تصویر هفته: گل زعفران در دست زن کشاورز - خراشاد (م. آرین پور) در نوشته:تصاویر زیبایی از برداشت زعفران در خراشاد / Saffron Harvest in Khorashad
آوریل 27, 2008 روی 2:03 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اجتماعی, بیرجند و خراسان جنوبی, عکس and tagged: بیرجند, مدرسه, مهدی دانشمند, مهدیه, غلامحسین شکوهی, دانش
به نام یزدان
سلام
مقدمه: این نوشته ابتدا، به نحو دیگری نوشته شده بود که بنا به اظهارنظر یکی از خوانندگان مبنی بر اینکه جناب مهدی دانشمند، تالیفاتی داشته و در دانشگاه مشغول به تدریس هستند…… تحقیقانی را انجام داده ، متوجه گشتم که بخشهایی از نوشته قبلی، از دایره انصاف به دور بود .. لذا اقدام به تصحیح نوشته نمودم … ضمن پوزش از ایشان، بابت این پیش داوری،…. متن تصحیح شده زیر را بخوانید :
باز هم جستجوهای اینترنتی, سوژه به دستم داد ! .. به قول مادرمان, خدا نصیب کافر نکنه , کمبود سوژه را !! … این بار جناب استاد حاج مهدی دانشمند, موضوع این یادداشت هستند … و البته نه خود ایشان .. بلکه طرفدارانشان ….
موضوع اول: …..
در تاریخ 9 اردیبهشت سال 1387 , قرار است جناب حاج مهدی دانشمند, به بیرجند تشریف آورده و 5 روزی, در مهدیه بیرجند, مردم را از سخنان خویش مستفیذ بفرمایند … خب .. تا اینجا یک امر کاملا عادی اتفاق افتاده یا خواهد افتاد که بحثی در آن نبوده و نیست … ضمن اینکه اعلام و تبلیغی نیز
در مورد حضور ایشان در شهر و رسانه های محلی شده است … در رابطه با شهر ندیده ام , ولی در یکی از روزنامه های محلی, یک-چهارم صفحه به اعلام حضور ایشان اختصاص یافته و از مردم دعوت شده به حضور ……
- شنیده ام که تبلیغات زیادی نیز برای حضور ایشان در سطح شهر بیرجند شده ….. شاید این حجم تبلیغات را بتوان در شهر چند میلیونی تهران به منظور اطلاع رسانی توجیه نمود … ولیکن در شهر کوچک 160 هزارنفری چون بیرجند، زیاده روی است ….. چه می شد مهدیه بیرجند هزینه هایی را که جهت تبلیغات این سخنرانی نموده است…. صرف عملی می نمود که هم خداپسندانه تر می بود هم مردمی تر… کمک به ساخت مدرسه …. تا برخی دانش آموزان ایرانی, مدرسه شان, کپر نباشد… به خدا ثوابش هم بیشتر است !! ….. مسلما آنقدر ایشان طرفدار دارند که بدون نیاز به این حجم تبلیغات ، در مجالس ایشان شرکت می کنند …
انشالله خداوند از برگزارکنندگان این مراسم قبول بفرماید….
موضوع دوم:….
چندی پیش همایش بزرگداشت دکتر غلامحسین شکوهی بود … پدر تعلیم و تربیت ایران و وزیر دولت موقت که می شود اولین وزیر آموزش و پرورش پس از انقلاب … نمی دانم به همین اندازه برای آن همایش هم تبلیغ شده بود یا خیر … ولی می دانم هیچ مسئول دولتی در آن مراسم شرکت نکرد !!!
اولین دوره مجلس شورای اسلامی که در بیرجند برگزار شد .. در همین بیرجند, دکتر شکوهی , پس از پایان دوره وزارت , نامزد انتخابات مجلس شد … فکر می کنید مردم به که رای دادند ؟! … می دانم که ممکن است برخی حدسهایی زده باشید ….. بله … ایشان را نماینده خود ندانسته .. بلکه به کسی رای دادند که پدرش از روحانیون به نام شهر بود … بیراه نگفته اند که :: گیرم پدر تو بود فاضل, از فضل پدر تو را چه حاصل !! ::
خب حال خودتان مقایسه بفرمایید این دو موضوع را ……
بی ربط : روزی با یکی از دانشجویان همکلاسی که الجزایری بود, صحبت می کردیم … و از وی شنیدم که استاد ما , که استاد تمام هم هست , ماهیانه حدود 6 هزار یورو درآمد دارد … از من پرسید در کشور شما چه ؟ … گفتم چند سالی شده که بین 600 تا 1100 یورو می گیرند … گفت خوش به حالتان … در الجزایر ماهیانه 300 تا 400 یورو … گفتم به هر حال, هر وقت دانش و تحقیق در کشورمان به اندازه اینجا, اهمیت داشته باشد… می توان به توسعه امیدوار بود … وگرنه بیخود دلمان را خوش کرده ایم …!!
در پناه حق
پیوند پایدار
سلام. به نکته بسیار درستی اشاره کرده اید. اگر بیرجند بودید می دید که از همین عکسی (پوستری) که شما لینک کرده اید هزاران عدد در اندازه های مختلف ، روی کاغذ گلاسه ، روی بنرهای دو متر در چهار متر ، روی بنرهای 8 متر در 5/1 متر (مخصوص نصب روی پل هوایی میدان ابوذر) و … چاپ کرده و شهر را پر کرده اند از این خبر. پریروز با دوستان دانشگاه به کوه رفته بودیم (کلاته علی آبادی ، بالاتر از مزار رزگ). یکی از دوستان سخنرانی “زنده باد خروس” همین آدم را روی موبایلش داشت و برای جمع گذاشته بود. همگی ضمن خندیدن به این همه لودگی و مزخرف بازی ، برای وضعیت فرهنگی و دینی جامعه بسیار متاسف بودند که “اساتیدش” ایناند! یادم آمد حدود 19-18 سال پیش وقتی که این “استاد” تازه طلبگی را در اصفهان شروع کرده بود ، در منزل دوست ، همشهری ، همکلاسی و هم اتاقییم در دانشگاه فردوسی ، که دیوار به دیوار منزل این فرد در محله طوقچی اصفهان بود با او روبرو شدم. از همان زمان مشخص بود که خود را برای چه کسب و کار موفقی آماده می کند. امروز آثار آن آینده نگری مشخص شده است و عیبی هم ندارد. اما آیا مردم ما از نشستن پای این همه لودگی و ادای مرحوم آقای کافی را درآوردن دیندارتر و مومنتر شده و می شوند؟ انشاالله که اینجور باشد.
خراشاد :
عجب… پس خیلی بدتر شد.. گمان می کردم تنها به همان روزنامه خلاصه می شود … ولی با این توصیفات , به اندازه هزینه ساخت یک مدرسه , برای تبلیغات حضور ایشان هزینه کرده اند …. البته من به خود ایشان هم ایرادی نگرفتم .. ایرادم به هواداران ایشان است که چنین ولخرجی ها می نمایند .. که ای کاش سودی داشت ..با توجه به لهجه, شخصا فکر می کنم این شیخ کاشانی باشد …درست است …
ریحانه wrote @ آوریل 27, 2008 at 8:35 ب.ظ
نیازی به رحم نبود چون من همه اش رو یک جا می خونم!
.
.
.
کامنت بالایی (توی وبلاگ من!) هم دوباره قراره برگرده، یا وگر نه این قدر شادی نمی کرد!
ریحانه wrote @ آوریل 27, 2008 at 8:41 ب.ظ
ای ول! مگه شما هم، اون جا مرد هزار چهره رو می دیدی؟
.
