پدر و فرزند یک علم / کدامیک را بیشتر می شناسیم و مورد توجه ماست؟
گزارش تصویری در خبرگزاری مهر بود به نام : گزارش تصویری/ سخنرانی قالیباف در نخستین همایش علمی دانشجویی جغرافیا
در میان تصاویر، تصویری بود، نشاندهنده آنچه که خواهید خواند … تصویر زیر :
سمت راست >>> دکتر محمدحسن گنجی ( استاد تمام و ممتاز دانشگاه تهران و پدر جغرافیای نوین و هواشناسی در ایران … متولد 1291 – خوسف، بیرجند)
سمت چپ >>> دکتر محمدباقر قالیباف ( استادیار جغرافیا دانشگاه تهران، متولد 1340 – طرقبه، مشهد)
حال نمی دانم چند نفر از شما عزیزان دکتر محمدحسن گنجی را می شناسید … آنهایی که اهل بیرجندند و یا سروکارشان با جغرافیا و هواشناسیت، وی را به خوبی می شناسند .. ولی دیگران …. ؟ … گمان نمی کنم !!
حال بسنجید با شهردار کنونی تهران …. که دانش آموخته همین رشته است و در گروه جغرافیای دانشگاهی درس می دهد که دکتر گنجی، پایه گذار آن بود! … به چه نتیجه ای می رسید ؟
شهرت فرزند از پدر بیشتر است !
تصویر خود نمایانگر این تفاوت شهرت است …. از تیتر خبرگزاری مهر چنین می توان نتیجه گرفت که اگر شهردار تهران در این مراسم شرکت نمی کرد، چنین گزارش و تصاویری هم پدیدار نمی گشت ! …. حتی در گزارشی که در این مورد در خبرگزاری آمده، نامی از دکترمحمدحسن گنجی به میان نیامده … در حالی که اعتبار همایش دانشجویی جغرافیا ، به دلیل حضور پدر این علم است و نه استادیار آن که اکنون شهردار تهران است ….
لازم به ذکر است که در اوایل انقلاب، به جهت آنچه عضویت دکتر گنجی در گروههای فراماسونری !، نامیده می شد، حقوق بازنشستگی وی قطع شد و تا کنون نیز این حقوق پرداخت نشده است ! …
در گزارشی که توسط خبرگزاری مهر، درباره همایش بزرگداشت دکتر گنجی (نکته جالب اینجاست که این همایش توسط شهرداری برگزار شده و نه دانشگاه تهران !…. این هم از برکات هم رشته بودن شهردار و ایشان است ! ) نگاشته شده بود، چنین آمده بود :
پدر علم جغرافیا در بیان شرح حال خود در سالهای اخیر از خانه نشینی خود خبر داد. از نوشتن کتاب از دارالفنون تا انقلاب گفت. از کار کردن در یک دارالترجمه و ترجمه شناسنامه تا مشاورت رئیس دانشگاه شهید بهشتی و عضویت در هیئت علمی دایره المعارف بزرگ اسلامی !
پیگریهای گروهی از اساتید جغرافیا و بویژه از همشهریان وی ، باعث گردید که پس از یک دهه در اواسط دهه 60 ، با حضور در سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی (سمت) از وجود وی در عرصه علمی کشور استفاده شود و به تدریج راه برای استفاده از دانش وی در سایر سازمانها و دانشگاهها باز شود …
همین مورد برای دکتر محمداسماعیل رضوانی صدق می کند ….. همه شما شاگرد وی ، دکتر عطالله مهاجرانی را می شناسید … اما چند نفرتان ، به گوشتان نام دکتر محمداسماعیل رضوانی( پدر تاریخ معاصر ایران) خورده است ؟ …
وی نیز در سال 1358 ، داوطلبانه درخواست بازنشستگی نمود و تا سال 75 که عمرش به این دنیا باقی بود در عرصه علمی تاریخ کشور خدمت نمود .
