داستان استر ملکه پارس/ شکوه وعظمت امپراتوری پارس در فیلم یک شب با پادشاه
به نام یزدان
سلام
دیدن فیلمی به نام یک شب با پادشاه , ( One Night with the King) , سبب شد مطلبی در مورد استر (Esther) ؛ ملکه و مردخای (Mordecai) وزیر یهودی امپراتوری هخامنشیان بنویسم … (تابلویی از استر و مردخای, سال 1685 , موزه بوداپست)
لازم است ذکر نمایم که در تاریخ ایران تا کنون , 2 نفر یهودی تبار به وزارت رسیدند : مردخای در زمان هخامنشیان و ابراهیم خان کلانتر در زمان قاجاریه
داستان این فیلم براساس کتاب استر ( که یکی از کتب عهد عتیق یهودیان به حساب می آید) و یک داستان تاریخی شکل گرفته که در آن یک دختر یهودی به نام استر ، همسر خشایارشاه؛ امپراتور هخامنشیان شده و با توجه به مقامش، سبب جلوگیری از توطئه قتل عام یهودیان می گردد. این فیلم در سال 2006 در ایالت راجستان هند فیلمبرداری شده است.
مهمترین نکته ای که در این فیلم , برای ما ایرانیان قابل توجه است , شکوه و عظمتی است که از امپراتوری پارس؛ اولین امپراتوری جهان، به تصویر کشیده شده …
هرچند در کل، از اینکه بر خلاف فیلم 300, تصویری نه ایده آل ولی مناسب و بر مبنای واقعیات تاریخی از ایران ارائه شده, خوشحال شدم …. و غرور ایرانی من بیشتر شد …. ولی وقتی افول این عظمت و قدرت را می بینم … تا جایی که یک کشور 37 ساله ای , ادعای ارضی نسبت به ایران داشته باشد …. افسوس می خورم …. و جالبتر اینجاست که یهودیان به سبب معرفی استر هم که شده؛ بهتر از ما دین خود را ادا نموده و عظمت امپراتوری پدرانمان را نشان دادند !! به آخرین جمله مردخای در این فیلم دقت کنید …… به قول دکتر حسین کاظم زاده ایرانشهر :
“…. اگر ما ایرانیان هنوز به حکایات تاریخی و حقایقی که اثرات بزرگواری و امتیازات روحی ملت ایران را عرضه میدارند، عطف توجهی ننموده و آن دقایق مهم را ندیده ایم، هستند اشخاص بزرگی که در اقطار عالم در زوایای وطن خودشان نشسته و حالات داخلی یک هیأت اجتماعی دیگر و روابط آنرا با اقوام مجاور از عهود گذشته تا امروز با نظری موشکافانه دیده و در تحت تحقیق و تدقیق کشیده اند …”
دیدن این فیلم را به همه توصیه می کنم ……. ضمن اینکه آنونس این فیلم و قسمتی که در آن ترانه ای به زبان فارسی خوانده می شود را ابتدای مطلب خواهید دید …. در انتها 12 قسمت 10 دقیقه ای از این فیلم که در یوتوپ بارگذاری شده ، را مشاهده خواهید نمود …
در مورد اهمیت این واقعه تاریخی برای یهودیان و مسیحیان ،در جایی خواندم که نوشته شده بود :
….. يك واقعه بسيار مهم تاریخی است و نه صرفاً داستانی برای رسيدن به يك نكته اخلاقی؛ و اين واقعه مهم نجات قوم عبرانی از نابودی در سالهای پس از اسارت بابل است. اگر قوم يهود 500 سال پيش از اينكه مسيح را به جهان بياورد، بكلی از ميان رفته بود، سرنوشت بشريت تغيير می یافت. اگر قوم يهود باقی نمی ماند، مسيح به دنيا نمی آمد………
خشایارشاه , پادشاه پارس که بر سرزمين پهناوری سلطنت میكرد كه از هند تا حبشه را در بر میگرفت و شامل 127 استان بود، ملکه ای داشت به نام وشتی (Vashti) … همه ساله به مناسبت تاجگذاری شاه، جشن بزرگی در کاخ سلطنتی شوش ( که کاخ زمستانی پادشاهان هخامنشی بود) برگزار می شد که بواسطه آن به مدت 7 روز؛ تمام کسانی که در شوش زندگی می کردند؛ به میهمانی شاهانه دعوت می شدند……
در روز آخر این میهمانی که میزبان و میهمانان باده نوشی افراط کرده بودند؛ .. خشایارشاه دستور می دهد که ملکه به میهمانی بیاید … در آن زمان رسم بر این بوده که ملکه هم همراه شاه در مجالس و میهمانی ها شرکت کند ، اما در مجالسی که باده پیمایی به حد افراط میرسید و مجلسیان از حالت طبیعی خارج شده و حدود ادب را میشکستند، زنان پارسای عفیف، شرکت نمی کردند و تا میتوانستند از دایره زیاده روی مردان خارج میشدند………
ملکه وشتی نیز بدین سبب , درخواست خشایارشاه را اجابت نکرد ….. شاه که فهمید؛ خشمگین شد ولی قبل از اینکه کاری انجام دهد، به این دلیل که به قوانین و نظام دادگستری پارس اشراف نداشت ؛ از مشاوران خود کمک گرفت و آنان نیز گفتند که وی نه تنها با شاهنشاه که به همه وزیران دربار و مردم مملکت اهانت کرده و هر زنی که بشنود با شوهرش همین کار را خواهد کرد و این نافرمانی و سرکشی به همه جا گسترش می یابد…. لذا خشایارشاه در پاسخ به درخواست مردم که خواستار حضور ملکه بودند, گفت که پارس دیگر ملکه ندارد ……. و دستور داد به تمام استانها اعلام کنند( قانون ) که از این به بعد؛ در همه جا
، مرد رئیس خانه است ……
پس از این واقعه , وشتی از کار خود پشیمان شد ولی دیگر سودی نداشت …..
(در تابلویی که نورماند کشیده است , پشیمانی و گریه وشتی, پس از برکناری , به تصویر کشیده شده ….)
با توجه به اینکه امپراتوری بدون ملکه نمی توانست باشد ؛ لذا درباریان فرمان دادند که در هر کجا دختری زیبا یافتند به دربار بیاورند ….. از همه جای امپراتوری دخترانی را آورند …. این دختران می بایست یک شب با پادشاه باشند و در صورتی که وی یکی از آنها را پسندید , وی ملکه خواهد شد … قبل از اینکه نزد خشایارشاه برده شوند می بایست , در حرمسرا , شش ماه به زیباسازی و آرایش آنها پرداخته می شد …..
در این میان دختری یهودی به نام حدثه (Hadassah) را نیز به دربار بردند …. حدثه که دختر ابیحایل و برادرزاده مردخای بود, پدر و مادرش را از دست داده بود و بنا به توصیه مردخای که پسرعمو و قیم وی محسوب می شد, یهودی بودن خویش را مخفی می کرد و خود را استر می نامید …….
خشایارشاه , استر را پسندید و از وی تقاضای ازدواج کرد ( در این قسمت فیلم، ترانه ای فارسی از شانی پخش می شود ) و
استر نیز قبول می کند …. خشایارشاه نیز وی را به عنوان ملکه پارس معرفی می کند …
بعد از ملکه شدن استر, مردخای از توطئه قتل خشایارشاه توسط دو تن از خواجگان قصر به نام بغتان و تارش با خبر شده و به استر خبر می دهد ؛ او نیز شاه را مطلع کرده و در نتیجه جان شاه نجات می یابد …..
بنا به حوادثی، خشایارشاه ؛ هامان را به عنوان وزیر خویش انتخاب می نماید…. هامان که افکاری ضد یهودی داشت و گروهی از دشمنان یهودیان را رهبری می کرد, بسیار مغرور و متکبر بود …. روزی که در شهر عبور می کرد, همه مردم به وی تعظیم کردند بجز یک نفر … و او نیز مردخای بود …. وی در پاسخ به هامان که پرسیده بود چرا تعظیم نمی کنی , گفت : من یهودی هستم و تنها در برابر خدا تعظیم می کنم ( فیلم محمدرسول الله و تعظیم نکردن مسلمانان در برابر نجاشی پادشاه حبشه ) …… این عمل باعث کینه شدید هامان از یهودیان شد … لذا به شاه که در تدارک لشکرکشی به یونان بود ؛ چنین وانمود کرد که یهودیان سرپیچی می کنند و از یونانیان طرفداری می نمایند و می بایست آنها را از بین برد ….. خشایارشاه هم دستور داد هرآنطور که خود هامان می داند , عمل کند ولی به مردخای کاری نداشته باشد , چون وی پیش از این جان شاه را نجات داده است …..
هامان هم با استفاده از مهر شاهنشاه ؛ دستور به
قتل عام همه یهودیان در روز 13 آذار ( ADAR) می دهد … خبر این فرمان به گوش مردخای می رسد و او نیز به استر خبر می دهد ….و از او می خواهد که خشایارشاه را منصرف کند ….
از طرفی استر که به واسطه شکی که خشایارشاه در مورد پاکدامنی وی کرده بود, رابطه اش با شاه خوب نبوده و یک ماه می شد که شاه او را ندیده بود….. به مردخای پیام می دهد که نمی تواند چنین کاری را انجام دهد ………… مردخای هم به استر می فهماند که این فرمان شامل حال او نیز می شود که یهودیست ……
لذا استر تصمیم می گیرد به بارگاه شاهی رفته و خشایارشاه را ببینید ..
آن زمان رسم بر این بوده است که تا شاه, کسی را نخواند, ورود آن شخص به بارگاه شاهی ممنوع است و مستوجب مرگ … مگر اینکه شاه عصای خویش را به طرفش بگیرد ….
و استر در چنین حالتی قرار داشت ….. با این حال استر خطر کرده و به بارگاه شاهی می رود …. وقتی به جایگاه شاه می رسد , مشاورین بنا به مقررات دربار قصد کشتن وی را دارند که شاه عصای خود را به طرف وی گرفته و جانش را نجات می دهد …………. ( این قسمت دیدن دارد قسمت 11 … حتما ببینید ! )
استر در آنجا شاه را به مهمانی خصوصی با حضور هامان دعوت می کند ….. و در آن میهمانی, استر,
هویت یهودی خویش را با نشان دادن گردنبندی که ستاره داوود در آن نقش بسته, اثبات می کند …. خشایارشاه از آنجا خارج شده تا فکر کند ….. در این هنگام , هامان نیز جهت شفاعت نزد استر می رود … خشایارشاه وقتی برمی گردد، هامان را در حال تعرض به استر می بیند … خشمگین شده و دستور به قتل هامان می دهد …..
با توجه به اینکه در آن زمان امکان ابطال حکم پادشاه وجود نداشت، لذا مردخای که بعد از هامان به وزیری می رسد , دستوری از طرف خشایارشاه می دهد، مبنی بر اینکه همه یهودیان در روز 13 آذار , جهت دفاع از خویش؛ حق کشتن دشمنان خویش را دارند ….
بنا به نوشته کتاب استر, یهودیان جهت دفاع از خویش، در شهر شوش نزدیک به 300 تن از دشمنان یهودیان را کشتند ولی به مال کسی دست درازی نکردند … و نزدیک به 75000 تن دیگر را در سرتاسر امپراتوری…… و به مال آنها نیز دست درازی نکردند …. یهودیان شهر شوش روز 15 آذار را جشن گرفتند و یهودیان سایر شهرها روز 14 را ……..مردخای تمام این وقایع را نوشت و برای یهودیان سراسر پارس فرستاد و از آنها خواست همه ساله روز 14 و 15 آذار را جشن بگیرند ……..
امروزه این جشن به نام جشن پوریم شناخته می شود …
. استر بعد از مرگ در کنار مردخای به خاک سپرده شد و آرامگاه این دو در شهر همدان واقع است و به سبب نقشی که در نجات قوم یهود داشتند, از احترام خاصی نزد یهودیان برخوردار است …
کتاب و داستان استر را می توانید به طور کامل در اینجا بخوانید
حال فیلم :
امیدوارم مورد توجه شما قرار گرفته باشد !
