته است.  

 

 

 تنوع تأليفات و مقالات استاد رضوانی زياد است كه تنها به ذكر اهم تأليفات بسنده می شود .

 

 زميني كه روي آن زندگي مي كنيم ، تهران : سازمان چاپ كيهان ( به كمك مؤسسه يونسكو ) ، 1341.

 

 انقلاب مشروطيت ايران  ، تهران : مؤسسة انتشارات فرانكلين ، چاپ اول 1345 ، چاپ سوم ، 1356

 

اعلان ها و اعلاميه هاي دوره قاجار , تهران : ضمين مجله بررسي هاي تاريخي ، 1349

 تبليغات نامه تنسر با همكاري مجتبي مينوي  ، تهران : خوارزمي ، چاپ اول 1351 ، چاپ دوم 1354.

 

  تصحيح تاريخ منتظم ناصري  در سه جلد ، تهران : دنياي كتاب ، 1347.

 

سفرنامة ظهير الدوله ( همراه مظفرالدين شاه به فرنگستان ) , تهران : كتابخانة مستوفي 1371

 

روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر سوم فرنگستان ( با همكاري فاطمه قاصيها ) ، در سه جلد ، تهران : سازمان اسناد ملي ايران ، 3ـ 1371.

 

عالم آرای عباسی ، در سه جلد ، تهران : دنياي كتاب ، 1377 .

 

يادداشت های امين الدوله ( زير چاپ )

 

10ـ مجموعه مقالات علمي ايشان كه به بيش از 61 مقاله مي رسد ، در دست چاپ است .

 

استاد رضواني افزون بر كتابهاي ياد شده ، چند جلد كتاب درسي تآليف كرده اند . از جمله :    

 - يك دوره تاريخ و جغرافيا و تعليمات اجتماعي دبيرستان

 -    يك دوره كامل تاريخ و جغرافيا براي دانشسرای مقدماتی و كلاسهاي تربيتي ، آمورش و پرورش

 -  كتاب درسی تاريخ سياسی ايران برای دانشجويان دانشكده افسری .دكتر رضوانی در دوران حيات خدمات شايانی در ارتقاء دانش مطبوعاتی روزنامه‏ نگاران انجام داد و از سال 48 تا واپسين سال‏های عمر خود به نگارش جزوه ‏های درسی تاريخ مطبوعات ايران (مؤسسه عالی علوم ارتباطات 1348) همت گماشت و با نشرياتی چون آينده، راهنمای كتاب، بررسی ‏های تاريخی، يغما، گنجينه اسناد، مجله دانشكده ادبيات، كيهان فرهنگی، بندر و دريا و… همكاری می كرد و مقدمه‏ ای نيز بر بسياری از آثار چون شاه اسماعيل اول و جنگ چالدران, پژوهش هاشم حجازی ‏فر، لوايح شيخ فضل ‏الله نوری، نشر تاريخ ايران، تاريخ مطبوعات كرمان و… نوشت.تصویری از مر�وم دکتر رضوانی

 

دكتر رضوانی علاقة مفرطي به خريد و جمع آوري كتب خطي و نشريات دورة قاجاريه داشت كه آنها را بسختي در طول زمان جمع آوري كرده بود .دكتر رضوانی يكی از يادگارهای گرانقدرش را كه مجموعه روزنامه ‏ها و مجله‏ های قديمی دوران قاجار و كتابخانه ‏اش بود، در اختيار مورخان، پژوهشگران و مشتاقان قرار می ‏داد .استاد محمد اسماعيل رضوانی در روز يكشنبه پنجم فروردين 1375  و در سن 75 سالگی چهره در نقاب خاك كشيد. برای آشنا شدن بیشتر با این استاد گرانمایه , می توانید مقاله دکتر سید محسن منظورالاجداد و نیز مصاحبه مجله کیهان فرهنگی با استاد را که در دی ماه 1367 انجام گرفته را بخوانید.

 

 

  مشاهیر رشته تاریخ ایران : دکتر محمد اسماعیل رضوانی, بنیاد ایرانشناسی

خلاصه : محمد اسماعيل رضواني ، فرزند جعفر ، در 10 اردبيهشت 1300 در قرية خراشاد ( 24 كيلو متري شمال بيرجند ) بدنيا آمد . پس از آنكه تحصيلات خود را به پايان رساند به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به كار تدريس در مدارس بيرجند پرداخت ؛ رضواني بعد از آنكه به تهران آمد به تحصيلات خود ادامه داد و توانست دورة ليسانس ، فوق ليسانس و دكترا را طي كند . وي مدتها در دانشگاه ملي و دانشگاه تهران به تدريس مشغول بود و پس از آنكه در سال 1358 بازنشسته شد ، تا پايان عمر به تحقيق و پژوهش در زمينة تاريخ ايران پرداخت . محمد اسماعيل رضواني سرانجام در 5 فروردين 1375 در تهران فوت نمود.