.
.
مهران مدیری با ساختن این سریال نتونست کاری انجام بده ؛ شما هم تلاش نکن برادر ! (البته همه بعد از ساخت این سریال یاد گرفتن بگن “به به”)
خراشاد
آره … هم می تونستیم مستقیما ببینیم از iribsima.com … هم اینکه با یک ساعت تاخیر از iranproud.com… از موهبات دسترسی به سرعت بالاست … شما هم اگه ثانیه ای 1 مگ سرعتت بود از TV نگاه می کردی یا اینترنت … ؟!!….
تلاشی نمی کنیم … چون می دانیم بی فایده هست … !! به به !!
بله باید عرض کنم جناب یاسر خان که البته منظورتان سال 87 لابد باید بوده باشد .ایشان چند سال قبل هم شرف حضورپیداکردند دربیرجند با همین سبک و سیاق لذا نوبت دوم سفرهای استانی ایشان است. واقعیتش من که اهل رفتن به این جورجاها نبوده و نیستم ولو از سر کنجکاوی( یک زنی در نوفرست ما هست که کنجکاوی را می گوید کو…شکافی!! قصدی ندارد فکرمیکند همین درست است به نظرم بیراه هم نیست!!) ولی در اینترنت ان منبرخروسی ایشان رادیدم واقعا عرض میکنم باورنکردم که واقعی است تصورم این بود که کسی اورا مضحکه قرارداده و لذا بر این ذوق ان کس افرینها گفتم! اما با مشاهده چند لینک دیگر کاشف به عمل امد که یارو خوددانشمندش است! حیرتا! بر منبری که این همه از قداستش دم میزنند چگونه چنین شومن هایی نشسته اند! پیرمرد همسایه ای داشتیم به نام استاد محمد غفورخدایش بیامرزد حدیثی از قول رسول خدا نقل میکرد بنام مردمان سنه سیزده(که معتقدبود همین حالاست ) مبنی بر وجود بلبلانی که …….! در تعبیرش از قول حضرت میگفت اینان اهل منبر دران سنه هستند!! جای دیگربسیار شنیدم که انحضرت از جلوس …….. بر منبرش دراخرزمان بسیار نالیده بود! مگر ………… هنردیگری هم دارد! در موردفرمایش شما در مورددکترشکوهی باید عرض کنم لزوما هر فرهیخته ای سیاستمدار بزرگی نیست استاد دکتررضوانی سخت به دخول دانشمندان دراین وادی اعتراض داشت دکترشکوهی نیزبرای این کارساخته نشده بود امادر مورد حائری زاده از جاده انصاف خارج شده اید به روایت دوست ودشمن او یکی از جسورترین مطلع ترین و درستکارترین نمایندگانی است که تاریخ قانونگذاری ایران به خوددیده است. بیان شیوا نطق کوبنده و احاطه بی مانندش بر بودجه شاهدی براین مدعاست ورد همیشگی اش از سوی شورای نگهبان نیز. من گمان ندارم شما با ایشان اشنایی چندانی داشته باشید.
خراشاد:
بله .. سال 87 مد نظرم بود ..تبعات دور بودن از وطن است !… و اما در مورد آن ضرب المثل … منظورم توانایی یا عدم توانایی جناب آقای حائری زاده نبود .. بلکه منظور ملاک رای دادن بود …. اگر شخص خودش توانایی دارد چه نیازیست به اتصال به این و آن …. مگر اینکه شعور سیاسی مردم بیرجند و کلا ایران را اینقدر پایین فرض نماییم که این اتصالات , امتیاز مثبتی در جمع آوری آرا باشد … نه تنها ایشان, بلکه سایرین هم … نوه امام بودن, خواهر احمدی نژاد بودن و … چه تاثیری بر قابلیت های خود شخص دارد ؟!! … حال دکتر شکوهی با آن سابقه علمی و سابقه اجرایی کوتاه مدت ولی موفق در وزارت آموزش و پرورش, یک طرف …. آقای حائری زاده , جوان 32 ساله ای که مطمئنا سابقه اجرایی به اندازه دکتر شکوهی نداشت, طرف دیگر…… اگر جناب حائری زاده توانایی داشته است, مطمئنا در آن زمان برای مردم مسجل نبوده, …… ملاک, انتساب به خاندان بوده است…..
ضمنا در جسور بودنشان شکی نیست … و به خاطر نطقی که به دفاع از هم حزبی های خود ( حذف آنها از صحنه سیاسی کشور.. هر چند این حذف به نفع شان شد … برخی رفتند در وادی درس و برخی هم تجارت و با دست پر در سال 76 بازگشتند !) نمودند , صلاحیتشان رد شد … البته در مورد درستکار بودن جای بحث است, خودم به شخصه قبول ندارم … یادم است 7-8 سال پیش , شاید هم بیشتر …. در جلسه بیرجندیهای مقیم تهران حضور داشتند … در پایان جلسه تعدادی از شرکت کنندگان دور ایشان حلقه زده بودند و متهم می نمودند ایشان را به تزویر و رو راست نبودن!… جالب اینکه برخی زمانی , جز ستاد انتخاباتی ایشان بودند … بگذریم …… حقیقت تاریخ را 50 سال بعد خواهند نوشت ! … ضمن اینکه همانطور که هر فرهیخته ای, سیاستمدار نیست…… می توان گفت که هر سیاستمداری هم , سیاستمدار خوبی نیست ! ….
هرچند به قول پدر, وادی سیاست یعنی , دروغ, چاپلوسی, تزویر ….. و دوره حیات سیاست مداران کوتاهست … ولی فرهیختگان و دانشمندان, ابدی …. البته پدر ما نیز,همیشه ما را از سیاست برحذر می دارد … و بر اشتباه خویش در خروج از علم و تحقیق در سال 56……. در حالی که به جهت دانشجوی برتر دوره لیسانس بودن, پذیرش برکلی را نیز داشت….. و وارد شدن به صحنه سیاست تاکید می کند… به قول پدر, خام شدیم و فکر می کردیم علی آباد کهنه, شهریه !! …..
[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل]
خواهرو برادر من اي هموطن ,,, تمدن ايراني ها هست در خطر
همه ما سربازهاي زير پرچمميم ,,, نميزاريم از ما بگه هر اجنبي
واسه ما ايراني ها ملاک هر نفره ,,, که تو گردنامون پلاک فروهره
اتحاد ما واسه دشمن اضطراب ,,, اسم ايران واسه ما مايه افتخاره
احترام ما به ايران يک خار تو چشم ,,, کساني که ميخوان بزنند ضربه بهش
پاينده نژاد آريا - از تاجيکستان عزيزمان - افغانستان دليرمان - ايران قلب و مادر آريا
سه کشور هم ريشه هم خون و هم زبان ,,, آرياناي بزرگ …..
