KhorAshaD

تصویر هفته: گل زعفران در دست زن کشاورز - خراشاد (م. آرین پور) در نوشته:تصاویر زیبایی از برداشت زعفران در خراشاد / Saffron Harvest in Khorashad

آرشیو برای زندگینامه شخصیت ها خراشاد

زندگینامه مرتضی حسن پور / اولین پرستار مرد ایران

 

مرتضی حسن پور فرد خراشاد، (۱۳۲۱ - )، اولین پرستار مرد ایرانی [۱] و از پژوهشگران این رشته می‌باشد.

وی در سال ۱۳۲۱ در روستای خراشاد از توابع شهرستان بیرجند به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در زادگاه خود، جهت تکمیل تحصیلات عازم آمریکا شد. سپس با اخذ مدرک کارشناسی ارشد پرستاری از دانشگاه کالیفرنیا جنوبی، در سال ۱۳۴۶ به ایران بازگشت و به عنوان عضو هیئت علمی، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد به تدریس پرداخت.

حسن پور به عنوان اولین پرستار مرد، با تحصیلات آکادمیک در ایران، تا سال ۱۳۴۸ در سپاه بهداشت بندرعباس مشغول به خدمت بود و سپس در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به تدریس پرداخت. وی علاوه بر ریاست دانشکده پرستاری و آموزشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دوره های کارشناسی پرستاری را در دانشگاههای شهرهای بیرجند، سبزوار، گناباد و رشته های کاردانی رادیوتراپی ، رادیولوژی و تکنیسین اتاق عمل و کارشناسی علوم آزمایشگاهی را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، راه اندازی نمود.

حسن پور علاوه بر اینکه دارای تالیفاتی در زمینه پرستاری می باشد، از سال ۱۳۸۰، کلاسهایی را در جهت سلامت فردی و اجتماعی، برای دانش آموزان مناطق محروم شهری و روستایی برگزار می کند. وی پس از بازنشستگی در سال ۱۳۸۴ ، هم اکنون به تدریس و پژوهش در زمینه پرستاری ادامه می دهد.

سازمان نظام پرستاری ایران، در سال ۱۳۸۶ از وی به عنوان اولین پرستار مرد ایران، تقدیر به عمل آورد.

منبع : ویکی پدیا

مرتبط:

مراسم تجلیل از پرستاران پیشکسوت - مرتضی �سن پور

مراسم تجلیل از پرستاران پیشکسوت - مرتضی حسن پور

تجلیل از مرتضی �سن پور در سازمان نظام پرستاری

تجلیل از مرتضی حسن پور در سازمان نظام پرستاری

تجلیل از مرتضی �سن پور در سازمان نظام پرستاری

تجلیل از مرتضی حسن پور در سازمان نظام پرستاری

حاج شیخ محمد حسین خراشادی کاخک

به نام یزدان

سلام

در ادامه معرفی شخصیتهای برجسته منطقه خراشاد ,  این بار به بیان زندگینامه شیخ محمد حسین خراشادی می پردازیم  :

مرحوم حاج شيخ محمد حسين خراشادی

مرحوم حاج شيخ محمد حسين خراشادی كاخك مشهور به واعظ در خانواده اي روحاني در سال 1313 در كاخك گناباد متولد شد. او اخرين فرزند اخوند ملا محمد علي كاخكي بود كه علاوه برايشان 4 فرزند ذكور ديگر به نام هاي : محمد باقر محمد اشرف محمد حسن و محمد داشته است كه همگي به رحمت خدا رفته اند.