در پناه حق

پی نوشت 1 : چندین سال پیش نیز فیلمی به نام استر ساخته شده بود که به شخصه معتقدم از نظر معماری, شخصیت ها و محیط شوش آن زمان, بیشتر به واقعیت نزدیک است تا فیلم یک شب با پادشاه ….هرچند از برخی جهات عرب نشان داده شده ایم !!! …… می توانید در اینجا قسمت اول آنرا و نیز قسمتهای دیگر را ببینید … قسمت اول فیلم استر
پی نوشت 2 : ظاهرا در مورد این داستان ، کارتونهایی نیز برای کودکان ساخته شده است .. که هر کدام به نحوی ایران و ایرانی نشان داده شده …. در یکی از آنها، خشایارشاه را از نظر ظاهر با پادشاه وایکینگ ها اشتباه می گیریم ! .. ببینید:
کارتون 1 : QUEEN ESTHER 1
کارتون 2 :Super Book-The beauty Queen-Queen Esther -Part 1
کارتون 3 : Book Of Esther
کارتون 4: ABS – 030 – Esther
این هم کارتون طنزی در این زمینه .. : The Esther Story
منابع :
پی نوشت 3: یکی از خوانندگان به نام پوریا .. نقدی بر این فیلم نوشتند که با توجه به جامع بودن آن در این بخش آوردم :
نقد فيلم را از دو منظر ساخت و مضمون جداگانه قرار مي دهم
ابتدا از نظر ساخت
در كليت : فيلم ساخت ضعيفي دارد ، چون نمي تواند حرفش را بزند و داستان را روان تعريف كند مجبور است مرتبا منيفست بدهد تا داناي كلي داستان را تعريف كند .
در لانگ شاتها و اكستريم لانگ شاتها تا حدودي زياده روي كرده و مجبور شده گاهي يك سوژه را چندين بار استفاده كند و البته در نمابندي تغيير دهد . اما از نظر ساخت دكور بسيار خوب بود و نمي توان دكور هاي ديجيتالي و حتي دكور هاي واقعي را از قلم انداخت كه خود بر تاثير گزاري فيلم كمك مي كند اما در طراحي دكور بسيار از پارس واقعي دور شده و بيشتر انسان را به ياد داستانهاي شواليه هاي اروپايي و شاهزادگان زيبا مي اندازد مثل دروازه عشاق . سبك ساخت بناها كه شبيه به حكومت بيزانس است و كاخ اصلي پادشاه كه شبيه كليساي ايا صوفيه است.
طراحي لباس براي زنان بسيار شبيه واقعيت زنان پارسي است كه از پوششي قابل قبول برخوردا است و رنگهاي آن ها بسيار نزديك به لباس زنان ما در گونه هاي سنتي است .
در طراحي لباس مردان هم كه مثل هميشه به بيراهه رفته و هيچ شباهتي بين مردان پارسي واقعي و اين فيلم نيست و حتي گاهي بيشتر به لباس دولت مردان قرون وسطي در فرانسه ميشود مثل لباس شاه در هنگام ورود نا گهانه ي استر در اواخر فيلم .
فيلم ساز قسد دارد تا با استفاده از صحنه هاي حسي احساس تماشاگر را به خصوص تماشاگر مونث را تحت تاثير قرار دهد تا با ايجاد كاتارسيز به مقصود خود كه همانا دلسوزي براي دختري يهودي كه قسد دارند او و قومش را از بين ببرند برسد.
موسيقي كار هم بسيار پرت از محيط و تاريخ است ، به گونه اي كه باز هم كار را شبيه به يك فيلم شواليه اي و ملكه هاي زيبايشان مي كند و آن جملات فارسي كوتاهي كه به زبان فارسي بيان مي شود كه بيشتر تماشاگر ايراني را مي خنداند و ديگر افراد كه آن را نمي فهمند بيشتر نوايي مي دانندش تا شعر!
موسيقي فيلم در همراهي با تصاوير بسيار خوب مي تواند بيننده ي عادي را تحت تاثير قرار دهد اما نمي تواند هيچ حرفي از محيط بزند چون محيط هم از واقعيت دور است و موسيقي ايراني در هيچ كجاي فيلم شنيده نمي شود.
در نما هاي كوچك فلم روايتگر است اما در بعضي موارد ضعيف عمل مي كند و از كسي كه آن لانگ شاتهاي خوب را خلق مي ند انتظار بيشتري را مي برد.
تا جايي كه مي شد سعي در كوتاه كردن اين قسمت داشتم تا زياد خسته كننده نشود .
شروع فيلم : در ابتدا كار با قصه گويي مردخاي شروع ميشود و كشتاري كه نسبت به قوم جالوت انجام مي شود تا در طول فيلم بگويد كه چرا من اين داستان را انتخاب كردم تا بيننده آن را ببيند.
در اوايل فيلم گفتار مردخايي با استر را داريم كه هر دو از بزرگي قوم يهود تعريف مي كنند و ادعاي باز پس گيري قدرتشان را دارند به گونه اي كه آن را در مقابل عزمت پارس قرار مي دهد و اورشليم را برتر از شوش مي شمارند و براي تكميل اين حمله به ايرانيان مردخاي مي گويد كه مدتها است كه در چنگ اين حكومت ظالم هستيم.!
در مواردي ديگر هم اين صحبتها به ميان آورده مي شود.
از نظر مضمون و سياست هاي پشت ديالوگ ها و تصاوير .
حجم سنگين گفتارها بسيار محاسبه شده و دقيق است تا بتواند هدف فيلم و سازندگان را بر آورده كند ، سعي مي كنم چيزي را از قلم نيندازم.
در ابتدا كار با قصه گويي مردخاي شروع ميشود و كشتاري كه نسبت به قوم جالوت انجام مي شود تا در طول فيلم بگويد كه چرا من اين داستان را انتخاب كردم تا بيننده آن را ببيند.
در انجاست كه فيلم ساز هدف خود را لو مي دهد ، زماني كه آن گردنبند را مادر هامان به وي مي دهد گردنبندي كه بسيار شبيه به صليب شكسته هيتلر ، و قبل تر از آن ساسانيان ايراني است ، پس هامان نماينده قو جالوت در فيلم نيست بلكه نماد ضديت با يهود است كه همواره با هامان همراه است وي كه همواره لباسي سياه بر تن دارد و چهره ي او كه بسيار ايراني تر از شاه است تا بيننده را به ياد چهره ي ايرانيان و مسلمانان بي اندازد.
در اوايل فيلم گفتار مردخايي با استر را داريم كه هر دو از بزرگي قوم يهود تعريف مي كنند و ادعاي باز پس گيري قدرتشان را دارند به گونه اي كه آن را در مقابل عزمت پارس قرار مي دهد و اورشليم را برتر از شوش مي شمارند و براي تكميل اين حمله به ايرانيان مردخاي مي گويد كه مدتها است كه در چنگ اين حكومت ظالم هستيم.!
در مواردي ديگر هم اين صحبتها به ميان آورده مي شود.
در اين سكانس است كه نقطه ي مقابل آن صليب شكسته در فيلم قد علم مي كند و آن گردنبند استر است كه هر بار نوري به آن بتابد ستاره ي سليمان را بر تمام نقاط مي تاباند تا نماد تسلط يهود بر تمام نقاط باشد.
شخصيت استر : در فيلم وي با ظاهري ساده و دوست داشتني معرفي مي شود تا مثل تمامي فيلم ها بيننده شخصيت وي را در حال پيروزي بخواهد .
دختري رويا پرداز است و در كار خود ترسي ندارد به گونه اي كه شجاعتش را كه او را استر معروف كرده چندين بار به نمايش در مي آورد . گردنبندي كه مردخاي به او مي دهد در حقيقت نمايانگر سيتره قوم يهود بر دنيا است به گونه اي كه هر گاه در معرض روشنايي قرار مي گيرد ستاره ي سليمان در تمام نقاط ظاهر مي شود و تمام ديد را در بر مي گيرد و فقط انسان هاي آگاه آهن را مي بينند نه هر كسي در حقيقت منظور اينست كه هر كسي قدرت قوم يهود را نمي بيند و بعضي از درك آن عاجز اند .
در سكانسهاي مختلف گردنبند استر داستان ساز صلي است در هنگامي كه خاجه ي در بار دختران را به خزانه مي برد تا هر چه را مي خواهند بردارند گردنبند استر كه نماد قدرت قوم يهود ايست به صورت مجزا از بقيه ، با ارزش ، و يكتا معرفي مي شود و به دست صاحبش بر مي گردد.
استر آن را به پادشاه هديه مي دهد و در عوض دل پادشاه را مي ربايد تا قدرت اين گردنبند بيشتر معلوم شود به گونه اي كه پادشاه دوست ندارد استر را بدون آن ببيند در اواخر فيلم كه استر شاه را به مهماني دعوت مي كند باز هم اين قدرت يهود است كه خود نمايي مي كند و گردنبند استر را نجات مي دهد تا اينكه شاه به او مي گويد من ستاره ها را ديدم .
استر در جايي گردنبند را گذشته ، حال و آينده ي خود يعني قوم يهود معرفي مي كند تا قدرت اول را در تمام اعصار معرفي كند .
و جالب اينكه در جايي استر سه ركن دين زرتشت را بيهوده معرفي مي كند و به مسخره كردن آن مي پردازد ، اين اتفاق در زماني مي افتد كه او خاجه در بار را در آن حياط رويايي مي بيند و مي گويد كه در اينجا به من گفتار نيك ، كردار نيك و پندار نيك مي آموزند ولي من به آن نيازي ندارم و در هيچ جاي ديگر هم فيلم از زرتشت سخني به ميان نمي آورد چون عواقب اين كار را بيشتر از نياوردنش مي بيند .
استر را به زور از خا نه ي عمويش مي برند و وي را همراه دها دختر ديگر به شوش مي آورند تا هركدام يك يك شب را به زور با پادشاه بگذرانند.
و استر هم از عاشق واقعي اش جدا مي شود تا دل كس ديگري را بربايد .
در اواخر فيلم هم كه او با مظلوميت هر چه تمام تر وارد دادگاه مي شود و باران سرو رويش را خيس كرده با پاهايي برهنه در مسير ميدود تا يهود را نجات دهد و دل بيننده را براي قوم يهود به درد آورد را داريم كه اوج مظلوم نمايي يهوديان در فيلم است.
شخصيت مردخايي : پير مردي آرام دانا و با ايمان كه تمام اين ها خوب و دوست داشتني است به گونه اي كه در مقابل غير خدا زانو نمي زند .
انگيزه ي اصلي استر براي پيشرفت را حضور او ايجاد مي كند اما باز هم اين مسائل وسيله اي براي بزرگ كردن يهودي ها و تخريب چهره ي ايرانيان ضد يهودي است تا فيلم به مقصود خود برسد و او را نجات بخش شاه ايران معرفي مي كند اما جنبه ي روايت گر او از شخصيتش در فيلم تاثير گذار تر است و هر كجا كه فيلم ساز عاجز مي شود دست به دامام داستانگويي هاي او مي شود .
شخصيت خشايار شاه : مردي خوش تيپ نسبتا زيبا ،هنر دوست ، عاشق ، با هوش ، كمي شوخ ، رزم آور و ويژگي هاي ديگري كه هر كس ديگري كه با يهود خوش رفتاري كند و يكي از آنان را به زني بگيرد و آنان را از نا بودي نجات دهد بايد داشته باشد را دارد . كاملا در دست زنان قرار نمي گيرد تا قدرتش نمايش داده شود .
عظمت او و امپراطوري ايران در فيلم براي اداي دين نسبت به ايرانيان نيست بلكه براي اينست كه استر و مرد خاي را در مقابل آن قرار دهد تا قدرت و هوش يهوديان به رخ كشيده شود .