[گل] [گل] [گل] سربلند باشید … [گل] منتظرتم [لبخند]
mo wrote @ می 2, 2008 at 9:58 ق.ظ
خفه شو دهاتي
خراشاد :
ممنون از اینکه ادب و سطح فرهنگ بالای خودتان را نشان دادید !! … امیدوارم از طرفداران این حاجی شیخ نباشید که دفاع بدی ازش کردید !! …. نظرات دیگه شما را به علت توهین به سایرین حذف نمودم …..
ali wrote @ می 2, 2008 at 10:07 ق.ظ
چون انسان بي بته اي هستي
خراشاد:
بنده که اصالت دارم …به اصالتم هم افتخار می کنم …. و بی بته گی نمی بینم …. جالب است که با یک مطلب دیدن چگونه به چنین بی بته گی پی بردید …. باید به عرض برسانم که کسانی مانند شما, که با هویت ناشناس پیام می گذارند… بسیار بی بته تر از من نوعی هستند … !!
ashkan wrote @ می 2, 2008 at 10:13 ق.ظ
احتمالا خانواده بي بند باري داري
خراشاد :
خوشم می آید که چنین به سرعت نتایج اینچنینی می گیرید … کسانی که من را می شناسند, از خانواده ام هم خبر دارند … منظورم نظردهندگان اول این مطلب است ….. که کاملا در تضاد است با آنچه نتیجه گرفتید ….. !!! ضمنا اینقدر خود را به زحمت نینداخته و نام خود را عوض نکنید ….. IP شما مشخص است …. !! … دوست عزیز به جای توهین و فحاشی, به طور منطقی بحث کنید و پیام بدهید … متن را نیز کامل نخوانده اید که گفته ام بر ایشان حرجی نیست … هواداران مقصرند !!
ناشناس wrote @ می 5, 2008 at 12:00 ق.ظ
نمی دونم چرا وقتی برای دینمون خرج می کنیم همه یاد افراد فقیر و مدرسه های خراب می افتن استاد دانشمند با تاثیری که ر و جونا می زاره واقعا استاده بعد هم چرا از حر فهای عالی او یادی نمی کنین و فقط جکها یادتون مو نده ایا این استادی نیست که اهل سنت به سخنرانیش گوش می دادن یادتون نره با ابروی مردم بازی کردن گناه اونم کسی که در خدمت مکتب اهل بیته
خراشاد:
ممنون دوست عزیز از نظرتان …. در حال حاضر به علت کمبود وقت! امکان پاسخگویی نیست .. به زودی پاسخ را در پیام بعدیتان خواهم داد
ناشناس wrote @ می 5, 2008 at 9:58 ق.ظ
یادتون نره اگه کار خیری انجام می شه اگه مسجد یا مد رسه ای سا خته می شه اگه فقیری اطعام می شه به برکت و تاثیر سخنرانیهای امثال استاد دانشمنده
کمی خدا رو در اظهار نظراتتون مد نظر داشته باشین اگه اقای دانشمند شوخی می کنه فقط وفقط برای اینه باقی حدفا در ذهن جوان بمونه شما با یاداوری مرد هزار چهره بیشتر لودگی کردین اگه شیخی جدی حرف بزنه که کسی گوش نمی ده اگه کسی حرفها رو با زبان شوخی بگه که اینطور حرف زده می شه بیاییم کمی فکر کنم در ضمن عدالت می گه حرفهای مدافعین ایشان را هم در سایت دا شته باشین
خراشاد:
دوست ناشناس عزیز…
اول از همه: همانطور که در مطلب هم اشاره کردم ….. من به ایشان خرده نگرفتم .. بلکه به هواداران و مخارج و استاد خطاب نمودن ایشان …. شاید خود ایشان هم راضی نباشد به اینکه اینهمه هزینه شده و یا استاد خطاب نمودنش ….
دوم اینکه : به نظر بنده، دین خدا نیاز به خرج کردن ندارد … این بنده خداست که نیاز دارد تا برایش خرج کنیم … هزاران سال است دین خدا ، از یهودیت بگیرید تا مسحیت و اسلام بدون نیاز به خرج کردن پابرجا مانده اند و خواهند ماند … مگر خدا گفته که برای دین من خرج کنید … من چندان بر قرآن احاطه ندارم ولی می دانم که بارها به کمک به خلق خدا سفارش شده … به نظر شما حق الناس مهمتر است یا حق الله … ؟
سوم اینکه: چه کسی گفته است که اگر فقیری اطعام می شود و یا مدرسه ای ساخته می شود به واسطه این سخنرانیهاست ؟… انسانهایی را می شناسم که پای هیچ منبری ننشسته اند ولی خیرشان به خلق خدا، بیشتر از بسیاری از کسانیست که پای ثابت منبرها هستند … گوششان به هیچ آیه و حدیثی آشنا نیست ولی انسانیت، آنها را به انجام عمل خیر کشانده است …
چهارم اینکه: بنده نفهمیدم شما از کجای این مطلب ، متوجه شدید که خدا را مدنظر قرار نداده ام …؟!!
پنجم اینکه: شما می گویید اگر شیخی جدی صحبت کند ، کسی گوش نخواهد داد …. چه شده است که زمانی پدران ما که جوانان دیروز بودند ، برای شنیدن سخنان جدی مطهری, مکارم, طالقانی و .. آنقدر اشتیاق داشتند ولی ما فرزندان که جوانان امروزیم ، دیگر اشتیاقی نداریم، طوری که به قول شما باید با زبان شوخی ،جذب این سخنان می شویم …….آیا زمانی که مطهری, طالقانی و … سخنرانی داشته اند، به اندازه جناب آقای دانشمند، برایشان تبلیغ و هزینه می شد؟!….. من به شخصه 4 روز پیاپی آگهی حضور ایشان را در روزنامه محلی دیده ام … در شهر بیرجند، هم چنان که دوست ما در ابتدای نظر گفت ؛ بیلبوردهایی که برای تبلیغات برروی پلهای هوایی استفاده میشود, بکار گرفته شده ……. خب مقایسه کنید کدامیک استادتر هستند…… آنانکه بدون تبلیغ و مزاح و شوخی, مردم به پای منبرهایشان می رفتند …. آنهم در آن دوران یا اینان با این حجم تبلیغات و شوخی و مزاح ……
ششم اینکه: نظر شما را هم در این سایت داریم و سایر مخالفین این مطلب… اصولا در این سایت نظری سانسور نمی شود مگر اینکه توهین به جمع باشد … حتی توهین به خودم را نیز سانسور نمی کنم !
و در آخر : ممنون از اینکه دیدگاه خودتان را بیان نمودید … امیدوارم این فرهنگ گفتگو و بحث بیشتر گسترش یابد …. در پناه حق …
دوست wrote @ می 6, 2008 at 5:56 ق.ظ
باعرض تبریک به شما همکار گرامی می خواستم بگویم اگه بعضی از اشخاص لحن توهین دارند نه انتقاد اینها از بی فرهنگ زجر می کشند با ید یک دوره بفرستیم مدرسه درس ادب یاد بگیرند احتما نمره ادبیات آنها هم صفر بوده “بی آدب محروم از لطف رب”
خراشاد:
ما نیز امیدواریم که فرهنگ انتقاد و گفتگو جای خود را به فرهنگ توهین و فحاشی دهد … پیامبران ادیان توحیدی از جمله اسلام؛ با گفتگو و بحث عقلانی, انسانها را خداپرست می نمودند و نه با فحاشی یا به زور شمشیر … ولی متاسفانه برخی پیروان ادیان , این فرهنگ را فراموش کرده اند و رفتاری متضاد دارند با آنچه نفس دین می گوید ….