 والدين و انساب : درخانواده اي روحاني ديده به جهان گشود . اجداد و نياكان پدری وی ،عبارت بودند از شيخ جعفر ،آخوند ملا محمد علي ،آخوند ملا اسماعيل و سركار آقا -از علمای منطقه خراسان در عهد صفويه نسل اندر نسل در امور ديني و علمي منطقه قهستان از سرآمدان روزگار بودند .مادرش فاطمه نام داشت و جد مادريش ملا حسن يزدی بود.

 

 خاطرات کودکي : در زمان دكتر رضواني معمول بود كه و قتي كودكي را تمام مي كرد او را به هديه نزد پدرش بردند در اين مراسم به كودك لباس نو مي پوشاندند و قرآن را هم در پارچه اي مي بستند و كف دست او مي گذاشتند و در حالي كه خود روحاني جلو حركت مي كرد و سوره الرحمن را تلاوت مي نمود ،به طرف خانه پدر آن كودك مي رفتند ،دراين حال غالبا زنها در كو چه جمع مي شد ند و تماشا مي كردند گاهي به گريه نيز مي فتادند ،در منزل نيز مجلسي ترتيب داده مي شد و انواع تنقلات براي بچه هاي مهمان فراهم مي آوردند .محمد اسماعيل كودك را نيز پس از فراگيری قرآن پيش پدر بردند .آن سال پدر به فرزند يك درخت گردو هديه داد، كه اين انعامي بود از سوي پدر به فرزند معمولا داده مي شد.

 

 

 اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : دكتر رضواني در شش سالگي توسط پدر به يكي از مكتب خانه هاي محلي سپرده شد كه در آن به فراگيري قرآن مجيد و علوم مقدماتي بپردازد :هشت ساله بود كه خواندن قرآن را تمام كرد و به بيرجند رفت .

 

 

 تحصيلات رسمي و حرفه اي : در سن هشت سا لگي پدر خانواده ، رضواني را نزد يكي از اقوام در بيرجند فرستاد تا در مدرسه طلاب شوكتيه كه مديريت آن با روحاني بسيار نامدار آن منطقه يعني مرحوم آقا شيخ محمد رضا سرچاهي بود. مشغول به تحصيل شود. مرحوم سرچاهي ، محمد اسماعيل را به يكي از شاگردان برجسته اش سپرد و او نخستين كتابي كه به او آموخت (نصاب الصبيان ) ابونصر فراهي بود. مدتي از اين موضوع گذشت تا اينكه  در پي تا سيس به سبك جديد ،تحت عنوان ( تدين ) با مديريت مرحوم فاضلي مسير زندگي استاد به كلي تغيير كر. دبه هر صورت استاد علاوه بر فراگيری علوم مقدماتي حوزه و يادگيري كتبي همچون نصاب ،امثله و شرح امثله علوم متداول و جديد را نيز فراگرفت. وي در سال 1322 با اخذ مدرك ديپلم از دبيرستان فارغ التحصيل شد . استاد رضواني بعد از مدتي اقامت در بيرجند به تهران منتقل گرديد و ضمن تدريس در دبيرستان فرخي توانست در سال 1322 در رشته تاريخ و جغرافي دانشسراي عالي و سپس امور تربيتي وارد شود . وی در سال 1335 مقطع كارشناسي ارشد را نيز سپري نمود و سرانجام در 1342 موفق به دريافت در جه دكترا رشته تاريخ از دانشگاه تهران گرديد.