وی در فروردین سال 1375 درگذشت .. زمانی که بزرگداشت بزرگان علمی کشور، به فکر مسئولین مملکتی نرسیده بود و مانند اکنون، همایش ها و … برگزار نمی شد …. هرچند بعد فوتش، بزرگداشت هایی برگزار نمودند … ولی چه سود ….که قدر زندگان را نمی دانیم …..
این دو تصویر هم اضافه نمایید به تصاویر این نوشته :
خانمی که در این تصاویر هستند به گمانم خانم دکتر دره میرحیدر می باشند ….(اگر اشتباه می کنم ، بگویید ) ایشان استاد تمام رشته جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران بوده و اولین متخصص این رشته در ایران هستند … در ادامه مختصری در مورد وی می خوانید …
نگاه متفکرانه پدر به سخنرانی فرزند …
خوش و بش فرزند با بزرگان:
با اینکه به ظاهر سیاسیون، مدیران و … شهرتی بیش از عالمان دارند ولیکن آنچه که خواهد ماند و همگان، همواره به نیکی از آن یاد خواهند کرد ، علم است و عالم … شهردار بودن؛ رئیس بودن، رئیس جمهور بودن و … شاید در تاریخ بماند ولی هیچگاه یادآوری آن نزد همگان به نیکی نخواهد بود …
خواندن زندگینامه شان در ویکی پدیا، خالی از لطف نیست :
در ویکی پدیا درباره محمدحسن گنجی ، چنین می خوانیم :

دکتر محمدحسن گنجی
محمد حسن گنجی، (متولد ۱۲۹۱ در بیرجند) تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در موطن خود و تحصیلات عالی را در تهران (دارالمعلمین عالی ۱۳۰۹-۱۳۱۲)، انگلستان (۱۳۱۲-۱۳۱۷) و آمریکا (۱۳۳۱-۱۳۲۳) در رشته جغرافیا با تأکید بر اقلیم شناسی انجام داده و پایان نامه او درباره آب و هوای ایران به زبان انگلیسی به چاپ رسیدهاست.
او از سال ۱۳۱۷ تا ۱۳۵۴ در خدمت دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشته و اول کسی بودهاست که جغرافیای نوین را وارد برنامههای دانشگاهی کردهاست. وی مراحل دانشگاهی را از دبیری تا معاونت دانشگاه طی کرده و در سال ۱۳۵۴ با اخذ درجه استادی ممتاز بازنشسته شدهاست.
او از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۷ مدیریت اداره کل هواشناسی را عهده دار بوده و در واقع بینانگذار سازمان هواشناسی ایران بودهاست.
در همین سالها او ۴ سال ریاست منطقه آسیا را در سازمان هواشناسی عهده دار بوده و از همان سال رابطه خود را با همان سازمان حفظ کردهاست. وی چندین کتاب -از جمله اطلس اقلیمی ایران – و بیشتر از صد مقاله به زبانهای فارسی و انگلیسی منتشر ساخته و به همین مناسبت در سال جاری برنده جایزه ۲۰۰۱ سازمان هواشناسی جهانی شدهاست. [۱]
وی علاوه بر مدیریت گروه جغرافیا ، ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی و معاونت دانشگاه تهران، پیش از انقلاب اسلامی, ریاست اداره کل هواشناسی ایران و ریاست هواشناسی منطقه آسیا را نیز بر عهده داشته و هم اکنون و عضو کمیته اجرایی سازمان هواشناسی جهان است………
در مورد زنده یاد محمداسماعیل رضوانی چنین نوشته شده :

دکتر محمداسماعیل رضوانی
محمد اسماعيل رضوانی, پژوهشگر برجسته تاریخ و استاد سابق دانشگاه تهران در ۱۰ اردبيهشت ۱۳۰۰ در روستای خراشاد ( ۲۴ كيلو متري جنوب شرقی بيرجند ) بدنيا آمد .
پس از پایان تحصیلات مقدماتی در بیرجند و اخذ دیپلم , به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به كار تدريس در مدارس خراشاد و بيرجند پرداخت. رضوانی سپس به تهران آمده و به تحصيلات خود ادامه داد و توانست دوره ليسانس ، فوق ليسانس و دكترا را طی كند.