چهره ي او كه بيشتر شبيه يونانيان است او را در مقابل هامان سياه مو قرار مي دهد تا مو بور هاي چشم آبي را همراه يهود و انسان هاي سفيد پوست سياه مو را كه نماينده ايرانيان واقعي و مسلمانان است را دشمن يهود و خواستار نابوديشان نشان دهد . با اينكه خشايار را نسباتا خوب نشان مي دهند ، او را جنگ طلب نيز معرفي مي كند كسي كه مخالف آزادي مردم و مردم سالاري است يعني همان خشايارشا فيلم سيصد مخالف با تفكري به اسم يونان يا هلنيسم !!!!
اين مساله به خاطر آن است كه در فيلم يهوديان اسم خود را همراه با يونانيان مي آورند تا خود را هم تراز با عظمت آنان قرار دهند به گونه اي كه هامان اسم يهود و يونان را مرتبا همراه هم به عنوان دشمن ايرانيان به ميان مي آورد و مرد سالاري يونان و يگانه پرستي يهود را مورد توهين قرار مي دهد تا در اينجا نه تنها بر عظمت يهود بيفزايد بلكه حمله ي مستقيمي به ايران مي كند و از جنگ هاي ايران و يونان كمال سو استفاده را ببرد .
جالب اينكه در گوشه اي به آتنا خداي عشق و شهوت در يونان اشاره مي كند ، در آن هنگام كه استر براي اولين بار شاه را ميبيند وي در حال ساخت مجسمه اي است و مي گويد كه اين خداي عشق يونانيان است تا ذهن بيننده آگاه را به سوي داستان نابودي آتنا و معبدش در يونان به دست خشايارشا ببرد و باز هم حمله اي به ايرانيان كند .
از ابتدا شاه تشنه نابودي يونان است تا بيننده زياد علاقه اي به او پيدا نكند و غرب زياد از او خوشش نيايد و با اين حربه از هيچ چيز براي تخريب چهره ي ايرانيان غافل نشده .
شخصيت هامان : كسي كه اصل قضيه است و بايد تا آخرين لحظه موجب مظلوم نمايي يهود در فيلم باشد .
معرفي او به عنوان نواده قوم جالوت فقط نيرنگي براي ساختن دليل ضديت او با يهود است وگر نه هيچ شباهتي بين او و يك فرد بني اسراييلي نيست .
در شروع فيلم مادرش گردنبندي به او مي دهد كه نمادي از يك مار است كه به دور سليب شكسته معروف هيتلر و ساسانيان ايراني است كه البته ذهن بيننده نا آگاه را به گونه اي به بازي مي گيرد چون لبه هاي صليب را خميده كرده و كمي دقت مي خواهد و تا آخر فيلم نقطه مقابل گردنبند استر است .
آمد و شدهاي هامان مرتبا با آهنگي دلهره آور همراه است به خصوص در ابتداي فيلم كه با چهره اي كاملا ايراني وارد فيلم مي شود.
در فكر پادشاهي بر ايران است و تمام كساني را كه بر ضد او دسيسه مي كنند را از سر راه بر مي دارد با ياغيان ديگر همراه مي شود تا به هدف اصلي خود برسد ، يونان و يهود را دشمنان ايران معرفي مي كند ، جالب تر اينكه مردم را براي كشتار يهوديان كه دوستار يونان مي خواندشان ترقيب مي كند و يهوديان را برده مي شمارد و به مردم مي گويد كه آيا مي خواهيد با بردگان هم مرتبه باشيد در صورتي كه مي دانيم در ايران هخامنشي برده داري منسوخ بوده واين زاييده ذهن نويسنده است تا باز هم يهوديان را مظلوم نشان دهد.
در اواخر فيلم در حالي كه با شاه به ديدار استر رفته است از ديدن ستارگان گردنبند استر عاجز است و هنگامي كه شاه محل را ترك مي كند استر را مورد تمسخر قرار مي دهد و در آخر هم مي خواهد او را خفه كند تا اينكه شاه باز مي گردد و استر را نجات مي دهد و هامان را به مرگ محكوم مي كند.
در قسمتي از فيلم استر هامان را از جالوت و فلسطيني مي شمارد در حالي كه فلسطين نام مناطق جنوب سوريه تا شمال مصر است و همان مناطقي كه استر اهل آنجا است در كه استر در سكانسي مستقيما اسراييل را به شاه معرفي ميكند در حالي كه اسراييل نام قوم است نه نام سرزمين و پالستاين از قديم همان نام را داشته و اين هم داستانسازي ها يهوديان است .
هامان قرار است نقش هيتلر را در فيلم در مقابل چشم بيننده تداعي كند وگرنه حتما همه ما ايرانيان از قوم جالوت هستيم چون صليب شكسته متعلق به آريايهاست نه قوم جالوت. نماد ايرانيان در فيلم هم شكلي شبيه به صليب است كه بر روي پرچم هاي آنان قرار دارد و آن را به راحتي مي توان در محل بحث شاه با وزيرانش در مورد جنگ كه از بالكني آويزان است ديد.
سعي كردم هر چه خلاصه تر به فبلم بپردازم اما در فيلم نقاط مبهمي نيز بود مثل قصيه اخراج وشتي از در بار كه براي لاپوشاني كردن بي خردي شاه بر سر يك مساله ديگر عنوان مي شود نه مشروب خواري شاه و درخواستش از ملكه براي برهنه شدن در مقابل مهمانانش .يا مثلا در مهماني ايرانيان شبه به مردم قرون وسطي رفتار مي كنند داد مي زنند از سر و كول هم بالا مي روند پيك هايشان را مانند غربي ها براي سلامتي هم به هم مي زنند در حالي كه گزنفون مينويسد كه ايراني ها برعكس يونانيان بر سر سفره غذا بسيار ارامند كمتر در هنگام خوردن حرف مي زنند.
يا مانند فيلم هاي شواليهاي مردان بر دست زنان بوسه مي زنند در حالي كه در ايران باستان هميشه حرمت زن را در جمع اينگونه نگاه نمي داشتندبه عنوان مثال كورش همواره جاييگاهي بالا تر از خو براي مادرش ترتيب ميداد و همسرش را در كنار خو در محافل قرار ميداد .
و بسياري از ضعف هاي تاريخي ديگر فيلم كه بر پايه بسياري از كتب غير مستند يهودي و دستكاري شده مانند استر و تورات است ساخته شده و البته داستانهايي كه استر در طول فيلم در مورد حضرت يعقوب (ع) و داوود نبي مي گويد كه هميشه با داستانهاي قرآني متفاوت اند به عنوان مثال وي 12 پسر از راحيل براي يعقوب معرفي مي كند در حالي كه در قرآن راحيل تنها 2 پسر با نام هاي يوسف و بنيامين را براي يعقوب به دنيا مي آورد و بر سر زايمان بنيامين جان خود را از دست مي دهد حال 10پسر ديگر را چگونه به دنيا مي آورد را بايد از خود راحيل پرسيد كه ايا قرآن دروغ مي گويد يا تورات تحريف شده و كتب غير مستند يهوديان.
متشكرم







اواآآآ
اینها یعنی ایرانی هستند؟ چرا همه سیاه هستند؟ شبیه هندی ها هستند تا ایرانی ها ! عجب نژادپرست هایی هستند این هالیوودی ها.
حالم به هم خورد
خراشاد :
سلام
همان گونه که قبلاً خدمتتان عرض کردم به تاریخ بسیار علاقه مندم و به همین مناسبت از این پست شما بسیار لذت بردم که البته کمی چاشنی افسوس و دریغ هم _بدان جهت که ما ایرانیان به گذشته و تاریخ خویش بی توجهیم و دیگران به جای ما به آن می پردازند_ داشت. نکته دیگر اینکه قصور بنده را در مورد اطلاع رسانی در مورد فیلتر شدن وبلاگ قبلی و تغییر آدرس را ببخشایید. به هر حال در در گیرو دار اسباب کشی و تغییر خانه این گونه مسائل طبیعیست لکن من به تناوب قصد آن داشتم که به دوستان اطلاع دهم. به هر حال از خواندن این مطلب شما بسیار محظوظ و مشعوف شدیم. موفق و موید باشید.
خراشاد :
جناب! دروغ نگویید! زشت است! حتی اگر در راستای هدف مقدس دفاع از یهودیان باشد! همانطوریکه در شروع فیلم میتوان دید، ماجرا از تعظیم نکردن مردخای به هامان شروع نشد، بلکه از قتل عام مردم هامان توسط یهودیان (وقتی که در کنعان در قدرت بودند) شروع شد، قتل عامی که حتی از حیوانات نیز نگذشتند، و پیامبر یهود به سرداران یهود پرخاش کرد که چرا از یک نفر از آنها زنده مانده است، مگر خدایشان دستور نداده بود، همه را بکشند؟ و هامان از نسل همان یک نفر بود که مترصد فرصت انتقام بود.
دوم اینکه کشتن 75000 نفر کار بدی است! حتی اگر به اموال آنها دست درازی نکنند!
خراشاد
من که فیلم و دیدم خیلی خوشم نیومد ولی پادشاهی ایران خوب هست توش
خراشاد:
منم با نظر شما موافقم خواستم نظرم رو در مورد داستان فیلم بگم همین!
تو دیالوگهای این فیلم بیشتر به پاکی و قداست یهودی ها اشاره می کنه.خیلی ساده هم از کنار ماجرای اول فیلم که همون قتل عام توسط یهودیاست رد میشه.هدف از ساختن این فیلم فقط و فقط مظلوم نمایی یهودیاست.که آخراش هم کلمه اسراییل رو معرفی میکنه و به همه خوبی های اون زمان که یعغوب بوده وصلش میکنه.مطمئن باشید اگر ایران رو خیلی بد و عقب افتاده نشون میدادن کار استر اصلا بزرگ به چشم نمی اومد.در اصلاز عظمت ایران استفاده ابزاری کردن که قوم یهود رو ببرن بالا.پس نتیجه میگیریم این فیلم هم به نفع یهودیا بود و به ضرر ما.
خراشاد :
انشا الله اگر فرصت باشد درمورد آسياب آبي خراشاد وعكس از آسمان شب وطبيعت آن براي شما مي فرستيم
اگرچه بنده از بعضي امكانات محروم هستم!!!!!
خراشاد:
من شهریور 86 از دوران شیرین لیسانس فارغ شدم! و الان دارم در ترم دوم فوق دست و پا می زنم! پس این عکس نمیتونه مال جشن فارغ شدن از دوره تلخ فوق لیسانس باشه!
خراشاد:
شما رفتی اون جا درس بخونی یا فیلم نگاه کنی؟ D:
خراشاد:
عقده ای شدیم این قدر که این جا کامنت نذاشتیم!
می شه یکی دیگه هم بذارم؟!D:
خراشاد :
آخه اون جا که شما درس می خوندی امیر کبیر بود و اون جا از این جشن ها نمی گیرن (البته گویا!!!) ولی از شونصد سال پیش هر سال توی دانشگاهمون این جشن برگزار می شه!
خراشاد:
توی کامنت ها بر همه درود فرستاده اید برادر! درود بر شما!!!
خراشاد:
درود!
فکر بسیار خوبی است برادر!
ولی مشکل اینه که من نمی تونم تشخیص بدم که یک کلمه عربی هست یا نه! تازه اگه هم تشخیص بدم نمی تونم براش معادل پیدا کنم!
می بینید که مشکلات یکی دو تا نیست!
خراشاد:
متاسفم براي شما كه فيلمي كه حتي لباس پادشاه هخامنشي را با لباس حمزه در فيلم محمد رسول ا… اشتباه گرفته مي گوييد جالب .
اين فيلم صد در صد يك تهيه كننده يهودي دارد .
فراموش نكنيد همين يهوديان در آن قتل عام و به قول شما دفاع از خود ايرانيان زرتشتي را كشته اند نه دشمن يهوه را .
هامان وزير نبوده بلكخ سپهسالار بوده و مرد خاي يهودي به وزارت ميرسد به دنبال اين مساله هامان از شاه مي خواهد كه نگذارد تا يهوديان در دربار نفوذ كنند كه مرد خاي به مقابله بر مي خيزد و جريان استر را به راه مي اندازد .