 خاطرات و وقايع تحصيل : استاد رضواني از زمان تحصيل خود در مدرسه شوكتي چنين تعريف مي كند : “…. اين مدرسه نزديك مدرسه طلاب بو د كه من در آنجا در س مي خواندم و چون شيوه آنجا خوب نبود به من خيلي سخت مي گذشت .صبح اول وقت بايدمي رفتيم از استاد درس ميگر فتيم و يك ربع ،نيم ساعت بعد ،مي آمديم جلوي اتاق استاد چهار زانو مي نشستيم و شروع به خواندن مي كرديم و اصلا حق بازي و جهت و خيز نداشتيم ،واين در حالي كه در مدرسه تدين بچه ها توپ بازي مي كردند و رفتن به آنجا و بازي كردن با توپ براي من آرزوي بزرگي شده بود . اما از آنجا كه مدرسه هاي شوكتي كاملا جا افتاده بود و از نظر تعليم هم موفق بود ،مردم بچه ها يشان را به دبستان تدين نمي فرستادند .مدير دبستان تدين روحاني شريفي بود به نام آقاي فاضلي كه بنده خيلي به ايشان علاقه دارم .اوبا استادان مدرسه طلاب هم آشنا بودوهفته اي يكي دو بار به آنجا مي آمد و با طلبه ها گفت و گو و شوخي مي كرد .يك روز به مدرسه مي آمده بود از من نامم راپرسيد و من خودم را معرفي ميكردم .او كه پدرم را مي شناخت گفت بيا برويم مدرسه ما و من هم كه خيلي دلم مي خواست بي درنگ همراه ايشان رفتم .او مرا به مدرسه برد و در آنجا از من امتحان كرد و بعدمرا به كلاس دوم فرستاد .تا مدتها به پدرم در اين مورد چيزي نگفتم ولي بعد كه متوجه شد چون مدتي گذشته بود فقط به گفتن اين جمله اكتفا كرد كه :الخير في ما وقع …

 

 

 فعاليتهاي ضمن تحصيل : استاد رضواني پس از گرفتن ديپلم بلافاصله به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و به سمت مدير دبستان محل خود ،خراشاد، منصوب شد. بعد از سه سال ،بيرجند به دبير احتياج پيدا كرد و تصميم گرفته شد كه از ديپلمه هاي با سواد استفاده كنند ، لذا وي را به دبيرستان شوكتي بيرجند فرستادند . استاد سه سال در آنجا ماند تا اينكه به فكر ادامه تحصيل افتاد.  بدين خاطر تقاضاي انتقال به تهران را كرد كه با انتقال او موافقت شد .استاد در تهران ضمن ارتقا سطح علمي و ادامه تحصيل در دبيرستان فرخي تدريس مي نمود كه با اخذ درجه دكتري در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران ،تربيت معلم ، شهيد بهشتي ،دانشگاه الزهرا ،تربيت مدرس و بنياد فرهنگ و دانشگاه آزاداسلامي ساعاتي را به تدريس مشغول بود.

 

 

 استادان و مربيان : فرزانگاني كه استاد قبل از تحصيل در دانشگاه ودر طي تحصيل در دانشگاه ازآنان بهره برده بود عبارتند از آقا شيخ محمدرضا سرچاهي ،مرحوم فاضلي ،مرحوم سيد عبدالحسين آيتي ،مرحوم طهامي ،سيد محمد فرزان بيرجندي ،دكتر بينا ،نصرالله فلسفي ،علي اصغر شميم ،ابراهيم پورداود ،دكتر گنجي ،سعيد نفيسي ،عباس اقبال و دكتر بهمنش

 

 

 همسر و فرزندان : استاد رضواني در سال 1330 با دختر عمه خويش عقد نكا ح بست .ثمره اين ازدواج نيكو چهار فرزند به نامهاي محمد حسن ،هما ،نرگس و همايون بودكه همگي اين فرزندان به ويژه دختر بزرگشان سركار خانم هما رضواني كه راه پدر را ادامه دادند -به مدارج علمي دانشگاهي دست يافتند.

 

 

 وقايع ميانسالي : يكي از خاطرات استاد رضواني مربوط به تحصيل در مرحله دكترا و رساله مربوط به اين دوره بود كه تحول عظيمي در وي بوجود آورد، او در اين باره چنين مي گويد:  ” موضوع تز من درباره علل انقلاب مشروطيت بود كه اين موضوع در وضع من خيلي اثر گذاشت . استاد راهنماي من ،شخصي بود سختگير به نام دكتر بينا و بنده موظف بودم هرهفته صيح جمعه ساعت 8 به منزل ايشان بروم. يك روز ايشان به من گفتند تو اگر مي خواهي علل انقلاب مشروطيت را بنوبسي بايد جرايد آن دوره را مطالعه كني كه اين حرف خيلي مرا مايوس كرد, چون فكر مي كردم پيداكردن روزنامه هايي كه 70 سا ل قبل منتشر مي شده, امكان ندارد ولي وقتي به بازار رفتم ، ديدم بسياري از آنها پيدا مي شود . اولين خريد من هم يك سال روزنامه (اختر ) بود به بهاي 20 تومان وبعد (صوراسرافيل ) را خريدم  و خلاصه طوري شد كه موضوع تز را فراموش كردم و شروع كردم به خريد و مطالعه روزنامه هاي آن دوره و بالاخره ضمن اينكه تزم را موفقيت گذراندم ،صاحب مجموعه اي ارزشمند -هر چند ناقص – از جرايد دوره قاجار شدم .