وی مدتها در دانشگاه ملی و دانشگاه تهران به تدريس مشغول بود و پس از آنكه به درخواست خود در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد ، تا پايان عمر به تحقيق و پژوهش در زمينه تاريخ ایران پرداخت.
رضوانی ستونی محكم برای رشته تاريخ ايران محسوب می شود و بدین سبب پدر علم تاریخ معاصر ایران نام گرفت. از وی همچنین به عنوان پدر تاریخ مطبوعات ایران نام برده می شود. [۱] محمد اسماعيل رضوانی سرانجام در ۵ فروردين ۱۳۷۵ در تهران فوت نمود.
در مورد دره میرحیدر چنین نوشته شده:

دکتر دره میرحیدر
دُرّه میرحیدر، استاد برجسته رشته جغرافیای سیاسی، پس از اخذ لیسانس از دانشگاه تهران و فوق لیسانس از دانشگاه اوهایو (آمریکا)، دکترا خود را از دانشگاه ایندیانا (آمریکا) در رشته جغرافیای سیاسی گرفت و به عنوان اولین متخصص این رشته در سال ۱۳۴۲ در دانشگاه تهران مشغول به تدریس گردید.
دکتر دره میرحیدر در سال ۱۳۱۳ در كرمانشاه متولد شد. پس از دوره متوسطه به دانشسراى مقدماتى كرمانشاه راه مى يابد ولى پس از گذراندن دوره مربوطه از كار معلمى صرف نظر مى كند، بعد از مهاجرت خانوادگى، ديپلم ادبى را در سال ۱۳۲۹ در تهران اخذ كرده و در رشته تاريخ و جغرافياى دانشگاه تهران پذيرفته مى شود.
در سال ۱۳۳۲ تحصيلاتش را به اتمام مى رساند و در سال ۱۳۳۵ مطابق مصوبه قانونى، به همراه تعداد ديگرى از نفرات ممتاز ساير رشته ها و به عنوان بورسيه براى ادامه تحصيل به خارج عزيمت مى كند و به آمريكا مى رود.
وی با تألیف کتاب اصول و مبانی جغرافیای سیاسی در سال ۱۳۴۷ ، اولین کتاب دانشگاهی و علمی را در این رشته ارائه نمود…….
و در مورد محمدباقر قالیباف، چنین نوشته شده:
محمدباقر قالیباف (متولد اول شهریور ۱۳۴۰ در مشهد) دارای مدرک دکتری در رشته جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس و فرماندهٔ سابق نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است که در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۴ از طرف شورای شهر تهران به عنوان شهردار این شهر انتخاب شد و در اردیبهشت ۱۳۸۶ توسط شورای جدید برای ۴ سال دیگر در مقام خود ابقا شد.
وی در سن ۲۲ سالگی فرمانده لشکر پنج نصر خراسان در جنگ ایران و عراق بود. او که دوره خلبانی نیز گذراندهاست در سال ۱۳۷۳ فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء شد و ۱۳۷۶ به فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران منصوب شد و در سال ۱۳۷۹ برای فرماندهی نیروی انتظامی انتخاب شد.
او پیش از آن که به مقام شهرداری تهران برسد در انتخابات ریاست جمهوری دولت نهم شرکت کرد ولی رای کافی نیاورد. وی هم اکنون علاوه بر شهرداری تهران، به عنوان استادیار گروه جغرافیا سياسي دانشگاه تهران ، به تدریس مشغول است.
و چون صحبت از جغرافیای سیاسی (ژئوپلیتیک) زیاد به میان آمد ؛ در ویکیپدیا می خوانیم :
جغرافياى سياسى شاخهاى از علم جغرافيا است كه تأثيرپذيرى و تأثيرگذارى سياست و قدرت در محيط جغرافيايى و به بيان ديگر، تأثير تصميمات سياسى بر محيط جغرافيايى را مورد كاوش و بررسى قرار مىدهد. نقش ويژه جغرافياى سياسى، سازماندهی سياسى فضا در سطح محلی، ملی و منطقهای است.