در مورد شهبانويه ايران هم بايد بگوييم كه او هيچ گاه از كار خود پشيمان نمي شود و اينها همه زاييده ذهن يهوديها در تحريف تاريخ باستاني ماست
آيا هيچ ميدانيد در همين قتل عام ايرانيان توسط يهوديان بسياري از دانشمندان ، سرداران ، زنان و بچگانشان به خاك و خون كشيده مي شوند .
در اين كشتار تمامي فرزندان هامان همسر و دخترانش كشته شده اند ، نسخ خطي اوستا و تعاليم زرتشت نابود مي شود و اگر غيرت ساسانيان نبود هيچ چيز از زرتشت و تعليم يكتا پرستي او باقي نمي ماند
در يك كلام بني اسراييل براي رسيدن به خواسته هاي خود هر كاري مي كند مردم فلسطين ، ايران هخامنشي را به خاك و خون مي كشد و لياقت همان صليب شكسته هيتلر را دارند كه بر گرفته از صليب شكسته ساسانيان است.
خوشحال مي شوم جواب من را بدهيد نه شما دوست عزيز بلكه هر كس ديگري .
خراشاد:
اين را هم بگوييم كه اين گونه فيلمها كه زاييده ذهن يهوديان مظلوم نماست كه از اين فيلمها بسيار ساختهاند و كارگرداني را به بزرگان هاليوود واگذار كرده اند
آنها در فيلم حتي پيغمبر خود سليمان را در حال عشقبازي نشان ميدهند فراموش نكنيد كه فيلم سيصد توسط كمپاني برادران وارنر( WB) ساخته شده كه يهوديند و اين فيلم هم كار برادران يهوديشان است كه ذهني خلاق براي تحريف همه تاريخ دارند.
اما ساخت هم مزخرف است من فيلن را نديدم اما از عكسها معلوم است كه شاتها ابتدايي و در حد ده فرمان است نه فيلم اسكندر يا حتي سيصد.
خراشاد:
بسيار از احساس مسئوليت شما دوست عزيز ممنونم كه به گفته هايم پاسخ داديد.
در مورد گفته هاي ناسيوناليستي بايد بگويم كه اتفاقا امروز در قرن 21 اسرائيلي ها خود از كساني اند كه افكار ناسيوناليستيشان دست همه را از پشت بسته مثلا:
خود را تنها قوم خدا پرست دنيا مي دانند واقوام ديگر را بت پرست و مستحق مرگ و نابودي ميدانند به گونه اي كه امروزه ده فرمان فقط براي خودشان صادق است و هر بلاي بر سر ديگر قومي آوردند هيچ عيبي ندارد مثل تجاوز به جان و مال و ناموسشان و به حدي اين موضوع را به كمال رسانده اند كه به پيامبر خود داود (ع) نسبت زنا مي دهند سليمان را عاشق اندام ملكه سبا مي دانند
امروز از شيراز تا مصر را ملك خود مي دانند !
من در مورد اينكه يهوديان انسان نيستند شكي ندارم اما در نيات امروزشان هيچ نيكويي نميبينم .
خيلي تلاش كردم فيلم را ببينم ولي هنوز ميسر نشده اما صحبت يكي از دوستان نظرم را جلب كرد كه فيلم با كشتار يهوديان شروع مي شود راستش را بخواهيد اين نقطه مشترك تمام فيلم هاي موافق يهود امروز است تماما براي مظلوم نمايي است اين سياستي است كه از زمان ده فرمان شروع شده و تا به امروز ادامه پيدا كرده.در اين شك نكنيد كه در غير اين صورت انتظار صهيونيست ها را براورده كرده ايد.
تا به حال فكر كرده ايد كه چرا فيلم هاي ده فرمان ، داود نبي و همين فيلم مورد بحث تا به حال از تلويزيون نشان داده نشده.
مگر فيلم تروا يا حتي 300 كه حدوود 45 دقيقه از آن را نشان داد و دها فيلم ديگر صحنه هاي غير اخلاقي ندارند
آن فيلمها دروغ ميگويند نه براي تخريب ديگري بلكه براي تثبيت نا مشروع خود تا دنيا باور كند كه ما حقمان است كه به خواسته هايمان برسيم به هر قيمت !
البته حساب تروا و اديسه را از 300 جدا كنيد من فقط به خاطر سكانسها به اين سه فيلم يكجا اشاره كردم وگرنه ميدانيم افسانه تروي متعلق به تمام آدميان است .
در مورد ساختار فيلم بايد بگويم كه ديگر كرين و تراولينگ و چندين كار ديگر زيبايي فيلم و برتري را تايين نمي كند وگر نه خبري مبني بر درخشش اين فيلم در جشنواره ها مي شنيديم .
اگر هم از نظر موضوعي بنگريم آن قدرها قدرت ندارد كه حتي دانشجويان ما كه بسيار حساس به اين طور دروغها هستند نسبت به آن سرو صدايي به را بيندازند چه برسد به تلويزيون و افراد معروفي همچون نادر طالب زاده (كارگردان فيلم مسيح (ع)) .
حتي براي فيلم سيصد اگر بي طرفانه بنگريم فيلم از نظر موضوعي بسيار خوب است در كليت كه به مقاومت مي پردازد اما وقتي قرار باشد يك نويسنده و كارگردان قوم گرا كار را پيش ببرند و از آن طرف هم يك كمپاني يهودي كار را بسازد ببينيد چه جهنمي به راه مي اندازند.
اما اگر آنها بر روان پاك كورش درود مي فرستند آن زمام كه فيلم كورش بزرگ در انگلستان كليد خورد كجا بودند تا امروز به خاطر كمبود منابع مالي به گوشه اي نيفتد يا فيلم شاهزاده پارسي در هاليوود يك دهه بلا تكليف بماند و بلخره بعد از تقييرات بسيار در فيلم نامه ديزني تهيه كنندگي آن را بر عهده گرفته (كه ديگر والت ديزني در دست يهوديان است نه در دست بانيان اصلي آن ).
دوستان گرامي تصوير قابل قبول از ايران در غرب تعريف نشده است به عنوان مثال در امريكا و بعضي كشورهاي ديگر بازي فوقالعاده معروف شاهزاده ايراني ( سري سوم ) به خاطر اينكه تصويري بسيار نزديك به افسانه هاي ايراني و ديو كشي پهلوانان و بناهاي ايراني ارائه كرد تحريم شد چون كسي حق ندارد چنين چيزي براي ايران بسازد.
در ايران هم كه هنوز بعد از 1400 سال و با اين همه خدمات ايرانيان به اسلام و حتي قبل از آن به جهانيان و با وجود تمجيد مستقيم پيامبر (ص) از ايرانيان هنوز نوادگان تاييس و اسكندر در ايران اند تا با شنيدن اسم تخت جمشيد و شاهان بزرگ ايران همچون آتش شعله ور شوند و گاهي مستقيما به آنها توهين كنند.
در ضمن ارتش جاويدان هخامنشي هم نمي نواند 75 هزار نفر را در سه روز بكشد عدد صحيح هفت هزار نفر است
در مورد كشتار 7 هزار نفر هم بايد بگويم كه كاري بعيد ندانيدش چون به عنوان مثال در حمله آغا محمد خان به كرمان در يك روز هزاران نفر بي چشم و بي سر شدند پس از هر كسي بر مي آيد .
خشايارشا از شاهان بزرگ است اما شاهان در مقابل مردم شاه اند نه در مقابل خواست خود ، از ضعف هاي خشايار خود باختگي او در مقابل زيبايي زنان بود .
هر شاهي خوبي دارد و هم بدي اگر همه كارهايش خوب باشد بايد مثل داود (ع) ، سليمان (ع) و يا شايد مثل كورش ( بنابر تفاسير اسلامي ) پيامبر باشد .
اين تغيير را مي توان در جمشيد شاهنامه ديد كه از عرش بر فرش افتاد به همين راحتي .
مگر نرون مردم شهر خود روم را به خاك و خون نكشيد اگر خشايار را بزرگ بدانيم او را با كورش ، داريوش ، آفريدون ، سياوش يكي كرده ايم
در حمله به يونان وي معبد آتنا را به آتش كشيد اما آيا كورش معبد مردوخ ، ايشتار و … را در بابل به آتش كشيد.
تاريخ دانان يوناني په كورش لقب بزرك و مهربان . داريوش را سوداگر و خشايار را خشن مي دانند به گونه اي كه هنگام شنيدن اسم او به جاي عصباني شدن بيشتر احساس ترس مي كنند .
كلا ما ايراني ها دست بي نمكي داريم نه تنها در زمان كورش بلكه در زمان خسرو نوه ايرج كه حضرت موسي به پيامبري برگزيده مي شود ، خسرو به فرزندش وصيت مي كند كه با قوم موسي مهرباني كند .
خلاصه بني اسرائيل كه به پيامبران خود رحم نمي كنند چه هولوكاست بشوند و چه ديگران را هولو كاست كنند از آريايي ها تا ابددهر طلبكارند .
يكي از نزديكانم در سفري به انگليس گفت كه در كنار صف پرواز ايراني ها صف پرواز اسرائيلي ها قرار داشت و در اين مدت آنها مستقيما به ما توهين مي كردنند اما ايراني ها به جا دفاع از خود ناراحت اين بودند كه بايد دوباره روسري بر سر كنند يا فلان كافه چه شكلي بود و….. !!!!!!
خراشاد:
بازم سلام
امروز موفق شدم فيلم را ببينم ، من با اينكه با خيلي از تكنيكهاي فيلم سازي آشنا هستم ولي هنوز خودم را منتقد نمي دانم هما معتقدم لحظه به لحظه ي فيلم را بايد نقد كرد به همين دليل در يك يادداشت جدا نقدم را مي نويسم.
اما در مورد بازي پرنس من منظورم فيلم سينمايي آن است كه يك دهه است كه قرار است ساخته شود و تازه بعد از تغييرات بسيار ديزني ساخت آن را بر عهده گرفت و الي بازي كه ساخته شد و البته اخباري مبني بر ساخت سري چهارم هم هست كه يوبي سافت هنوز چيزي اعلام نكرده ولي داستان بازي لو رفته.
در مورد حس فاشيست دقيقا با شما موافقم و بحث اصلي بر سر اين است كه حس فاشيسم در نزد صهيونيزم موجب ساخ اين گونه فيلمهايي چون شبي با پادشاه ، ده فرمان و داوود مي شود تا خود را بر ديگران ارجع نشان دهند .
صهيونيست ها امروزه در دنيا آنقدر قدرت دارن كه وقتي شخصي چون اوباما كه ابتدا از گفتگوي با رئيس جمهور ما سخن مي گويد وقتي به مجمع ايهب مي رود تمام ما را مي شويد و بر سر بندي پوسيده آويزان مي كند.
در مرد تخحت تاثير قرار گرفتن تلويزيون خودمان من كاملا اين را رد مي كنم و گفتارم را هيچگاه با تلويزيون يكي نميدانم حال نميدانم شما چگونه به اين مساله رسيديد.
تلويزون ايران آزادي را استبداد و كفر را ايمان جلوه مي دهد حال من چگونه با اين مساله منافاتي پيدا كردم كه خودم نمي دانم؟
بگذاريد نمونه را بگويم در شبكه voa خبر صحبت اوباما اين گونه مطرح شد كه وي گفته است در ايران حقوق بسر نقض مي شود اما در تلويزين ايران وضع به گونه اي ديگر بود پس من خوب مي دانم كه چگونه در بازي رسانه ها ملعبه نشوم.