 مرحوم حاج شيخ حسين هرگز موفق به ديدار پدر نشد زيرا كمتر از 40 روز از تولدش نگذشته بود كه ان بزرگوار از دار دنيا رحلت كرد. تمامي اجداد ان مرحوم تا جايي كه ما ميشناسيم روحاني بوده اند كه بي ترديد مشهورترين انها اخوند ملا علي مجتهد مشهور به اخوند خراشادي بوده كه از معاصرين و به روايتي هم مباحثه شيخ مرتضي انصاري بوده است و رساله اي نيز با يكديگر در وجوب جهاد عليه كفار نگاشته اند كه ظاهرا در جهت ترغيب مسلمين به جهاد عليه روس در زمان فتحعليشاه نوشته شده است. نام و ياد اين مجتهد بزرگ در تمامي كتاب هايي كه به شرح حال بزرگان بيرجند وقاينات پرداخته اند مانند بهارستان مرحوم ايتي مندرج است. مرحوم حاج شيخ هرگز موفق به ديدار پدر نشد زيرا ان بزگوار اندكي بعد از تولد او در گذشت.

 

 اينكه اين خانواده از كجا امده اند و چه ارتباطي بين خراشاد وكاخك وجود داشته است نكته اي مبهم است. مرحوم دكتر محمد اسماعيل رضواني استاد تاريخ دانشگاه تهران كه خود از اين خانواده است مي فرمود كه اين خانواده اصالتا زابلي هستند و جد اعلاي انها سرداری زابلی بوده است كه در زمان حمله نادر به هندوستان از ترس به بيرجند گريخته و در خراشاد سكونت گزيده يا شايد مخفي شده است.

او فرزند خود را كه محمد ولي نام داشت به مدرسه علميه فرستاد كه بعد از اتمام درس به خراشاد بازگشت و به ميمنت اين حضور اهالي خراشاد يك اصله درخت گردو را به او هديه كردند كه ظاهرا تا چند سال قبل هنوز بقاياي ان موجود بوده كه خراشاديها ان را به نام درخت مد وليو :محمدولي: ميشناخته اند. به هر حال فرزندان محمد ولي نيز به تحصيلات حوزوی پرداخته اند و در مشهد احتمالا مشغول تحصيل شده اند كه گروهي از انان در كاخك گناباد كه صاحب حوزه اي بوده است (يا شايدتوسط اينان ايجاد شده بوده) مشغول تدريس و تعليم شده اند ولي ارتباط خود را با خراشاد همچنان محفوظ مي داشته اند.

من اين روايت را با مختصر تفاوتي ازمرحوم عموي بزرگم اقا شيخ باقر سروری نيز شنيده بودم جز اينكه ان مرحوم معتقد بود جد اعلاي اين خانواده نيز شيخي زابلي به نام شيخ زين العابدين بوده است كه البته با توجه به تكرار نشدن نام زين العابدين در اين خانواده دكتر رضواني اين احتمال را مردود ميدانست .

 به هر حال بنا بر همين سنت مرحوم حاج شيخ حسين نيز كه در مشهد در مدرسه باقريه به طلبگي اشتغال داشت طبق رسوم طلاب براي كار اموزي!! به خراشاد امد در حاليكه 18 سال بيش نداشت اما از انجا كه صاحب صدايي خوش و سبكي دلپذير در منبر بود به اصرار اهالي خراشاد همانجا ماند و با دختر يكي از ملاكان خراشاد به نام مرحوم كربلايي غلامرضا ازدواج كرد و همان سال با پدر زن و زنش (مرحومه معصومه خراشاديزاده والده خواهر بزرگم) توفيق زيارت كربلا را يافت و شيخ جوان به نام كربلايي شيخ حسين مشهور و اوازه اين شيخ جوان وسبك جذاب او در منبر به زودي به نوفرست رسيد و به دعوت جمعي از اهالي كه پيشگام انان مرحوم كربلايي حاجي حسين پدر اقايان صادقپور بود به نوفرست امد ودر مسجد دره دور از دسترس مرحوم اقا محمد فروغي!!( پدر بزرگ اينجانب) مشغول وعظ و خطابه گرديد به زودي چنان مورد توجه اهالي نوفرست قرار گرفت كه با زن و يگانه دخترش در نوفرست در محل كنوني منزل اقاي غلامرضا حاج عليشير ساكن شد و مدتي نگذشت كه به علت اختلاف عقيده همسر اولش را ترك گفت و اندكي بعد با دختر كوچك مرحوم فروغي ازدواج کرد ( البته در اين زمان اقاي فروغي از دنيا رفته بود سال 1338 )
او همچنان ارتباطش را با خراشاد حفظ كرد و تا پايان عمر كوتاهش در هر دو روستا و نيز روستا ي نصر اباد به تبليغ مشغول بود .