ژئوپلیتیك كه به طور سنتى بر اساس اطلاعات، ديدگاهها و تكنيكهاى جغرافيايى به مسائل سياست خارجى كشورها مىپردازد، يك نوع جغرافياى سياسى كاربردى قلمداد مىشود.
جغرافياى سياسى پديدههاى سياسى را در فضاى درونى يك كشور مورد بحث قرار مىدهد كه به طور سنتى شامل مفاهيمى مانند مرز، ملت ، حكومت و سرزمين است.
نظر به اين كه يك كشور در بطن مطالعات جغرافياى سياسى جاى دارد از پيوند سه عامل ملت، حكومت و سرزمين، كشور تشكيل مىشود؛ بنابراين همه موضوعات مرتبط با اين مفاهيم، مانند ريشهيابى مسائل قومی ، جريانات مهاجرت ، تحليل قدرت سياسى نواحى شهرى، تحليل فضايى قدرت سياسى در سطح كشور، تقسيمات كشوری و رقابتهاى مكانى، دولت محلی ، تمركز و عدم تمركز قدرت سياسى جغرافياى انتخابات ، از جمله مسائل مرتبط با كشور هستند كه امروزه در جغرافياى سياسى مورد توجه و بررسى قرار مىگيرند…….







سلام. از انتقاد به جای شما متشکرم. این موضوع البته یک گرفتاری کلی در کشورماست که منحصر به تمام رسانه هاست. بیماری ای بزرگ و پر خسارت. از لطفتون ممنونیم و نکته به حقی را یادآوری کردید. سعی می کنیم استاد را به خوبی معرفی کنیم و این قصور جبران شود.
یا علی – خبرگزاری مهر
خراشاد:
البته از این ……………………………. ولی این همه جای دنیا هست که حتی یک خواننده بیسواد رپ از یک فیزیکدان برنده جایزه نوبل معروفتره.
شما اریا جیو*وانی رو میشناسید؟ یک زن بدکاره که هیچ کاری جز لخ*ت شدن جلوی دوربین انجام نداده و همین کلی معروفش کرده. اما دانشمندان و محققان؟ الان حتی اسمشون رو هم یادم نمیاد.
خراشاد:
دره- چقدر اسمش به علمش میاد
خراشاد:
سلام جناب مهندس
پدر مسلم سایت خراشاد .
خبری از شما نیست . مطالب شما رو مرتب می خونم و از این همه همیت
شما نسبت به منطقتون لذت میبرم .
کاش همه ما ایرانی ها این گونه به مام میهن نگاه کنیم .
در تاریخ خوندم که اگه می خواستن در زمان هخامنشیان و ساسانیان امیر و یا سربازی رو مجازات کنند .
اول اونو از افتخار ایرانی بودن خلع می کردند و بعد مجازات ؟؟؟؟؟!!!!!!!
حالا به جایی رسیدیم که دوستی می گفت وقتی از من ملیتم رو میپرسند
خودم رو یونانی معرفی میکنم و از بردن اسم ایران خجالت می کشم !!!!!
ما داریم به کجا میرویم !!!!!
قربانت . منتظر مطالب جالب شما هستم
خراشاد :
فکر کنم اون کسی که اون عکس ها رو انتخاب کرده و اون جا گذاشته، دکتر گنجی رو نمی شناخته!!!
شما هم چه انتظارهایی از خبرگزاری های داخلی دارین!!!
خراشاد:
سلام دوست عزیز در صورت امکان لینک وبلاگ جدید منو جایگزین پسر آریایی کن :
envision.ir
ممنون
خراشاد:
سلام
ممنونم از اینکه هنوز به یاد من هستی و به من سر میزنی
امیدوارم هر جه که هستی موفق باشی
salam lotasefane shenidan va didan hagigat baraye ma kheyli sakhte ama bedunid ke emam ali farmudan ke daneshmanda hamishe zende and.