در كتاب اخگر پرديس مربوط به حمله اسكندر عدد را هفت هزار نفر نوشته است و من بر طبق آن نوشتم اما شما كه معتقديد كه فيلم بر اساس كتاب استر است و بسيار شبيه آن است هفتاد و پنج هزار ايراني كشته شده درفيلم كجارفتند ،كشتار اين همه آدم كار بدي نيست يك فاجعه است و يك نسل كشي در يك مملكت به حساب مي آيد در انتهاي فيلم مردخاي مي گويد داستا در اين جا خاتمه مي يابد اما تازه شروع مي شود اگر آنها قدرت محافظت از خود را پيدا كردند يعني اينكه در سه روز 75 هزار ايراني به يهوديان حمله كرده اند ! اين با عقل جور در نمي ايد در يك جنگ هم اين قدر آدم كشته نمي شده مگر در يك كشتار برنامه ريزي شده و در نقاط مختلف ، مگر در مناطق مختلف چقدر آدم زندگي مي كرده اينها همه براي لاپوشاني كردن جنايتهايي كه يهوديان در طول تاريخ به خاطر تحجر نسبت به انديشه هاي باطل خود كه تا به امروز در وجود نه همه آنها بلكه قدرتمندان آنهاست روي داده .بگونه اي كه امروزه در مكه حاجي هاي مسلمان در هتل خود با پرداخت هر پني براي حفظ اسراييل مي كوشند .
منظورم نوشابه هاي پپسي است كه البته اخيرا يك مقدار آن هم با سياسي بازي هاي جمهوري اسلامي تحريم شده .
اين محصول را به عنوان نمونه معرفي كردم كه البته 3 يا 4 سالي هست كه ديگر آن را در سوپر ماركت هاي كشور نمي بينم.
ضمنا مشهور ترين داستان در مورد استر و مرد خاي كه در مقبره ي اين دو در همدان از زبان يكي از ساكنين محله كه پدرانش يهودي بودند شنيدم كه مي گفت در تورات فقط قضيه كشتار يهوديان به دستور شاه بوده .
استر كه از كودكي مردخاي وي را براي حضور در دربار آموزش مي داده از كشتار يهوديان جلوگيري مي كند . اما در مرد قضيه 75 هزار ايراني گفت چيزي نمي داند !!!
در مورد قضيه شيراز تا مصر هم ملك سليمان است نه سرزمين موعود كه در آن منجي يهود يا همان مسيح ظهور خواهد كرد است و وسعتش از نيل تا فرات است.
ضمنا يادم نمي آيد كه ما ايراني ها ادعاي چهار گوشه دنيا را داشته باشيم من كه از كسي همچون حرفي نشينيدم حالا شايد شما اين گونه دوست داريد نمي دانم.
فكر نمي كنم كسي كه قبلا ساحب خانه بوده بعد از هزاران سال هم هنوز صاحب خانه باشد شكوه و قدرت يهوديان به خاطر فرمانروايي داوود (ع) و سليمان پيامبر است نه قدرت خود قوم يهود وگرنه حد اقل مدتها آن را حفظ مي كردند نه اينكه حتي به وصيت مكتوب سليمان براي جا نشيني وي بي اعتنايي كنند !!
عقده خود بزرگ بيني در فيلم كاملا مشهود است در آن هنگام كه مردخاي شوش را ابر شهري بزرگ مي نامد ولي استر در جواب مي گويد نه برتر از اورشليم!!!!!!
اين گونه حرفها در فيلم زياد است كه در نقد اصلي به آن مي پردازم.
صحبت به درازا رفت در يادداشت بعدي نقد را مي نويسم.
خراشاد:
نقد فيلم را از دو منظر ساخت و مضمون جداگانه قرار مي دهم
ابتدا از نظر ساخت.
در كليت : فيلم ساخت ضعيفي دارد ، چون نمي تواند حرفش را بزند و داستان را روان تعريف كند مجبور است مرتبا منيفست بدهد تا داناي كلي داستان را تعريف كند .
در لانگ شاتها و اكستريم لانگ شاتها تا حدودي زياده روي كرده و مجبور شده گاهي يك سوژه را چندين بار استفاده كند و البته در نمابندي تغيير دهد . اما از نظر ساخت دكور بسيار خوب بود و نمي توان دكور هاي ديجيتالي و حتي دكور هاي واقعي را از قلم انداخت كه خود بر تاثير گزاري فيلم كمك مي كند اما در طراحي دكور بسيار از پارس واقعي دور شده و بيشتر انسان را به ياد داستانهاي شواليه هاي اروپايي و شاهزادگان زيبا مي اندازد مثل دروازه عشاق . سبك ساخت بناها كه شبيه به حكومت بيزانس است و كاخ اصلي پادشاه كه شبيه كليساي ايا صوفيه است.
طراحي لباس براي زنان بسيار شبيه واقعيت زنان پارسي است كه از پوششي قابل قبول برخوردا است و رنگهاي آن ها بسيار نزديك به لباس زنان ما در گونه هاي سنتي است .
در طراحي لباس مردان هم كه مثل هميشه به بيراهه رفته و هيچ شباهتي بين مردان پارسي واقعي و اين فيلم نيست و حتي گاهي بيشتر به لباس دولت مردان قرون وسطي در فرانسه ميشود مثل لباس شاه در هنگام ورود نا گهانه ي استر در اواخر فيلم .
فيلم ساز قسد دارد تا با استفاده از صحنه هاي حسي احساس تماشاگر را به خصوص تماشاگر مونث را تحت تاثير قرار دهد تا با ايجاد كاتارسيز به مقصود خود كه همانا دلسوزي براي دختري يهودي كه قسد دارند او و قومش را از بين ببرند برسد.
موسيقي كار هم بسيار پرت از محيط و تاريخ است ، به گونه اي كه باز هم كار را شبيه به يك فيلم شواليه اي و ملكه هاي زيبايشان مي كند و آن جملات فارسي كوتاهي كه به زبان فارسي بيان مي شود كه بيشتر تماشاگر ايراني را مي خنداند و ديگر افراد كه آن را نمي فهمند بيشتر نوايي مي دانندش تا شعر!
موسيقي فيلم در همراهي با تصاوير بسيار خوب مي تواند بيننده ي عادي را تحت تاثير قرار دهد اما نمي تواند هيچ حرفي از محيط بزند چون محيط هم از واقعيت دور است و موسيقي ايراني در هيچ كجاي فيلم شنيده نمي شود.
در نما هاي كوچك فلم روايتگر است اما در بعضي موارد ضعيف عمل مي كند و از كسي كه آن لانگ شاتهاي خوب را خلق مي ند انتظار بيشتري را مي برد.
تا جايي كه مي شد سعي در كوتاه كردن اين قسمت داشتم تا زياد خسته كننده نشود .
شروع فيلم : در ابتدا كار با قصه گويي مردخاي شروع ميشود و كشتاري كه نسبت به قوم جالوت انجام مي شود تا در طول فيلم بگويد كه چرا من اين داستان را انتخاب كردم تا بيننده آن را ببيند.
در اوايل فيلم گفتار مردخايي با استر را داريم كه هر دو از بزرگي قوم يهود تعريف مي كنند و ادعاي باز پس گيري قدرتشان را دارند به گونه اي كه آن را در مقابل عزمت پارس قرار مي دهد و اورشليم را برتر از شوش مي شمارند و براي تكميل اين حمله به ايرانيان مردخاي مي گويد كه مدتها است كه در چنگ اين حكومت ظالم هستيم.!
در مواردي ديگر هم اين صحبتها به ميان آورده مي شود.
از نظر مضمون و سياست هاي پشت ديالوگ ها و تصاوير .
حجم سنگين گفتارها بسيار محاسبه شده و دقيق است تا بتواند هدف فيلم و سازندگان را بر آورده كند ، سعي مي كنم چيزي را از قلم نيندازم.
در ابتدا كار با قصه گويي مردخاي شروع ميشود و كشتاري كه نسبت به قوم جالوت انجام مي شود تا در طول فيلم بگويد كه چرا من اين داستان را انتخاب كردم تا بيننده آن را ببيند.
در انجاست كه فيلم ساز هدف خود را لو مي دهد ، زماني كه آن گردنبند را مادر هامان به وي مي دهد گردنبندي كه بسيار شبيه به صليب شكسته هيتلر ، و قبل تر از آن ساسانيان ايراني است ، پس هامان نماينده قو جالوت در فيلم نيست بلكه نماد ضديت با يهود است كه همواره با هامان همراه است وي كه همواره لباسي سياه بر تن دارد و چهره ي او كه بسيار ايراني تر از شاه است تا بيننده را به ياد چهره ي ايرانيان و مسلمانان بي اندازد.
در اوايل فيلم گفتار مردخايي با استر را داريم كه هر دو از بزرگي قوم يهود تعريف مي كنند و ادعاي باز پس گيري قدرتشان را دارند به گونه اي كه آن را در مقابل عزمت پارس قرار مي دهد و اورشليم را برتر از شوش مي شمارند و براي تكميل اين حمله به ايرانيان مردخاي مي گويد كه مدتها است كه در چنگ اين حكومت ظالم هستيم.!
در مواردي ديگر هم اين صحبتها به ميان آورده مي شود.
در اين سكانس است كه نقطه ي مقابل آن صليب شكسته در فيلم قد علم مي كند و آن گردنبند استر است كه هر بار نوري به آن بتابد ستاره ي سليمان را بر تمام نقاط مي تاباند تا نماد تسلط يهود بر تمام نقاط باشد.
شخصيت استر : در فيلم وي با ظاهري ساده و دوست داشتني معرفي مي شود تا مثل تمامي فيلم ها بيننده شخصيت وي را در حال پيروزي بخواهد .
دختري رويا پرداز است و در كار خود ترسي ندارد به گونه اي كه شجاعتش را كه او را استر معروف كرده چندين بار به نمايش در مي آورد . گردنبندي كه مردخاي به او مي دهد در حقيقت نمايانگر سيتره قوم يهود بر دنيا است به گونه اي كه هر گاه در معرض روشنايي قرار مي گيرد ستاره ي سليمان در تمام نقاط ظاهر مي شود و تمام ديد را در بر مي گيرد و فقط انسان هاي آگاه آهن را مي بينند نه هر كسي در حقيقت منظور اينست كه هر كسي قدرت قوم يهود را نمي بيند و بعضي از درك آن عاجز اند .
در سكانسهاي مختلف گردنبند استر داستان ساز صلي است در هنگامي كه خاجه ي در بار دختران را به خزانه مي برد تا هر چه را مي خواهند بردارند گردنبند استر كه نماد قدرت قوم يهود ايست به صورت مجزا از بقيه ، با ارزش ، و يكتا معرفي مي شود و به دست صاحبش بر مي گردد.
استر آن را به پادشاه هديه مي دهد و در عوض دل پادشاه را مي ربايد تا قدرت اين گردنبند بيشتر معلوم شود به گونه اي كه پادشاه دوست ندارد استر را بدون آن ببيند در اواخر فيلم كه استر شاه را به مهماني دعوت مي كند باز هم اين قدرت يهود است كه خود نمايي مي كند و گردنبند استر را نجات مي دهد تا اينكه شاه به او مي گويد من ستاره ها را ديدم .
استر در جايي گردنبند را گذشته ، حال و آينده ي خود يعني قوم يهود معرفي مي كند تا قدرت اول را در تمام اعصار معرفي كند .
و جالب اينكه در جايي استر سه ركن دين زرتشت را بيهوده معرفي مي كند و به مسخره كردن آن مي پردازد ، اين اتفاق در زماني مي افتد كه او خاجه در بار را در آن حياط رويايي مي بيند و مي گويد كه در اينجا به من گفتار نيك ، كردار نيك و پندار نيك مي آموزند ولي من به آن نيازي ندارم و در هيچ جاي ديگر هم فيلم از زرتشت سخني به ميان نمي آورد چون عواقب اين كار را بيشتر از نياوردنش مي بيند .
استر را به زور از خا نه ي عمويش مي برند و وي را همراه دها دختر ديگر به شوش مي آورند تا هركدام يك يك شب را به زور با پادشاه بگذرانند.
و استر هم از عاشق واقعي اش جدا مي شود تا دل كس ديگري را بربايد .
در اواخر فيلم هم كه او با مظلوميت هر چه تمام تر وارد دادگاه مي شود و باران سرو رويش را خيس كرده با پاهايي برهنه در مسير ميدود تا يهود را نجات دهد و دل بيننده را براي قوم يهود به درد آورد را داريم كه اوج مظلوم نمايي يهوديان در فيلم است.