دوست wrote @ می 6, 2008 at 6:06 ق.ظ
لطفا در قسمت بالا سایت هر روز یک حدیث با منبع معتبر ایجاد نماید
اگه بشه تقاضای راه اندازی خط واحد برای روستای خراشادرا در سایت ریاست جمهور قید نماید اجر شما به خدا
در روستای خراشاد کیوسیک تلفن همگانی نصب گردیده ودر حال حاضر کار میکند
خراشاد نیاز به افراد تحصیل کرده و آگاه به مشکلات روستا وبلند همت و صبور مانند شما را دارد پس از مشکلات خراشاد غفلت نکنید
خراشاد :
ممنون از پیامتان … در صورتی که امکانات سایت اجازه دهد..در مورد آن می اندیشیم … تقاضا را هم حتما خواهم نمود …در مورد کیوسک هم پیش از این در تصاویری که در اینجا فرستاده شده بود, متوجه شده بودیم .. خوشحالیم که علمکی بی کاربرد نیست و می توان از آن استفاده نمود …. بنده به شخصه از منطقه دور هستم و آگاهی از مشکلات و درج آن در سایت, نیاز به اطلاع رسانی و بیان آن بوسیله دوستانی مانند شما , که در محل حضور دارید .. دارد …
دوست wrote @ می 6, 2008 at 6:15 ق.ظ
صد، هزار صد ،رحمت به سایت خراشاد بقیه که هیچ
دوست گرامی ؛از طراحی زیبا این سایت از شما ودوستانتان واقعا تشکر می نمایم
خراشاد:
ممنون از پیام خوبتان … مخلص شما هم هستیم …
ناشناس wrote @ می 8, 2008 at 1:58 ب.ظ
دوست عزیز کسی نگفته اقای دانشمند به اندازه استاد مطهری و امثال ایشان استاد هستند و در ضمن جوان عصر دیروز با جوان امروز تفاوت دارد شاید جوان امروز برای جذب شدن به چیزی احتیاج به شادی و تنوع داشته باشد خود من به عنوان یک جوان به سخنان اقای دانشمند گوش می دهم چون هیچ وقت خسته نمی شوم والبته در کنار جملات طنز ایشان چیزهای بسیار مفید یاد می گیرم در ضمن فکر می کنم علت تبلیغات زیاد مهدیه بعلت اطلاع به همه دوستداران ایشان بود در ضمن بهتره به خرجهای اضافی دیگر که مفید به حال دینمان نیست گیر بدهید وباور کنید مکاتب و مذاهب دیگر بیش از این برای تبلیغ دینشان خرج می کنند
خراشاد:
دوست گرامی ، من هم به اینکه ایشان در حد اساتیدی چون مطهری و .. نیستند، معترضم … و خطاب نمودن به این عنوان… شاید این حجم تبلیغات را بتوان در شهر چندمیلیونی تهران به منظور اطلاع رسانی توجیه نمود … ولیکن در شهر کوچک 160 هزارنفری چون بیرجند، زیاده روی است ….. قبول دارم ، برخی خرجهای غیردینی در این کشور می شود که ضروری نیست … ولی خرج نمودن برای دین، آنهم در کشوری که 98 درصد مردم آن مسلمان و 92 درصد شیعه مذهب هستند، معنایی ندارد… اگر دین و مذهب به درستی، در محیط خانواده و اجتماع رعایت می شد، هیچگاه به قول جناب دانشمند، جوان شیعه نمی فت، زرتشتی شده… و بدنبال آن، نیاز به این مجالس و مخارج هم پدیدار نمی گشت …
m wrote @ می 9, 2008 at 10:02 ق.ظ
به همت مرکز نشست های تخصصی اندیشه جوان . سلسله سخنرانی های حجت الاسلام مهدی دانشمند در زنجان برگزار گردید .
به گزارش روابط عمومی اداره ی کل تبلیغات اسلامی استان زنجان : سلسله سخنرانی های حجت الاسلام مهدی دانشمند با هدف ارتقاء سطح آگاهی فرهنگی و دینی مردم با موضوع تفسیر آیه (( ان الله لا یظلم الناس …)) به مدت 5 شب در حسینیه اعظم زنجان برگزار گردید. این مجالس به همت مرکز نشست های تخصصی اندیشه جوان و زیر نظر اداره ی کل تبلیغات اسلامی استان و با استقبال بسیار پر شور جوانان شهرستان زنجان برگزار گردید .
با سلام
. ایشان یک شبه استاد نشده اند یک عمر است که استادند
شمایی که به نام (استاد) که به ایشان نسبت داده اند ایراد میگیری و داد و بیداد راه انداختی که ایها الناس چرا به ایشان استاد میگویید اگر فقط تا کلاس سوم راهنمایی سواد داشتی این همه شلوغ بازی در نمی اوردی
واژه ی استاد که معادل انگلیسی ان professor است به کسی نسبت داده میشود که در کار و حرفه ی خود دارای مهارت و تجربه باشد(می توانید به لغتنامه و دیکشنری مراجعه کنید) ایا حرفه ی ایشان سخنرانی و وعظ و موعظه ی مردم برای اشنایی با اسلام نیست؟ اسلامی که مایی که همه ادعای پیرو بودن ان را میکنیم و به ظاهر مسلمانیم و در باره ی ان هیچ نمیدانیم .ایشان انصافا و حقا در حرفه ی سخنرانی بی نظیراند ایشان که بیش از 25 سال است به این کار مشغول میباشند و بیش از 5000 سخنرانی دارند که بصورت cd و نوار موجود است و خیلی از مردم و جوانان را از انحرافات و خطراتی که بوسیله ی دشمنان اسلام برای انان بوجود امده نجات داده اند. ایا ایشان استحقاق منسوب بودن به این واژه را ندارند؟ به حق که واژه ی استاد لیاقت شخصیت بزرگی چون ایشان را ندارد. شما و امثال شما به یک تعمیر کار خودرو یا لوازم خانگی که حد اکثر یک یا دو سال تجربه ی اموزش و انجام کار خود را دارد میگویید اوستا(استاد) بی انصاف ها ایشان 25 سال است که مشغول کار سخنرانی میباشند و در حوزه دانشگاه مشغول تدریس. بروید و کتاب هایی راکه در زمینه های مختلف فرهنگی و تربیتی و دینی و روانشناسی و… تالیف کرده اند بخوانید و بعد قضاوت کنید چرا حرفی را میزنید که علم شعور و اگاهی و عقل خود را زیر سوال ببرید؟؟
کسانی هم که به اسم دفاع از استاد در سایت بی ادبی نموده اند بدانند که برای همه مثل روز روشن است که انها از دشمنان ایشان(دشمنان اسلام ) هستند
خراشاد:
درود بر شما دوست گرامی …ممنون از پیامتان ….
باید به عرض برسانم که شما که اطلاعی ندارید .. ملت را متهم به بی سوادی ننمایید … محض اطلاع شما می گویم که واژه professor در زبان انگلیسی به کسی اطلاق می شود که تحصیلات آکادمی داشته و PhD از دانشگاهی گرفته باشد … ضمن اینکه ما انواع Professor داریم …Assistant Professor، Associate Professr، Full Professor، که می شود استاد تمام، دانشیار و استادیار …. که گمان نمی برم هیچ کدام به ایشان تعلق بگیرد…..به ایشان در زبان انگلیسی می گویند Master … یعنی استاد ……..
بنده هیچ وقت به یک تعمیرکار نمی گویم استاد …..
در مورد تالیفات ایشان از شما ممنونم که باعث شدید تا بنده جستجویی را انجام داده و چندموردی از تالیفات ایشان را ببینم … و متن یادداشت را اصلاح کنم ….
دوست عزیز شما به کسی که در این پیامها توهین و فحاشی نموده، خرده گرفته اید … ولی خودتان همان توهین ها را به نحو دیگری نموده اید !!!… به طور ضمنی متهم نموده اید بنده را به بی عقلی … به مانند پیام بعدی کمی منطقی تر بنویسیم و کمتر احساسی …
وحید wrote @ می 9, 2008 at 12:48 ب.ظ
از طرف خود استاد به نویسنده این مطلب.
———-
نام من سرباز کوی عترت است
دوره آموزشی ام هیئت است
پادگانم چادری شد وصله دار
سر درش عکس علی با ذوالفقار
ارتش حیدر محل خدمتم
بهر جانبازی پی هر فرصتم
نقش سردوشی من یا فاطمه است
قمقمه ام پر ز آب علقمه است
اسم رمز حمله ام یاس علی است
افسر مافوقم عباس علی است.