 

 

 زمان و علت فوت : استاد رضواني در 5 فروردين 1375 همزمان با فرا رسيدن بهار برا ثر بيماري سرطان ،پاي از سراي گذار بركشيد و و جود نفس گرم او رو به سردي و خاموشي گرديد.

 

 

 مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : دكتر رضواني پس از اخذ مدرك ديپلم در سال 1322 به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و مدير دبستان زادگاه خويش شد. وی در خلال سالهاتحقيق و تدريس ،چند صباحي نيز به كارهای اجرايي پرداخت ،از جمله مدت سه سال رئيس بازرسي تعليمات متوسطه تهران ومعاون بازرسي فرهنگ استان تهران و نيز مسئول برگزاري امتحانات نهايي دبيرستانهاي استان مركزي شد . وی همچنين مدت دو سال به اداره دبيرخانه دانشگاه ملي ايران (شهيد بهشتي ) پرداخت و مدت سه سال نيز در سمت معاونت آموزشي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به كار شد . استاد رضواني فعاليتهاي اجرايي را به اين انگيزه پذيرفت كه معتقد بود هر استاد و يا هر تحقيقي بايد چند صباحي با پذيرفتن مسئوليتها ي اجرايي ،با جامعه و رازهاي درون آن و بندو بستهاي و پيوندها و نيرنگهايي كه در جامعه در جريان است آشنا شود، در آن صورت است كه در تحقيقات علمي و كرسي تدريس ،فكری بارزتر و انديشه هاي روشنتر و وجودي مفيدتري خواهد داشت. او معتقد بود دنياي كتاب با دنياي واقعي كه جامعه در آن در تكاپو است متفاوت است و تحقق بايد با هر دو دنيا عميقا آشنا شود. از جمله مسئوليتها ي علمي او ،مشاورت عالي پژوهشكده اسناد سازمان ملي ايران ،مشاورت موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگي ،مديريت گروه تاريخ بنياد دايره المعارف اسلامي ،عضويت در شوراها و هيئت هاي مختلف از جمله شوراي ميراث مكتوب كتابخانه ملي ايران و هيئت داوران جشنواره مطبوعات (دوره اول و دوم) بود.

 

 

 ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : دكتر رضواني علاوه بركار تدريس و سمتهايي كه داشته است با مطبوعات زمان خود همكار ي مي نمود كه از جمله (وقايع اتفاقيه) ،ايران ،دانش،مدرسه دارلفنون تبريز،روزنامه ملتي ،يغما،راهنماي كتاب ،كيهان ،سالنامه كشور ايران ،دانشكده ادبيات ،بررسيهاي تاريخي ،تاريخ و فرهنگ ايران ،تحقيقات روزنامه نگاري ،جامعه نوين ،تاريخ ،آينده ،خواندني هاي تاريخي ،بندر و دريا ،خواندني هاي قرن ،كلك ،پيام كتابخانه ،گنجينه اسناد ،تحصيل ،تاريخ معاصر ايران ،كيهان فرهنگي ،و تحقيقات اسلامي مي باشد. او همچنين در چندين همايش و كنگره در داخل و خارج از ايران -كنگره هايي در چين ،تايلند ،انگلستان ،پاكستان ،تركيه ،و شركت كرد .

 


 شاگردان
: يكي از شاگردان دكتر رضواني ،دكتر رضا شعباني مي باشد ايشان هم اكنون از اساتيد برجسته و مطرح كشورمان مي باشد.

خورشیدی برآمده از خراشاد , در سوگ استاد محمد اسماعیل رضوانی , نوشته سید محسن منظورالاجداد, مجله گنجینه اسناد, 1375 

برای خواندن مقاله روی لینک کلیک کنید:   

خورشیدی برآمده از خراشاد

 

 

مصاحبه با استاد محمد اسماعیل رضوانی, محقق تاریخ مشروطه,  مجله کیهان فرهنگی, شماره 58, 1367 , صفحه1  

برای خواندن مقاله روی لینک کلیک کنید:   

محقق تاریخ مشروطه

 

 

 

  منابع : بنیاد ایرانشناسیویکی پدیا, پایگاه مجلات تخصصی , مجله گنجینه, مجله کیهان فرهنگی, مجله آیینه پژوهش  و انجمن زنان پژوهشگر تاریخ

 

 

 

والسلام

 

 

در پناه حق 

 

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.