شخصيت مردخايي : پير مردي آرام دانا و با ايمان كه تمام اين ها خوب و دوست داشتني است به گونه اي كه در مقابل غير خدا زانو نمي زند .
انگيزه ي اصلي استر براي پيشرفت را حضور او ايجاد مي كند اما باز هم اين مسائل وسيله اي براي بزرگ كردن يهودي ها و تخريب چهره ي ايرانيان ضد يهودي است تا فيلم به مقصود خود برسد و او را نجات بخش شاه ايران معرفي مي كند اما جنبه ي روايت گر او از شخصيتش در فيلم تاثير گذار تر است و هر كجا كه فيلم ساز عاجز مي شود دست به دامام داستانگويي هاي او مي شود .
شخصيت خشايار شاه : مردي خوش تيپ نسبتا زيبا ،هنر دوست ، عاشق ، با هوش ، كمي شوخ ، رزم آور و ويژگي هاي ديگري كه هر كس ديگري كه با يهود خوش رفتاري كند و يكي از آنان را به زني بگيرد و آنان را از نا بودي نجات دهد بايد داشته باشد را دارد . كاملا در دست زنان قرار نمي گيرد تا قدرتش نمايش داده شود .
عظمت او و امپراطوري ايران در فيلم براي اداي دين نسبت به ايرانيان نيست بلكه براي اينست كه استر و مرد خاي را در مقابل آن قرار دهد تا قدرت و هوش يهوديان به رخ كشيده شود .
چهره ي او كه بيشتر شبيه يونانيان است او را در مقابل هامان سياه مو قرار مي دهد تا مو بور هاي چشم آبي را همراه يهود و انسان هاي سفيد پوست سياه مو را كه نماينده ايرانيان واقعي و مسلمانان است را دشمن يهود و خواستار نابوديشان نشان دهد . با اينكه خشايار را نسباتا خوب نشان مي دهند ، او را جنگ طلب نيز معرفي مي كند كسي كه مخالف آزادي مردم و مردم سالاري است يعني همان خشايارشا فيلم سيصد مخالف با تفكري به اسم يونان يا هلنيسم !!!!
اين مساله به خاطر آن است كه در فيلم يهوديان اسم خود را همراه با يونانيان مي آورند تا خود را هم تراز با عظمت آنان قرار دهند به گونه اي كه هامان اسم يهود و يونان را مرتبا همراه هم به عنوان دشمن ايرانيان به ميان مي آورد و مرد سالاري يونان و يگانه پرستي يهود را مورد توهين قرار مي دهد تا در اينجا نه تنها بر عظمت يهود بيفزايد بلكه حمله ي مستقيمي به ايران مي كند و از جنگ هاي ايران و يونان كمال سو استفاده را ببرد .
جالب اينكه در گوشه اي به آتنا خداي عشق و شهوت در يونان اشاره مي كند ، در آن هنگام كه استر براي اولين بار شاه را ميبيند وي در حال ساخت مجسمه اي است و مي گويد كه اين خداي عشق يونانيان است تا ذهن بيننده آگاه را به سوي داستان نابودي آتنا و معبدش در يونان به دست خشايارشا ببرد و باز هم حمله اي به ايرانيان كند .
از ابتدا شاه تشنه نابودي يونان است تا بيننده زياد علاقه اي به او پيدا نكند و غرب زياد از او خوشش نيايد و با اين حربه از هيچ چيز براي تخريب چهره ي ايرانيان غافل نشده .
شخصيت هامان : كسي كه اصل قضيه است و بايد تا آخرين لحظه موجب مظلوم نمايي يهود در فيلم باشد .
معرفي او به عنوان نواده قو جالوت فقط نيرنگي براي ساختن دليل ضديت او با يهود است وگر نه هيچ شباهتي بين او و يك فرد بني اسراييلي نيست .
در شروع فيلم مادرش گردنبندي به او مي دهد كه نمادي از يك مار است كه به دور سليب شكسته معروف هيتلر و ساسانيان ايراني است كه البته ذهن بيننده نا آگاه را به گونه اي به بازي مي گيرد چون لبه هاي صليب را خميده كرده و كمي دقت مي خواهد و تا آخر فيلم نقطه مقابل گردنبند استر است .
آمد و شد ها ي هامان مرتبا با آهنگي دلهره آور همراه است به خصوص در ابتداي فيلم كه با چهره اي كاملا ايراني وارد فيلم مي شود.
در فكر پادشاهي بر ايران است و تمام كساني را كه بر ضد او دسيسه مي كنند را از سر راه بر مي دارد با ياغيان ديگر همراه مي شود تا به هدف اصلي خود برسد ، يونان و يهود را دشمنان ايران معرفي مي كند ، جالب تر اينكه مردم را براي كشتار يهوديان كه دوستار يونان مي خواندشان ترقيب مي كند و يهوديان را برده مي شمارد و به مردم مي گويد كه آيا مي خواهيد با بردگان هم مرتبه باشيد در صورتي كه مي دانيم در ايران هخامنشي برده داري منسوخ بوده واين زاييده ذهن نويسنده است تا باز هم يهوديان را مظلوم نشان دهد.
در اواخر فيلم در حالي كه با شاه به ديدار استر رفته است از ديدن ستارگان گردنبند استر عاجز است و هنگامي كه شاه محل را ترك مي كند استر را مورد تمسخر قرار مي دهد و در آخر هم مي خواهد او را خفه كند تا اينكه شاه باز مي گردد و استر را نجات مي دهد و هامان را به مرگ محكوم مي كند.
در قسمتي از فيلم استر هامان را از جالوت و فلسطيني مي شمارد در حالي كه فلسطين نام مناطق جنوب سوريه تا شمال مصر است و همان مناطقي كه استر احل آنجا است در كه استر در سكانسي مستقيما اسراييل را به شاه معرفي ميكند در حالي كه اسراييل نام قوم است نه نام سرزمين و پالستاين از قديم همان نام را داشته و اين هم داستانسازي ها يهوديان است .
هامان قرار است نقش هيتلر را در فيلم در مقابل چشم بيننده تداعي كند وگرنه حتما همه ما ايرانيان از قوم جالوت هستيم چون صليب شكسته متعلق به آريايهاست نه قوم جالوت. نماد ايرانيان در فيلم هم شكلي شبيه به صليب است كه بر روي پرچم هاي آنان قرار دارد و آن را به راحتي مي توان در محل بحث شاه با وزيرانش در مورد جنگ كه از بالكني آويزان است ديد.
سعي كردم هر چه خلاصه تر به فبلم بپردازم اما در فيلم نقاط مبهمي نيز بود مثل قصيه اخراج وشتي از در بار كه براي لاپوشاني كردن بي خردي شاه بر سر يك مساله ديگر عنوان مي شود نه مشروب خواري شاه و درخواستش از ملكه براي برهنه شدن در مقابل مهمانانش .يا مثلا در مهماني ايرانيان شبه به مردم قرون وسطي رفتار مي كنند داد مي زنند از سر و كول هم بالا مي روند پيك هايشان را مانند غربي ها براي سلامتي هم به هم مي زنند در حالي كه گزنفون مينويسد كه ايراني ها برعكس يونانيان بر سر سفره غذا بسيار ارامند كمتر در هنگام خوردن حرف مي زنند.
يا مانند فيلم هاي شواليهاي مردان بر دست زنان بوسه مي زنند در حالي كه در ايران باستان هميشه حرمت زن را در جمع اينگونه نگاه نمي داشتندبه عنوان مثال كورش همواره جاييگاهي بالا تر از خو براي مادرش ترتيب ميداد و همسرش را در كنار خو در محافل قرار ميداد .
و بسياري از ضعف هاي تاريخي ديگر فيلم كه بر پايه بسياري از كتب غير مستند يهودي و دستكاري شده مانند استر و تورات است ساخته شده و البته داستانهايي كه استر در طول فيلم در مورد حضرت يعقوب (ع) و داوود نبي مي گويد كه هميشه با داستانهاي قرآني متفاوت اند به عنوان مثال وي 12 پسر از راحيل براي يعقوب معرفي مي كند در حالي كه در قرآن راحيل تنها 2 پسر با نام هاي يوسف و بنيامين را براي يعقوب به دنيا مي آورد و بر سر زايمان بنيامين جان خود را از دست مي دهد حال 10پسر ديگر را چگونه به دنيا مي آورد را بايد از خود راحيل پرسيد كه ايا قرآن دروغ مي گويد يا تورات تحريف شده و كتب غير مستند يهوديان.
متشكرم
خراشاد:
راستي پوستر فيلم يادم رفت كه باز هم در اون مي خواد دل بيننده براي شخصيت اصلي بسوزه .
دختركي كه در مقابل آن عزمت با تحمل زياد هنوز زانوهايش بر زمين نيفتاده و در هاي به آن بزرگي را با دستانش باز نگه داشته .
از تكرارهايي كه در نقد به وجود آمد پوزش مي طلبم.
سلام و خسته نباشید برای اینهمه توضیح و تفسیر
تفسیر فیلم در سایت شما از کاملترین تفاسیر است اما یک بحث هائی دارد و یک بحث هائی هم بعدش شده که منم اجازه میخوام یه کم نظر بدم:
اولا با نظر شما که این فیلم برای بزرگ کردن ایرانیها ساخته نشده بلکه برای بزرگی دشمن یهودیان که بر آن پیروز می شوند ، موافقم کاملا
اما خوب ما تاحالا اینقدر درگیر چرت و پرت بودیم توی مملکت خودمون که نرسیدیم فرهنگ خودمونو به این خارجیها معرفی کنیم بعد میگیم این فیلمه مثبته خدارو شکر!!!!
من به این نمیگم مثبت میگم خنثی … بی ارادگی یکی از پادشاهای ما
حتی اول فیلم زنش وشتی بهش میگه از جنگ دست بردار چون تو که جنگجو نیستی و از کلمه Warrior استفاده میکنه یعنی تو از جنگ و دلاوری هیچی حالیت نیست!!! متاسفم واقعا اما وقتی ما در گیر پای چپ و راست در ورود به توالت هستیم از این بهتر هم در مورد اجدادمون نباید بشنویم
این وشتی مثلا با شرکت نکردن در آن جشن کذائی اعتراض خود را به جنگ اعلام کرد اما هیچ کس در مطالب بالا به آن اشاره نکرد
و یک مورد دیگر هم درمورد نقد شما بود راجع به سه اصل زرتشت
استر آنها را مسخره نکرد بلکه اگر جملات فیلم را خوب گوش کنید متوجه میشوید که او اعتراض کرد که چرا به جای اینهمه کارهای اضافه به این زنان روش اصلی زن پادشاه بودن و دل یک پادشاه را بردن را یاد نمی دهند، کارهائی که به راستی برازنده یک ملکه است و از سه اصل زرتشت نام می برد. لطفا دوباره این قسمت را گوش کنید
اما در مورد یهودیان
این درست که سودای گرفتن همه دنیا را همیشه در سر داشته اند اما مگر حالا نگرفته اند
من در کشوری غیر از ایران زندگی میکنم و می بینم که یهودیان چگونه و فلسطینی های چپیه به گردن چگونه هستند
لطفا کورکورانه دنبال جو ضد یهود نرویم … من مسلمان و شیعه ام و به آن افتخار میکنم اما از یهودی ها هم بیزار نیستم به عکس از مسلمانهای افراطی فلسطین ، سوریه ، هند و بنگلادش و پاکستان متنفرم متنفر
یهودیان انسانهای بدی نیستند. این دوست ما که خیلی در ضد یهودیت تند رفته بود، آیا تا بحال از نزدیک با آنها دوستی داشته؟ آیا آنها را غیر از تلویزیون و فیلم جائی دیده؟
یهودیان ( غیر از افراطیان دینی اشان که مانند افراطیان همه ادیان تعادل ندارند) بافی افرادی بسیار درست، نیکوکار، تحصیل کرده ، صادق و با پشتکار هستند
اگر سودای تسلط بر همه دنیا را دارند نگران نباشید، این تسلط هم اکنون هم صورت گرفته است
از نظر علم و آگاهی یهودی ها و ایرانیها در جهان حرف اول را میزنند و در این راه به ایرانیها ها هم حسودی نمی کنند اما ایرانیهای نا آگاه میخوان سر به تنشون نباشه همینطوری الکی….