—————————
حرفهای خودم با نویسنده:
دوست عزیز ،
کسی می تواند از مطلبی انتقاد کند ، که خود عالم به آن مطلب باشد.
شما اگر می توانی بهتر از استاد دانشمند برای دین مردم و اعتقاد جوانان کاری بکنی، یا علی
اما اگر نمی توانی ، سنگ جلوی پای دیگران نینداز.
اگر در تمام این مراسمات حتی 1 نفر با امام زمان آشنا شود ، دل حضرت زهرا (س) شاد می شود. اما اگر با این نوشته شما 1 نفر از مجالس امام زمان دور شود و همه را آنطور که شما بیان کردید ببیند ، شما دل حضرت زهرا را رنجانده اید.
آیا این برای شما مهم نیست؟
آیا در زمان نوشتن این مطلب به این موضوع فکر کردید؟
آیا به خود نگفتید که شاید (حتما) با این نوشته دل دشمنان دین مخصوصا دشمنان شیعیان را شاد می کنم؟
شما چطور در باره 1 نوکر امام زمان (عج) اینطور قضاوت می کنید؟
برای روز قیامت خود جواب آماده کرده اید؟
هر کس می تواند بهتر برای امام زمان و دفاع از شیعه کاری بکند ، بسم الله.
چرا می خواهید جلوی فعالیت دیگران را بگیرید؟
چرا خواسته یا نا خواسته حرف دشمن امیر المومنین را می زنید؟
—-
الهم العن اول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابعٍ له علی ذلک
خراشاد:
درود بر شما دوست گرامی … سلام بنده را هم به ایشان برسانید … در مورد ایشان از پیام قبلی جناب میلاد لطفی، متوجه اشتباهی که در مورد استاد بودن ایشان نمودم … شده و لذا اقدام به تصحیح متن نمودم …و از ایشان هم پوزش میخواهم …. هرچند هدف من از این یادداشت بیشتر بحث در مورد هزینه های تبلیغاتی این مراسم بود … و نه ایشان … ولی به هرحال یادداشت به بی راهه رفت …
به نظر شخصی خودم بهترین راه دفاع از شیعه و اسلام، این است که به طور عملی و در رفتار خود نشان دهیم شیعه یا مسلمان بودن را … متاسفانه در این سالها، برخی رفتارها به نام شیعه و اسلام انجام شد که به دین ضربه زده و به قول جناب دانشمند، جوان شیعه را به سوی زرتشت هدایت کرده …
از یک نوشته می توان هم برداشت مثبت نمود و هم برداشت منفی …. و نمی توان صاحب نوشته را در این زمینه متهم نمود …. بروید ببینید یک بخش از صحبت های جناب دانشمند رو انتخاب نموده و چه مانوری روی آن می دهند … منظورم آن جمله “نگذاریم جوان شیعه، زرتشتی شود” … چنان نشان داده اند که انگاه روزانه هزاران نفر به دین زرتشت می گروند…. حال باید جناب دانشمند را متهم نمود ، حرفی زده که دشمنان اسلام و شیعه را شاد نموده ..؟
ضمن اینکه شما دوست عزیز … از کجا چنین با اطمینان می گویید که بنده دل حضرت زهرا را رنجانده ام ؟… دل حضرت زهرا بخاطر بسیاری از امور غیردینی و غیر انسانی که به نام دین انجام شده، پیش از این رنجیده است…..
وقتی جناب آقای احمدی نژاد در مورد امام زمان چنان می گوید … آیا باعث لوث شدن اصل اعتقاد به امام زمان نمی شود؟ … آیا دشمنان شیعه، حرفهای ایشان را دستاویز قرار نمی دهند تا شیعه را بکوبند؟ … حال چرا به ایشان کسی خرده نمی گیرد؟… چون رئیس جمهور است؟ چون قدرت دارد؟… آیا ایشان جواب روز قیامت را آماده نموده اند ؟… جواب اینکه با برخی اعمال و صحبتهای ناخواسته چه قدر به مردم و دین مردم ضرر زده اند؟ … شما اگر دلتان به حال دین خدا و شیعه می سوزد، کسانی را مورد خطاب قرار دهید که سهمشان در خراب نمودن وجهه دین ، هزاران برابر بیشتر از من نوعی بوده و هست…. آنها برای پند و اندرز و خرده گرفتن، مقدم تر هستند …
بنده در خانواده ای بزرگ شده ام که همه اصول و فروع دین را به من آموخته اند … لذا جواب روز قیامت را نیز آماده دارم ….
معنا و مفهوم جمله عربی که آورده اید را کاملا متوجه نشدم .. ولی امیدوارم خطاب به من نباشد….
موفق باشید
در پناه حق
mahdiyar wrote @ می 11, 2008 at 5:50 ب.ظ
سلام
از شما که خود را یک خراشادی دارید توقع نداشتم که یک همچین حرفهایی را در سایتی که به نام خراشاد ایجاد کرده اید بنویسید و آبروی خراشاد را ببرید از وقتی که این نوشته ها را نوشته اید در شهر بیرجند آبرو برای خراشاد نگذاشته اید من تا کنون همه جا از سایت خراشاد تعریف می کردم و آن را به همه معرفی می کردم . من یکی از کسانی بودم که قسمتی از کار تبلیغات را برعهده داشتم و بیشتر هزینه هایی که جنابعالی و دیگران از آن صحبت به عمل می آورید مردم به صورت رایگان انجام داده اند و شما حق این را ندارید که به مردم بگویید که بروند مدرسه بسازند این نوشته شما در این سایت آبروی هرچه خراشادی را برده است به من در تمام جلسه های ایشان شرکت کردم و واقعا تمام حرفهای ایشان دردهای جامعه ماست … آری حقیقت تلخ و حالا به گفته کسانی که نظر داده اند خنده دار است …
من به عنوان یک خراشادی از شما توقع نداشتم
خراشاد:
درود بر شما همشهری عزیز ….. چرا اینقدر عصبانی … خوب است در معرفی سایت گفته ایم: ” …..نویسندگان امید دارند که افراد, گرایشها, مذاهب و مسلکهای مورد خطاب در این وبلاگ, سعه صدری بالا داشته و نرنجند…”
در باب آبروی رفته ار خراشاد ، به سبب این نوشته :
- اولا آبروی خراشاد نه این نوشته است و نه امثال این نوشته….. آبروی خراشاد،… مردم فرهیخته و عالم آن هستند که در اینجا از برخی از آنان یاد شده ….. این نوشته و امثالهم ، باعث ریختن آبروی خراشاد نشده و نخواهد شد …. جای تاسف دارد برای کسانی که چشم بر اهالی خراشاد، مردم بافرهنگ و عالم آن، رضوانی ها، فروزانفرها، حسن پور ها، حافظ نیا ها، خراشادی ها، سروری ها و …. می بندند و این نوشته را ملاک آبرو قرار می دهند ….. اینگونه قیاس نمودن خود یک توهین است …. منظورم شما نیستید …. منظورم غیرخراشادیانی است که چنین ملاکی را به شما معرفی نموده اند …. همان هایی که امثال دکتر شکوهی برایشان بی ارزش تر است تا جناب آقای دانشمند….
بر فرض محال که آبروی خراشاد بر اثر این نوشته ، برود….. می بایست فاتحه این آبرو را خواند …. آبرویی که به یک نوشته بند باشد !…..