در نوفرست او اقدامات مهمي انجام داد براي كوتاه كردن دست بهاييان از تعليم وتربيت كلاس اكابر (نهضت سواد اموزي فعلي) باز كرد. بهاييان را از امدن به مسجدو حمام منع كرد و با كمك اهالي و اقاي قيطاسي كوچه اصلي روستا را كه بواسطه وجود مسجد كوچك ونيمه مخروبه اي فابل عبور براي اتومبيل نبود با تخريب مسجد بازگشايي كرد و راهي ماشين رو به چاچ وخراشاد ساخت تا اتوبوس بتواند از ان عبور كند و مشكل اياب وذهاب به شهر حل شود و حمام قديمي و غير بهداشتي ده را كه داراي خزينه بود تغيير داد ودر ان دوش تعبيه نمود .

از ديگر كارهاي او احداث شركت تعاوني روستايي بود كه بعدا به عنوان شركت مادر برگزيده شد و خدمات رساني به بيش از 60 روستا و ابادي را اين شركت به عهده گرفت بعد از سيل مهيب سال 47 اقدام به ساختن مسيل برگردان(پل گر) نمود كه باعث رفع خطر سيل گرديد و نيز دبستان فعلي نوفرست را ساخت كه بعدا ان را تا سطح راهنمايي ارتقا داد و ………..

تقدیر و تشکر از آقای دکتر واعظی راد جهت همکاری و گردآوری مطالب

 

منبع: فراسوی نوفرست

 مرتبط : شخصیت های برجسته خراشاد

 والسلام

آخوند ملاعلی خراشادی

به نام یزدان

 

 

سلام 

 

 

آخوند ملا علی خراشادی  

آخوند ملا علی خراشادی متولد روستای خراشاد بیرجند و از علمای با فضل و دانش در قرن سیزدهم هجری قمری می باشد. از تاریخ تولد این عالم وارسته اطلاع دقیقی در دست نیست .در کتاب ناسخ التواریخ از وی به عنوان یکی از علمای شرکت کننده در جنگ ایران و روس نام برده میشود.

 در کتاب سفر نامه میرزا خانلرخان اعتصام الملک  شرحی از زندگی ایشان آمده است.  شخصیت علمی ،منش و رفتار ،مناعت طبع و قناعت  ایشان سبب  شده تا فردی مانند اعتصام الملک شیفته وی گردد .

  ایشان در سفر نامه اش از او چنین یاد می کند : آخوند ملا علی خراشادی که از فحول علماء و در اخلاق و انقطاع از دنیا و خوش خلقی و تواضع و بشاشت و زهد و ورع و طلاقت لسان و فصاحت  کلام و غدوبت  بیان ، وحید عصر است, به دیدن ما تشریف آورد. واقعا با اینکه سن ایشان قریب هشتاد نود است ولی چنان صحبت می دارد که شخصیت از صحبت ایشان سیر نمی شود . با این حال از دنیا به هیچ قناعت  کرده ،همه اوضاعش بیست تومان  نمی شود . زیادت لذت  بر دم  معنی  اخلاق ، زهد و همه  صفات  کمال در ایشان جمع است . کاش همه علما خدمت  ایشان تحصیل می کردند. ایشان خانه ای دارد مثل خانه حضرت نوح ،اما تاریک .  عرض کردم چرا درهای پنجره  این اطاق را تمام باز نمی کنید که روشن شود ؟ فرمود خانه ملک من نیست و من هیچ شبی در اینجا نخوابیده ام , مگر اینکه فردا عزم رحیل داشته ام و حال قریب پنجاه سال است که در همان بیغوله عمر گذرانیده اند.