چرا؟ مگه اونا با ما چکار دارن؟ مگه با بقیه چکاردارن؟ مگه غیر از اینه که با فلسطینی ها در جنگن؟ اونم هزارتا دلیل تاریخی داره برین قشنگ تاریخ بخونین می فهمین حق با کیه و فلسطینی ها ادعای چرت دارن یا یهودی ها و در ضمن با مقایسه رفتارهای اجتماعی و اعتقادات و طرز و شیوه زندگی اگه یه کم با انصاف باشین می فهمین که اگه یهودی ها توی شهرها ساکن باشن برای شهرنشینی انسانهای دیگه بی خطرن یا مسلمونای افراطی که از بستن بمب به یک دختر بچه نه ساله هم دریغ نمی کنن و میفرستنشون برای کشتن بقیه .. خدا وکیلی کدومشون با فرهنگترن؟ کدومشون خطرناکترن؟
بگذزیم بیایم سراغ خودمون این خشایار شاه این فیلم حال منو بهم میزنه یه آدم بی اراده منگل و خوشگل که فقط ضعیفو ترسوئه همین!!!
به دهن آدمای دیگه فیلم مثل ممیوکان و هامان و زنش و بقیه اطرافیان خیره است و عین طوطی جوگیر میشه هرچی جو حکم میکنه اونم همونو تکرار میکنه ….
خیلی باعث دلسوزیه وقتی این فیلم ها رو میسازن و امثال من که اینجا میام برای اروپائی ها توضیح بدم که ما چه جوری بودیم …. با این فیلمها میگن برو بابا …
می پرسن شما تو ایران هم مثل عربها قبیله قبیله زندگی میکنین و بهتره که مردمتون دیگه دموکراسی نخوان چون که تو کشورهائی که قبیله ای هستن مثل کشور ایران ، افغانستان و پاکستان دموکراسی عملا بی فایده است …… چی بگم… چقدر توضیح میدم قبیله چیه ما سه هزار ساله که شهرنشین هستیم و تمدن داریم میگن تمدنتون در حد فیلم سیصده یعنی؟؟؟؟ با جن و پری و غول هم نشین هستین؟؟؟؟
میگن راستی ما اگه بریم ایران میتونیم کفش بپوشیم یا مثل هندی ها شما ها هم پا برهنه اید؟؟؟
میگن تو ایران ماشین هم هست یا با شتر و اسب میرین اینور اونور؟؟
وقتی مثلا یه خواننده راک نسبتا قدیمی مثل کوئین را میشناسیم و اشعارشو حفظیم میگن مگه تو ایران تلویزیون و ویدئو هم هست که شما این خواننده رو بشناسین؟
میگن زنهای ایران هم روبنده و نقاب میزنن مثل عربها؟
از دست ایرانی ها هم مثل هندی ها و پاکستانی ها هیچی نمیخورن چون فکر میکنن ما کثیفیم
می پرسین این اروپائی های متمدن کین؟ همه عزیزم همه
همه آدمهای عادی در اروپا که تحصیل کرده هم هستن
آلمانی سوئیسی فرانسوی و غیره ….
فقط کسانی که جرات کردن برای ماموریت به ایران بیان اینارو نمیگن چون خدارو شکر الان که دیگه توریست هم از ترس امنیت نمیره ایران میره امارات و از دو تا آثار باستانی اونا دیدن میکنه ( بادگیرهای یزد که اونا به اسم آثار باستانی کمتر از ده ساله تو چند تا شهر امارات ساختن میگن بستکیه و آثار باستانی اوناست و کلی به توریست های فرهنگی غالب میکنن )
و یا میرن عراق میگن خیلی تاریخیه اما ایران نمیان فکرشو بکنین؟ کدوم ناامنتره؟
یا اینکه همیشه میگن ما ایرانیها عربهای خوبی نیستیم ببینین این عربهای کشورهای دیگه چه آرومن و پیشرفت کردن اما ما ایرانیها چموشیم و مثل عربهای دیگه نیستیم در حالیکه زبونو خطمون یکیه !!!!!
و کنار همه اینها ازبکستانی ها و کشورهائی که قبلا مال ایران بودن با ایرانی ها دشمن پدرکشته هستند یه تاریخی دارن واسه خودشون که خیلی جالبه …. اما بهش اعتقاد دارن … ما ایرانیها حمله کردیم بهشون و نابودشون کردیم وگرنه اونا تمدن داشتن
ما ایرانیها وحشی بودیم و اونا رو قتل عام کردیم و اگه عقب افتاده هستن به خاطر ما ایرانی هاست وگرنه اونا کشورهائی کاملا جدا و مستقل و پیشرفته و متمدن بودن
بعد ما رفتیم اونا رو به زور گرفتیم و له کردیم و نابود کردیم و بعد حالا اگه بدبختن فقط به خاطر ایرانیهاست وگرنه حتی روسیه و شوروی هم از ایران بهتر بوده نسبت به اونا… باورتون میشه اما همه اش راسته من چندبار بین و بحث و مطرح کردن که بابا تاریخ یه چیز دیگه است و شما همه اش زیر صدساله که از ما جدا شدین و ما همه هموطن بودیم و این حرفها داشتم از ازبکستانیها کتک میخوردم … چیزی نمانده بود….
اما بین این همه آدم فقط یهودی ها هستن که مارو دوست دارن تاریخمونو میدونن و بهش احترام میذارن و همه جا هم از پشتمون در میان… خدائیش رو میگم … بد میگیم بذارین خوب هم بگیم….
اونوقت حالا زورشون رسیده .. پولشو دارن .. باهم خوبن و اتحاد دارن .. پشتکارو سوادشو دارن .. مغزشون کار میکنه و به همه احترام میذارن خوب پیشرفت کردن و همه دنیای اقتصادی رو گرفتن … میتونن
بعد هم میان واسه خودشون فیلم میسازن اما من فکر نکنم این فیلم را صرفا یهودی ها ساخته باشن چون اونا نسبت به شاهای ایران دید اینطوری ندارند و این فیلم تو این شرایط بازم ضد تبلیغ دیگری است به مردم ایران
به دولت ایران کاری ندارن اما چون که مردم ایران خیلی ناشناخته هستن برای دیگران میان مثلا اینجوری معرفیشون کنن
بدون اتحاد باهم .. شاهی ضعیف که به دهن دیگران خیره مانده و حسابی جوگیره اما ذاتا آدم بدی نیست … زیباست و یه زن داره و حرمسرا رو یه بار هم افتتاح نمیکنه چون که به آئین پدرش داریوش معتقده که به زن باید احترام گذاشت
ایرانیها زودی جوگیر میشن تا یه هامان نامی میاد با ظاهر عوامفریب و میگه یهودی ها فلان و بیثار باورشون میشه بدون اینکه واقعا تحقیق کنن و یه نگاهی به یهودی هائی که بینشون هستن بندازن و ببینن اینا واقعا چین
ایرانیها آدمای ساده ای هستن که در عین قشنگی مملکتشون دچار بی نظمی و ببخشید این اصطلاح رو میگم خرتوخریه
خوب بیایین یه کم فکر کنیم؟ دروغ میگه؟ کاری به تحریف تاریخیش ندارم
اما امروزش آیا اینطوری نیست؟
با حمد و سپاس خدای را و سپاس از دوستان
این نقد بسیار برایم جالب بود و تا به حال همچین نقد و پیگیری و تلاشی را در سایت های دیگر ندیده بودم. اما نظرات این بنده ی حقیر :
اول از همه در مورد خشایار شاهی که در فیلم نشان داده شد یگویم این شخصیت فردی را معرفی می کند که می توان گفت تا حدودی بی اراده ، هنرمند و دهن بین است . او زن خود را می کشد و در عرض مدت کوتاهی دل به یک زن یهودی می بندد. که تا حدودی می توان گفت بوالهوسی شاهان ایران را نشان می دهد که چندان هم بی ربط نیست. اما چیز جالب خواب دیدن شاه است که به ناگاه دستور به اکرام نهادن مرخای را می دهد که تزلزل شاه را نشان می دهد .
اما در مورد مظلوم نمایی قوم یهود در فیلم های اینچنینی باید گفت که هر قومی در جهان مورد ستم واقع شده است ولی پولدا ران یهودی که برخی کمپانی های هالیودی را در اختیار دارند این موضوع را بیشتر منعکس کرده اند و نشانه های از بزرگنمایی در این فیلم هم دیده می شود . البته انسان خوب و بد در هر جا و در هر قومی وجود دارد. بنابراین نمی توان گفت که کل یهود ظالم است یا مظلوم . یهودیان خوب هم در جهان وجود دارد و هم بد . اما هدف من از این سخنان این است که سیاست باعث این کارها می شود. چیزی که در همه جا وجود دارد و نمی توان از آن کریخت . سیاستی که حتی در فیلم های هالیودی هم رخنه کرده.
اما نظر شخص خودم در مورد یهودیان این است که بیایم قوم یهود را از سیاست مداران اسراییلی جدا کنیم . سیاست مدارانی که به نظر من فقط به فکر خود هستند و دارند مردم فلسطین را نابود می کنند و آنها را می کشند و از بین می برند . این سیاست است که باعث می شود در این فیلم یک دختر یهود را بزرگ جلوه داده و شاه ایران را نادان .
اما جهره هایی از مظلوم واقع شدن قوم یهود نیز در این فیلم دیده می شود که نمی توان از آن گذشت . مثلا در صحنه ای از فیلم نشان داده می شود که خشایار شاه دستور حمله به یهودیان را می دهد و یهودیان در فضایی تا حدودی تاریک دور هم جمع شده و مرخای برای آنها دعا می کند و تنها از خدای خود تقاضای رهایی دارند . یا در صحنه ی دیگر مرخای شروع به پاره کردن پیراهن خود می کند که نشان دهنده ی ناتوانی و درماندگی او در برابر دستور شاه را نشان می دهد و چاره ای جز پنهان شدن در هنگام جنگ را ندارد .
اما در مورد خود ایرانیان و شما دوستان عزیز بگویم
ما ایرانیها فراز و نشیب زیادی در تاریخ داشتیم . گاهی اوقات فراموش می کنیم که کوروش و داریوش هم پادشاهان این سرزمین بوده اند و باز فراموش می کنیم که پیامبری همانند محمد(ص) و کتابی همانند قران و امامانی همانند علی (ع) را داشتیم . شاید هیچکدام از آنها ایرانی نباشند ولی باید پذیرفت که آنها نوری از طرف خداوند بوده اند و هم اکنون ما ایرانی ها اکثرا شعیه هستیم . قرآن ما پر از زیبایی است و پیامبر اسلام هم بعضی از اخلاقیات ما ایرانی ها را تحسین کرده است . اما افسوس که ما به هیچ کدام از اینها زیاد توجه نمی کنیم و توجه نکردن ما باعث رواج فرهنگ غلط در ما شده است که سالیان دراز باید صرف درست کردن آن شود اما این سخن باعث نمی شود که من افراطی گرایی بعضی ایرانیان را قبول داشته باشم ویا بگویم که ما ایرانی ها بزرگ نیستیم و فرهنگ قوی نداریم و کلا بی فرهنگ هستیم ویا بگویم یهودیان دوست ندارند مظلوم واقعه شدن خود را به نمایش بکشند . اما می گویم ما ایرانی خوب و معتدل و ایرانی افراطی هم داریم . یا مسلمانان خوب و مسلمان افراطی هم داریم . یهودیان مظلوم واقعه شده اند ولی ظلم هم کرده اند . گاهی اوقات یهودیان حتی به پیامبران خود هم رحم نکرده اند ولی پیامبرانی همچون داوود و سلیمان و موسی هم از قوم یهود بوده اند.