ضمن اینکه سایر مطالب این سایت و فعالیتهای بنده در جهت معرفی خراشاد در این دنیای مجازی را از یاد برده و تنها این نوشته ملاک قرار گرفت ؟!
نمی دانم شما می دانید یا خیر… از همین خراشاد ، داشته ایم کسانی را که جزو گروهک منافقین بودند و دست به اعمال تروریستی زدند…. القضا فامیلشان نیز خراشادی بود!! …. حال آیا آبروی خراشاد و خراشادی رفت؟
آیا آبروی مردم طبس که مسعود رجوی خائن به وطن، اهل آنجاست… رفته است؟ ….. از طبس به بدی یاد می شود؟
آیا آبروی مردم بیرجند؛ که سیما بینا اهل آنجاست و ترانه های محلی را می خواند و می سازد…. رفته است؟ …. آیا غیر از این است که اکثریت ملت ایران و مردم بیرجند به کار وی (که اتفاقا بنا به نظر اغلب مراجع دینی حرام است!) که سرودن ، خواندن و زنده نگه داشتن موسیقی محلی بیرجند و جنوب خراسان است، به افتخار می نگرند و وی را مایه سربلندی شهرشان می دانند..؟
آیا غیر از این است که اکثر قریب اتفاق کسانی که این نوشته را مایه آبروریزی می دانند، خودشان بارها به ترانه های خواننده همشهری شان، سیما بینا، گوش داده اند و می دهند……؟!!
آیا آبروی پیامبر خدا که عمویی چون ابولهب داشت … عمویی که ناپاکی وی در قرآن نیز ذکر شده و به این سبب سوره ای نازل شد… رفته است؟….
مهدی یار عزیز .. اگر نوشته من آبرو بر است … شما نوشته ای بنویسید که آبروی خراشاد را حفظ نماید …. بنده منتظر نوشته شما هستم …. بیرون گود نشستن و لنگش کن را گفتن،… بسیار آسان است ….. این سایت آزاد است و پذیرای همه خراشادیان با هر نوع عقیده ای … همانطور که شما این نوشته را مایه آبروریزی می دانید … هستند خراشادیانی که آنرا باعث آبروی خراشادیان بدانند…..
بگذارید مطلبی را از پدرم نقل کند ….. زمانی که وی کودک بود و در مسجد خراشاد به سینه زنی و عزاداری ایام محرم مشغول،….. زنده یاد دکتر رضوانی را می بیند که برخلاف جمعیت عزادار که گریه می نمودند و بر سر و سینه خود می زدند… آرام و بدون قطره اشکی به جمعیت نگاه می نمود…… آن هنگام به سبب سنی که پدر داشت، در ذهن خود دکتر رضوانی را فردی سنگدل و بی رحم تصور می نمود که درحالی که همه اشک می ریختند ، برخلاف دیگران، هیچ واکنشی نشان نمی داد…… آن زمان هم مردم می گفتند هرکه برای امام حسین اشک نریزد ، در آن دنیا حضرت فاطمه شفاعتش را نخواهد کرد…….. تصور بفرمایید چه تصویری از زنده یاد رضوانی در ذهن بسیاری نقش می بست ….. آن هم دکتر رضوانی که جدش آخوند ملاعلی خراشادی بود ….. البته سالیان بعد، پدر به سبب تخصصی که دکتر رضوانی در مبحث تاریخ معاصر داشت، متوجه دلیل آن رفتار دکتر و تصور اشتباه خویش گردید …. ولیکن در ابتدا براساس آنچه دیده بود و شنیده بود، تصویرسازی کرده بود که اشتباه بود …..
مطمئن باشید که اگر روزی متوجه شوم که این سایت باعث آبروریزی خراشاد و خراشادیان می گردد، درش را تخته نموده …. و وقتی را که برای آن می گذارم،…صرف زندگی خودم می نمایم ! .. مفیدتر خواهد بود !! ؛)
- درباب هزینه تبلیغات :
اول از همه خسته نباشید … می دانم که فعالیت تبلیغاتی نمودن چقدر سخت است … انشالله خداوند از شما قبول نماید …به هر حال عقیده دارید … و عقیده تان نیز محترم ….
بنده کسی را امر نکردم که برود مدرسه بسازد … که باشم که امر هم بکنم !! ….. در جمله افسوس بکار رفته …. کاشکی … !
اما اگر به بنده می گفتند بین ساخت مدرسه و تبلیغات جهت یک سخنرانی ، یکی را انتخاب کن،….. بدون شک اولی را انتخاب می نمودم … چون از اینکه توانسته ام زمینه آسایش و پیشرفت یک انسان و مخلوق خدا را فراهم کنم، به خود می بالیدم و احساس آرامش می کردم …….پیشرفتی که می تواند از آن دانش آموز کپرنشین …… یک رضوانی، حسابی و گنجی دیگر بسازد که خیرش به نسل آینده این مملکت برسد ……
یادمان نرود که علی (ع) با کمکهای شبانه خویش به مردم کوفه، به ما یاد داد که آسایش و آرامش مردم را مدنظر قرار دهیم …..
موفق باشید … منتظر شما و مطالبتان هستیم در این سایت ………..
بر اشتراکات تکیه کنیم و نه اختلافات …. شما همانقدر برای من عزیز هستی که آن خراشادی ساکن آمریکا و کانادا و … مخلص شما … در پناه حق…
ناشناس wrote @ می 12, 2008 at 12:26 ب.ظ
mishe bekin make ahgay ahmadi nejad darbareye amam zaman chi gofte
خراشاد:
سلام دوست عزیز …. با یک جستجو در گوگل و یاهو می توان یافت ، با این حال اگر بر روی لینک های زیر کلیک نمایید ، متوجه خواهید شد :
-فیلم سخنرانی جنجال برانگیز آقای احمدی نژاد در مشهد
- انتقاد آيتالله مهدوي کني از سخنان احمدينژاد: اگر مديريت از امام زمان(عج) بود، يعني ايشان نميتوانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج کيلويي پنج هزار تومان هم از مديريت ايشان است؟!