در كتاب بهارستان مرحوم آيتی، درباره وی آمده است: « از جماعت مشاهير علماي اعلام و فقهاي مجاز در فتوا و حديث است كه لدی الوقت مرقومات ايشان موجوداست… هرگاه براي ولايت قاين امری پيش مي آمد، ايشان به دربار تهران مي رفت و اصلاح می فرمود و همواره در ترويج احكام شريعت و مساعدت مردمانی بی بضاعت اهتمام مي ورزيد.اين عالم ربانی در سنه ١٢٩٧ (ه.ق) دار فاني را وداع گفته و در جوار امامزاده عبدالله مدفون شده است.

والسلام

در پناه حق

 

 

دکتر غضنفر فروزانفر / رئیس شورای اسلامی شهر بیرجند

سلام

این  هفته به معرفی یکی دیگر  از شخصیت های برجسته منطقه خراشاد می پردازیم ,…. جناب دکتر فروزانفر , عضو هیئت علمی و  رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی بیرجند و رئیس شورای شهر بیرجند ….. بیوگرافی مختصری از ایشان در دسترس بود که در ذیل خواهید خواند :

دکتر غضنفر فروزانفر در سال 1322 در روستاى خراشاد از توابع بخش مركزى بيرجند، متولد شده است. ايشان دوره ابتدائى را دردکتر فروزانفر - خراشاد - khorashad خراشاد و دوره متوسطه را در بيرجند گذرانيد و از سال 46-1340 به شغل آموزگارى پرداخت. تحصيلات پزشكى را طى سالهاى 53-1346 دردانشگاه علوم پزشكى مشهد به اتمام رسانيد واز سال 1353 تا 1356 به عنوان پزشك عمومى در بيرجند خدمت كرد. وى از سال 59-1356 دوره تخصصى اطفال را در مشهد گذرانيد و از سال 1362 -65 مسئوليت بيمارستان امام رضا بيرجند را عهده‏دار شد و از آن زمان تا مردادماه 1379 در Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)سمت رئيس دانشكده و سپس رئيس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند و همزمان با آن در سمت سرپرست شبكه بهداشت شهرستان بيرجند ايفاء وظيفه نمود.Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)Dr. Forouzanfar ( Khorashad)

فروزانفر عقيده دارد:”كه انسان دركارها و سرمايه‏هاى ملى، دست كم، همان قدر دل بايد بسوزاند كه براى كار و سرمايه خود دل مى‏سوزاند”، اين طرز تفكر سبب شده كه روز به روز بر توسعه و تكامل‏واحدهاى تحت نظارت ايشان افزوده شود. همان طور كه در مبحث معرفى دانشگاه علوم پزشكى گذشت، اهتمام آقاى دكتر فروزانفر در آموزش صحيح علوم پزشكى واستفاده بهينه از امكانات موجود، سبب شده است كه دانشجويان اين دانشگاه در آزمون جامع علوم پزشكى تا سال 1378 , پنج بار به مقام اول و يك باربه مقام دوم نائل شوند.

در زمينه ساخت مراكز آموزشى و درمانى دانشگاه و بيمارستان امام رضا ، دكتر فروزانفر شخصاً نظارت داشته و براساس گزارش معاونت پشتيبانى دانشگاه تا اواخر سال 1378 بيش‏از 100000 متر مربع ساختمان احداث نموده است. در زمينه بهداشت و درمان، وقتى ايشان رياست بهداشت و درمان بيرجند را پذيرفتند در سطح شهرستان بيرجند 4 پزشك متخصص(دو نفر ايرانى و دو نفر هلندى) و 10 پزشك عمومى ايرانى و 20 پزشك عمومى هندى و بنگلادشى وجود داشته كه امروزه نه تنها از پزشكان خارجى اثرى نيست، بلكه تعداد پزشكان متخصص به بيش‏از 60 نفر و عمومى به بيش از 150 نفر رسيده كه از نظر بهداشت و درمان، شهرستان بيرجند مقام دوم را بعداز شهر مشهد دارا مى‏باشد.