سخن به درازا رفت ولی نظرات خودم در مورد فیلم :
در کل فیلمی خوبی نبود ولی بد هم نبود یا به عبارت یکی از دوستان خنثی بود . شخصیت شاه ایران جلوه گر یک شاه نیست .او فردی متزلزل و زن دوست است و تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد . در جاهای مظلوم واقع شدن یهود آشکار است. دانایی استر که نماد یک یهودی داناست بر فیلم سایه افکنده و می توان گفت ایرانی ها را نادان نشان داده است که می توان در شخصیت خشایار شاه آن را دید. شوش را زیبا نشان می دهد ولی کسانی که درقصر زندگی می کنند زیاد خوشحال نیستند. آنها به زور وارد قصر شده اند که نشان دهنده ی جبر و زور گویی ایرانیان و مسلمانان است که غربیها در پی اثبات آن هستند. خود شاه چهره ای زیبا و قامتی بلند دارد. حداقل در این زمینه اقرار نشده و علاقه ی شاه ایرانیان به هنر نیز در این فیلم رعایت شده است. که می توان آن را به جامعه ی ایرانی بست داد.
اما دو سوال که منتظر جواب آنها هستم. از طرف هر دوست یا عزیزی که باشد باعث خوشحالی من می شود:
1- آیا واقعا خشایارشاه شیفته ی زنان بود ؟
2- آیا واقعا استر باعث نجات یهود شد و اگر شد تا چه حد به واقعیت های تاریخی نزدیک است ؟
با تشکر فراوان از تمامی کسانی که در مورد این فیلم سخن گفتند.
با تشکر ————————– یاغی
سلام البته بابت اين فيلم وساختار از نظر تاريخي بايد گفته بشه كه كاملا براساس واقعيت است والبته درداستان اصلي شخصيت هامان خصومت شخصي با مردخاي دارد و نه با كل قوم يهود .
والبته اين داستان جزو داستانهاي ديني يهودي است .
والبته من يك مسلمانم و تنها علاقه ام به تاريخ باعث شده كه اين اطلاعات رو داشته باشم
درست كه درفيلم سعي بر آن شده كه قوم يهود رو نشون بدهد ولي ما نبايد ازاين قافل باشيم كه خانه دوم يهوديان ايران بود و بعد از اينكه كوروش آنهارو از دست پادشاه آشور نجات داد آنها توانستن كه در سرزمين ايران و اورشليم زندگي كنند .
من نمي خواهم به نويسنده اين موضوع توهين بكنم يا دخالت اما بايد بگم كه داستان استر يك داستان بسيار زيبا از روايت زدگي قوم يهود كه اگرشما در تورات اون رو مطالعه بكيد متوجه مي شويد كه چه داستاني است
خراشاد:
درود بر شما
البته و متاسفانه کاش عقده های سینماگران بر آزادگی و انصاف آنها نمی چربید که اینگونه بر اساس روایتی نه چندان پایه دار از کتابی دینی! تاریخ برای سرزمینی نمی ساختند.فاجعه ی پوریم بیشتر تن به تن افسانه می زند.
با سلام.
بابا اینا همه اش دری وری و افسانه است تمدن عظیم پارس کجا و سامی بنی اسرائیلی …………….. کجا اگه به خودتون زحمت بدید و برید کتاب مقدس یهودیها و افسانه هاشونو مطالعه کنید میبینید که چه …………. از خودشون در اوردن تا خودشون و اهداف شومشون رو توی دنیا موجه جلوه بدن کتاب مقدسشون که دیگه فقط اسمش صحت داره مطالبش که هیچی تا دلتون هم بخواد از این افسانه ها دارن اگه در مورد تاریخ هخامنشیان مطالعه کرده باشید در ضمن اینکه شاههای هخامنشی به واسطه ی دینشون بشر دوست بودن بازم این چیزی از ناسیو نالیست بودنشون کم نمی کرده برای مثال کورش درسته که بنی اسرائیل رو از بابل ازاد کرده_مثل خیلی از اقوام دیگه که اسیر بودن واین قوم یکی از اونهاست_
ولی بین خاندان هخامنشی _ که کوروش از اونها بوده _رسم بر این بود که برای اینکه خونشون ونصلشون در امیزش بااقوام دیگه الوده نشه ازدواج داخلی می کردن_که مورخها همه به این موضوع اعتراف میکنن _وبارها هم در نوشته ها ی کشف شده دیده شده که به اریایی بودنشون مباحات میکردن وحتی پارس تنها ایالتی بوده که از دادن مالیات معاف بوده! بعد چند تااز همین ………………….. که گفتم که دارو ندارشون دینشون بود بیان اینجا وزیر بشنو !!!!! ملکه!!!!!!!!!!!!!!!و از همه بدتر ایرانیها رو قتل عام بکنن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!که این دیگه از اون حرف هاست وتازه ایرانی ها براشون توطئه بکنن!!!!!!!!!که انگار چه (xxxxxxxx)بودن.
همه این جیزا رو گفتم تا ثابت کنم که اینا همه اش مذخرف که تو این فیلم اورده و هیچ نوع پایه و اساسی نداره وحداقل به نظر من برای ما به عنوان یه ایرانی درست نیست که حتی ذره ای از این نوع فیلم ها طرفداری کنیم.از خود فیلم هم به قول اون دوستمون حالم به هم خورددرضمن از شما هم اقای خراشاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!برای مطالبتون تشکر میکنم.
خراشاد:
سلام
واقعا مایه تاسف که شما در مورد این فیلم ننگین اینقدر با افتخار حرف می زنید. شما یا یهودی هستین یا ایرانی نیستین .شما فقط ظاهر فیلمو دیدین . این فیلم نه تنها مایه افتخار ما نیست بلکه باعث ننگه!شما ببینید توی این فیلم به چه چیزایی اشاره شده؟ تمام ایرانیان توی این فیلم ضعیف شمرده شدن حتی شاهشنشاه خشایار شا.
hame chiz be nafe yahud tamum shode.in faghat ye filme tablighatiye bra esrayil va na hata ghome yahud!neshun dahandeye tasalote yek ghome aghaliat bar yek empraturye bozorge.emperaturyi ke hich adame ba orzeyi tush nist.ghabele tavajohe shoma bayad begam ke in eyde purim ke shoma ba eftekhar azash yad mikonid miane yahudia marufe be JASHNE IRANI KOSHI . un chan hezar nafari ke shoma migin yahudia koshtan HAME IRANI BUDAN .mifahmin irani.unvaght shoma chetor ba in naghdi ke motabeghe meyle unast khodetuno irani midunid.tu in film hata hich nami az ahura mazda az aghayede iranian nauymade va shoma serfan be ye jomle az mordekhay ektefa kardin ” man yahudiam va faghat dar barabare khoda tazim mikonam” in yani taghsim bandiye afrade film be khoda parasto khoda naparast.khoda parasta yahudi va naparasta ham iranian.in film eftezahate bishtari dare ke ye forsate bishtari mikhad ke gfte beshe
خراشاد:
فيلم به شدت مزخرفي بود….از هر نظر ضعيف بود و در كل راي كوبيدن عظمت ايران….قيافه افراد و طرز لباسشون اصلا ايراني نبود…. حتي چهره خشايار كه بيشتر اروپايي بود.اونايي كه داستان حمله خشايار به يونان رو خوندن حتما توصيف قيافه خشايار از زبون ميگستاس يادشونه….. به علاوه در اين فيلم به شدت استر رو باهوش نشون دادن در صورتي كه اينجور نبود در واقع استر سود بيحيايي خودش و عفت زن ايراني خشايار رو برد….
حتي در يك متني من خوندم كه حاضر شد عريان براي شاه و مهمانانش برقصه حالا راست و دروغش گردن نويسنده اون متن….
در كل فيلم فقط تبليغي است براي يهود
درود بر پسران كوروش و داريوش بزرگ. اومدم بگم كه براي نشان دادن عظمت كوروش و داريوش از كلمه كبير استفاده نكنيد چون ريشه تازي دارد . با تشكر
اطلاعات شما درباره جشن پوریم متاًسفانه غلط است استر با دسیسهً مرخای به کاخ خشایار راه پیداکردواین دروغ که هامان قصدکشتار یهودیان را دارد برای برکناری هامان گفته شد تا مردخای و استر در دربار نفوذ بیشتری پیدا کنند.حماقت خشایارشا باعث قتل عام بیش از نیمی از مردم ایران شد و جشن پوریم که امروز یکی از بزرگترین جشنهای یهود است درواقع خوشحالی وپایکوبی این قوم برای کشتار مردم بیگناه به حیلهً مردخای وعفریته ای به نام استر است.
(قومی که پیامبرش (موصی(ع)) 40 روز برای عبادت در کوه طور از مردمش جدا بشه برن گوساله بپرستن مثل …………… بشه)
هیتلر یهودیارو نکشت ولی اگر هم …………. بود
هیتلر گفت:نصف یهودیارو کشتم نصفشونو گذاشتم که بدونین اونارو برای چی کشتم
بخشهایی از این پیام به دلیل اظهارات نژادپرستانه، لاک گرفته شده است.
این ملکه پارس که می گویید که…… یهودیه که توی دوران خشایار شاه به حرمسرای شاه راه پیدا کرد و به تحریک اون تمام ایران و حوزه حکومتی هخامنش رو به گند کشید. این حکومت هخامنشی تا اونجایی که به عزت و حرمت انسانی احترام می زاره قابل قبول تا اونجایی که ذوالقرنین یا همان کوروش کبیر باشه قبول ولی بقیه اون با خود فروخته هایی مثل خشایار توی حرمسرا و کنترلش اون توسط استر و برای اداره امور توسط وزیر یهودیش یک افتضاح و گندکاری بیش نیست.
بخشی از این پیام به دلیل اظهارات نژادپرستانه، لاک گرفته شده است.
درود بر شما ..
در این نوشته تنها یک فیلم مورد بحث قرار گرفته و در نهایت بهتر به تصویر کشیدن ایرانی جماعت برخلاف سایر فیلم های هالیوودی … و نه حقیقت یا افسانه داستان فیلم، یا حقانیت و عدم حقانیت آنچه در فیلم بیان شده … این در حوزه تاریخ نگاران است که در باب صحت و سقم داستان این فیلم (استر و …. ) نظر دهند …
با سلام خدمت دوستان
باید در این مورد بگویم که این مظلوم نمایی یهودیان فقط برای منافع خودشان است .باید پرسید که این یهودیان اینجا چه کار داشتند ,خشایارشاه چه کار با آنها داشت ودر کل اینها برای چه کاری این همه مردم بی گناه این خطه پوریم زده را قتل عام کردندکه به یک بحث مفصلی در این مورد نیاز است .
بهتر است خوب در مورد این همه شهرهای سوخته در کلیه این مناطق دقت کرد ودید که اینها برای چه به این روز افتاده اند آن هم در یک زمان معین با استخوانها واشیا پیدا شده ممتاز آن زمان ودر گروه های سنی مختلف اعم از کودکان و زن و پیر و جوان همه و همه در زیر آوار ودر شهرهای سوخته سر در می آورند.آیا این آثار کوروش و دار و دسته صلح طلبشان که فریاد آزادی سر می دادند نیست.آیا این خشایار شاهی که یک کاخ یا بهتر بگویم سرویس بهداشتی و … هم برای خود نداشت به چه شکلی کشورداری میکرده.آیا خشایار شاه بسیار بزرگ وبخشنده این نسل کشی را که تعدادی از مردمان ممتاز این خطه را از هر گروه سنی گرفته به خاطر یهودیان مذدور قتل عام کرده و یهودیان هر سال برایش جشن میگرند جز مفاخرات بدانیم.
جالب اینکه برای ما هم همین جشن را به نام عید نوروز به فرهنگ ماتزریق کردند وما هم با آنها این واقعه بسیار تلخ بشری را جشن میگیریم. بهتر است شما دوستان معقولانه به این مسائل دقت داشته باشید:
چرا آثار هخامنش را در موزه های آنجا خود آنها تبلیغ می کنند. چرا آنها از این نوع فیلمها برای ما می سازند وچراهای دیگر را همراه با کلاه قضاوت جلوی دیدگان خود بگذارید تا حقایق را بهتر درک کنید.