- دبيرکل جامعه روحانيت؛ سخنان آقاي احمدي نژاد ديد مردم را نسبت به امام زمان(عج) بد مي کند
- اگر «آیت الله طبسی» بود، اظهارات احمدينژاد بيپاسخ نميماند
- امام با آن همه عظمت، درباره امام زمان(عج) چنین نگفت
-نمایندگان روحانی مجلس : امام زمان مسئول گرانی نیست
-واکنش خبرگزاری فرانسه به سخنان محمود احمدینژاد: آقای احمدی نژاد اذعان داشت امام زمان ایران را هدایت میکند
خواندن این خبر هم خالی از لطف نیست :
- وزیر نفت در مجلس اعتراف کرد؛ واردات غیرقانونی بنزین را به دستور رئیسجمهور انجام دادهایم
تنها کسی هم که از سخنان احمدی نژاد دفاع کرد، امام جمعه مشهد بود :
- دفاع ازاظهارات دکتراحمدی نژاد
حال انصافا کدامیک به دین و مذهب ضربه بیشتری وارد می کند ؟! نوشته من یا سخنان رئیس جمهور؟…کدامیک نیاز به ارشاد دارد؟ … کدامیک نیاز دارد که در بحث و موعظه های مذهبی بیشتر به آنها پرداخته شود ؟…..آیا به همان اندازه که آن مداح می گوید لا اله الا فاطمه…..، و نیازمند ارشاد است … ایشان نیازمند رهنمود و ارشاد نیستند؟ … موفق باشید …
mahdiyar wrote @ می 13, 2008 at 4:57 ق.ظ
سلام …. علت عصبانی بودن من این است که اولین کسی که مورد باز خواست قرار گرفت اینجانب و برخی از دوستان من بودند آیا شما می دانید که چه کسانی در این مدت با همراه من تماس گرفته اند و پرسیده اند که این سایت از کجا و توسط چه کسانی اداره می شود و حتی بعضی ها گفته اند که کار شخص من می باشد شما می دانید که معمولا انسانها ی موفق دشمنان زیادی دارند و البته کسانی که دست اندر کار برگزاری این جلسات بوده اند بسیار زحمت کشیده اند اگر خود شما می بودید و نگاه می کردید متوجه می شدید که خیلی از آنها چندین شب قبل از شروع این جلسه به عشق آقا امام زمان (عج) در خانه ایشان مانند یک گارگر کار می کردند و اگر دین خدا نیاز به تبلیغ نمی داشت این همه پیامبر و امام برای چه آمده است اگر منظور شما از طرفداران ایشان من و …. باشند جای عصبانیت را هم نیز دارد آیا برخی سخنان مطرح شده در این سایت باعث خوشحالی دشمنان اسلام و به خصوص شیعیان نمیباشد اگر دیگران شما را نشناسند من که کاملا شما و تمام خانواده شما را می شناسم و میدانم که در یک خانواده مذهبی بزرگ شده اید ولی ایا بعضی از نظریات افراد و سخنان انها با کسانی که بنر های تبلیغاتی ایشان را سطح شهر بیرجند به آتش کشیده بودند یکی نبود ایا کسانی که این کار زشت را انجام داده اند دشمن اسلام بوده اند یا دوستدار اسلام اگر شما در این جلسات می بودید می دیدید که علمای اهل سنت نیز از مستمعان بسیار پر و پا قرص این جلسات بودند امیدارم که صاحب این جلسات اقا امام زمان (عج) از همه قبول کند امیدوارم بتوانید CD این جلسات را تهیه کنید و ببینید و بعد نظر خود را بنویسید و کلاه خود را قاضی کنید با آرزوی سربلندی تمام خراشادیها در سراسر دنیا که مایه افتخار خراشاد و خراشادیها هستند خدا نگهدار
خراشاد:
درود بر شما، …. اگر شما را مسئول این نوشته می دانستند… آنهم نوشته ای که خود مخالف آن هستید … پس حق داشته اید تا عصبانی شوید …. به آنهایی که به همراه شما تماس گرفته اند شماره تماس بنده را بدهید تا شخصا جوابگو بوده و توجیه شان نمایم ….
بنده دیگر سخنرانی های ایشان را در سایت یوتوپ دیده ام … از سخنرانی 70 دقیقه ای ایشان در آباده بگیرید تا سخنرانی که در مورد مداحان ایراد فرموده اند …. آنجا که می گوید ساز و تنبک را نیز به پای منبر آورده اند …. یا جایی که از نماز شب و آن پسر 20 ساله عابد می گوید …… بنابراین با صحبتها و نحوه سخنرانی ایشان کاملا آشنا هستم ….
بله بنده در خانواده ای مذهبی رشد یافتم …. ولی مذهبی دموکرات ! … هیچگاه بر اساس اینکه والدینم مسلمان بودند…… محیط اسلامی بود…… در مدارس کتب اسلامی را می آموختم و … مسلمان نشدم …. هیچگاه هم پدر بنده، ما ( بنده وسایر فرزندان) را مجبور به پذیرش اسلام ننمود ……. دیدگاهش انتخاب عقلانی اسلام بود … بنده هم مسیحیت را واکاوی نمودم، هم یهودیت و هم زرتشتی را … و به این نتیجه رسیدم که اسلام دین برتر است ….. و برتری آن را درک کردم …. البته اسلامی که مبنای آن قرآن است …. اسلامی که دین آزادی، برابری و برادریست….. نه اسلامی که امروزه تنها نامش بر جامعه حاکم است و در سایر نقاط دنیا با ترور و خونریزی و القاعده و … مترادف شده …. در پای هیچ منبری هم آموزش اسلام ندیدم … خود خواندم و فهمیدم…. خداوند به ما عقل داده که با تفکر انتخاب نماییم و نه با شنیدن و دیدن ….. اصولا اسلام دین عقلانی بوده و هست …. نزول قرآن، خود بر عقلانی بودن این دین صحه می گذارد … برخلاف دیگر ادیان که معجزاتشان دیداری بود …..
نظرات افراد هیچگاه در این سایت سانسور نمی شود، مگر اینکه فحاشی و توهین به افراد (به غیر از شخص بنده!) باشد …. لذا نظر موافق و مخالف باید بیان گردد … سانسور نمودن یک عقیده، یعنی تایید آن عقیده … کسانی این عمل را در وب سایتها و وبلاگها انجام می دهند ، که یا قدرت استدلال و پاسخ را ندارند و یا اینکه نمی توانند نظر مخالف عقیده خود را تحمل کنند ….
افرادی که نظرات اولیه این نوشته را داده اند بیش از بنده، در بیرجند شناخته شده تر هستند … و نمی توان چنین نتیجه گرفت که کار و عمل آن انسانهای بی فرهنگی که دست به تخریب زده اند، با نظرات این افراد یکی بوده و اینان نیز موافق آن عمل باشند ….. البته با توجه به اینکه بخشی از مردم منطقه اهل تسنن هستند، این امر طبیعیست ….. بویژه که سخنرانی های جناب دانشمند را دیده ام…… حضور علمای تسنن در این مراسم ، نمی تواند بیانگر موافقت همه اهل تسنن باشد … نمونه اش را در امثال عبدالمالک ریگی می توان یافت که با وجود نکوهش و تکفیر و تقبیح اعمال تروریستی اش، توسط علمای اهل تسنن، باز نیز به اعمال غیرانسانی و غیر میهنی خویش ادامه می دهد ….هرچند بنده به هیچ عنوان نه اهل تسنن را متهم می نمایم و نه شخص دیگری را …. اما این عمل آتش زدن، تنها از انسانهای بی فرهنگ بر می آید ….
مهدی یار عزیز، اگر تصور می نمایید این نوشته آبروی خراشادیان را می برد، …. بنده به عنوان یک برادر کوچکتر پیشنهاد میکنم …. مطلبی را بنویسید در مورد حضور جناب دانشمند در بیرجند، سخنرانی ها، خدمات مردم و دوستداران، علاقه مردم به ایشان، تصاویر مراسم و …… با نام کاربری خود در سایت قرار دهید … اگر هم وقتش را ندارید به ایمیلم بفرستید … بنده آنرا در سایت قرار خواهم داد …. اینگونه هم آن تصور نادرست دوستانتان از بین خواهد رفت … و هم اینکه نشان خواهیم داد که می شود در یک محیط مشترک، عقاید متضاد را ابراز داشت … این خوانندگان خواهند بود که قضاوت خواهند کرد …
ارداتمند شما …..
رامتین wrote @ می 17, 2008 at 8:37 ق.ظ
سلام
چون دسترسی به اینترنت نداشتم کمی دیره ولی باید مواردی رو در مورد سفر آقای دانشمند به شهرمون بنویسم:
اولاً اینکه آیا شما می دونید که هزینه تبلیغات جلسه سخنرانی استاد چقدره؟ که اینهمه تارپ و توروپ راه انداختید. آیا هدف از انجام تبلیغات به صورت پوستر و بنر رو می دونید؟
اگر نمی دونید، پس قضاوت شما و حتی خیلی از بینندگان سایت عجولانه و کورکورانه است و باید بطور رسمی از طرفداران و خود استاد دانشمند عذرخواهی دبشه و گرنه این دین تا آخر عمر به گردنتون است!