ایشان به علت خدمات بسیاری که در زمینه پزشکی و بهداشتی در شهر بیرجند انجام داده اند, در بین مردم محبوبیت بسیاری داشته به طوری که در 2 دوره پیاپی انتخابات شورای اسلامی شهر بیرجند, بالاترین میزان رای را کسب نموده و هم اکنون به عنوان رئیس شورای شهر بیرجند در حال خدمت می باشند.

والسلام

در پناه حق

مرتبط:

جمشید آذری نصرآباد

به نام یزدان

سلام

طبق قولی که دادیم , این هفته به معرفی یکی دیگر از شخصیت های برجسته منطقه خراشاد می پردازیم ….. آقای جمشید آذری نصرآباد, شاعری که بیوگرافی  از ایشان را, هرچند مختصر, در ذیل خواهید خواند :

جمشید آذری نصرآباد از آن دسته انسان هايی است كه شرايط اجتماعی و خانوادگی به او اجازه نداد، در محضر استاد يا كلاس درس به آموختن بپردازد و بتواند خمير مايه ذاتی و استعداد فطری خويش را در قالب نوشته به سامان آورد.

 

آذری از خيل گمنامان مستعد، باذوق، بديهه سرا، نكته دان و بذله گويی است كه هرچند غلط های املايی و قافيه هايی خطی در سروده هايش فراوان می باشد, اما جوهره شعرش همچون استعدادش سيال و جوشان است.

خود می گويد: «در سال ۱۳۲۰ شمسي در روستای نصرآباد خراشاد ديده به جهان گشودم. در هفت سالگی به جای رفتن به كلاس، پشت دارهای قالی نشستم. در آن اوضاع و احوال، به همت عمويم استاد محمد حسن آذری ، الفبای فارسی را آموختم . عمويم هنگام كار پيوسته اشعار حافظ و سعدی را بلند بلند می خواند و خودش هم اشعاری می سرود. اين شيوه مرا به شعر علاقه مند كرد و سبب شد از دوران كودكی سرودن اشعاری را تجربه كنم. اكنون هم شعر می گويم و مجموعه ای بيش از چند هزار بيت در قالب غزل، مثنوی، دوبيتی و طنز فراهم آورده ام. بسياری از آنها را در انجمن های ادبی و شعری خوانده ام و اميدوارم روزی به چاپ برسد.
 

از سروده های اوست:


به
هوای مه نو تا به افق خيره شدم
ناگهان
در نظرم ماه تمامم آمد
ساغری
از می كهنه غزلی نو به ضمير
يادی
از شعر تر ابن حسامم آمد
تير
در چله به دنبال شكارم شب و روز
به
دمی آهوی خوش حال به دامم آمد
ساقی
و ساغر می بر كف و ماه رمضان
وقت
افطار به هنگام صيامم آمد
بزم
گسترده و مطرب به ميان رقص كنان
عكس
دلدار ميان می جامم آمد
دوش
مخمور به فكر می بی غش بودم
ساقی
از غيب سر سفره شامم آمد
قدحی
از كف ساقی بگرفتم كه سپس
رمقی
داد به جان تا كه قيامم آمد
يار
بی پرده سخن گفت به هنگام حضور
كز
پس پرده سخن ها به خيامم آمد
دل
به عشق سركوی تو چو پرواز نمود
پرزنان
طاير عشقم لب بامم آمد
«
آذری» مست شراب از می خمخانه عشق
قدح
اندر قدح و شرب مدامم آمد

****دوشينه ندا ز سوی ميخانه رسيد
****در
گردش خم قطره مستانه رسيد
****مخمور
خرابات به وی مژده دهيد
****در
گردش می نوبت پيمانه رسيد

منبع: بیرجند دیار فرزانگان

والسلام

 

 

در پناه حق 

 

Older entries »