اگر هم می دونید، شما بگین که با اینچنین مبلغی کجا می شه مدرسه، نه! یک اتاق استاندارد یه کلاسه ساخت؟؟؟؟؟
در ضمن شما مردم ( به قول خود استاد دانشمند “خیلی بی انصافید” )!!!
بقیه اش باشه بعداً چون وقت ندارم.
خراشاد:
درود بر شما رامتین عزیز ….و ممنون از پیام …. آقا شما هروقت پیام بگذارید، دیر نیست ….آخرین پیام، 4 روز پیش داده شده .. و اما ….
فکر کنم شما به دقت مطلب را نخوانده اید …. بنده نگفتم با هزینه آن، یک مدرسه ساخت … گفتم صرف عملی چون مدرسه سازی نمود … یعنی به عنوان مثال اگر ساخت مدرسه ای 100 میلیون تومان هزینه داشته باشد، هزینه تبلیغات را می توان به عنوان بخشی از این مبلغ، مورد استفاده قرار داد …. ضمن اینکه، بنا به اظهارنظر مهدیه بیرجند در یکی از روزنامه های محلی،…. برگزاری این مراسم باعث کمک های نقدی و غیرنقدی شرکت کننده ها ، جهت گسترش و توسعه مهدیه گردید !…
در نوشته فوق، مطلبی بیان نشده که نیاز به پوزش یاشد! … آنچه که نیاز به پوزش داشت، پیش از این بیان شده بود (در ابتدای مطلب نگاشته ام) ….. آن هم در رابطه با خود جناب دانشمند بود ….
نوشته فوق یک مقایسه است …. مقایسه ای که بیانگر نحوه برخورد مردم با بزرگان و فرهیختگان علمی خود است … نه همه مردم… ولی اکثریت آنها … کسانی که نمی دانند دکتر شکوهی کیست و چه خدمتی به ملت ایران نموده است … نمی دانند که وی پدر مسلم تعلیم و تربیت ایران است … نمی دانند که آقای دانشمند، باید شاگردی ایشان را بنماید … کسانی که چنین فرهیختگانی دارند و قدرشان را نمی دانند …. نمی دانم چقدر در معرفی مشاهیر شهر خود کوشیده اید ؟… آنهایی که ملت ایران، قدرشان را بیشتر از ملت بیرجند می دانند ! …
بی انصافی در این است که مراسم بزرگداشت دکتر شکوهی…. همشهری شما…. آنچنان گرفته شود …. و سخنرانی جناب دانشمند اینچنین …
زمانی که پیامهایی که در پاسخ به این نوشته داده شده را می خواندم ، بیشتر به درستی سخن خویش پی بردم ! :
“هر وقت دانش و تحقیق در کشورمان به اندازه کشورهای توسعه یافته, اهمیت داشته باشد… می توان به توسعه امیدوار بود … وگرنه بیخود دلمان را خوش کرده ایم …”
بنده منتظر نظرات شما هستم …. دوست عزیز …. موفق باشید ….
رامتین wrote @ می 18, 2008 at 11:07 ق.ظ
سلام
بزرگداشت از یک شخصیت علمی و فرهنگی یک موضوع است و جلسه سخنرانی و دعوت از استاد دانشمند موضوع دیگری است. من هم با این بحث که در کشور به مشاهیر و مفاخر اهمیت کمتر از حتی یک ورزشکار (فوتبالیست) داده می شود، موافقم ولی این دلیل بر بی احترامی به محضر دیگران نیست، این موضوع یعنی فرهنگ سازی برای بیشتر مورد توجه و احترام قراردادن مشاهیر و مفاخر و به خصوص دانشمندان نیاز به زمان و همچنین همکاری مسئولان و مردم دارد که خودم خیلی علاقه مندم که هرچه سریعتر این فرهنگ در جامعه پایه گذاری شود.
ولی حضور آقای دانشمند در بیرجند نه از نظر من بلکه از نظر حداکثر مستمعین سخنان ایشان (مصاحبت با مردم) به دلیل استفاده از مطالب جدید و پرمغز ایشان بحث دیگری است.
اما این بی انصافی است که در مورد مسائل کم اهمیت اسراف می شود و هزینه و تبلیغات شود و کسی معترض نشود ولی در مورد مسئله دین و اخلاقیات که مهمترین مسئله فردی و اجتماعی افرد است، اینگونه مغرضانه صحبت شود و مورد تهاجم قرار گیرد! علی الخصوص نظر یکی از منتقدان در مورد تبلیغات و همچنین نظرشان در مورد سخنان استاد دانشمند که درست نیست گفته شود (آقای محمدرضا آقاابراهیمی)
اینکه هر شخص به اندازه درک و عقل خود از سخنان واعظ از جمله استاد دانشمند بهره می برد، جای هیچ شک و شبهه ای نیست ولی ابراز کردن آن نشانه فهم طرف است. اگر استاد دانشمند در بین سخنرانی خود از بعضی از کلمات یا عبارات خنده آور استفاده می کنند دلیل بر لودگی و بی مغز بودن سخنانشان نیست کما اینکه خودم شنیدم که ایشان فرمودند من اینها را نمی گویم که شما بخندید بلکه در موردش فکر کنید و یا حتی بعضی از موارد نیاز به گریه دارد، تازه استفاده از این عبارات بی ربط به موضوع سخنانشان نیست، بلکه دقیقاً در راستای سخنان و برای درک بیشتر مطلب و همچنین خسته کننده نبودن جلسه اظهار می شود، پس اینگونه تهاجمات مغرضانه به نظر من یا با هدف است (که بهتر است واضح گفته شود) یا هم از روی جهل است، (که باز هم ابراز آن کار درستی نمی باشد).
ولی این را باید اذعان کنم که ما هر چه در راه دین مردم و به خصوص جوانان هزینه کنیم، کم است!!! چون از طرف دیگر دشمن ساکت نشسته نیست و هرگونه هزینه برای به مخاطره انداختن مسائل دینی و ایجاد شبهه را دستور کار قرارداده و این وظیفه به دوش همه سنگینی می کند…
در پایان قابل ذکر است که تبلیغات مهدیه برای سخنرانی آقای دانشمند در خور توجه بود و لی از نظر من اسراف صورت نگرفته و متولیان این امر آن را به نحو احسن انجام داده اند زیرا این 160 هزار نفر را نمی توان با نصب 4 بنر در میادین از حضور شخصیت اینچنینی آگاه کرد و خیلی از مناطق به خصوص محله هایی مانند معصومبه، کارگران و … را به این وسیله نمی توان پوشش داد و کاش می بودید و می دید که چگونه مردم فهیم بیرجند به خصوص جوانان از سخنان ایشان و خانه امام زمان (عج) استقبال کردند. و صد البته متولیان امر مدرسه سازی و خیرین هم نیاز به فعالیت بیشتری جهت جذب سرمایه برای ساخت مدرسه دارند، که باید هرچه سریعتر راهکارهای عملی برای وضعیت نابسامان مدارس در مناطق دورافتاده و یا در بعضی از شهرها و روستاها ارائه شود.
ببخشید که مطالب طولانی و شاید خسته کننده بود، و باور کنید که خیلی دیگه حرفها دارم که انشاء ا… در فرصت هایی بعدی خواهم زد.
خراشاد:
خوب است که در یک زمینه که آنهم قدردانی از فرهیختگان محلی و شناخت آنها است ، هم عقیده هستیم … به عنوان مثال اکثریت مردم بیرجند نمی دانند که پدر 4 علم جغرافیا نوبن (دکتر گنجی)، تاریخ معاصر(دکتر رضوانی)، تعلیم و تربیت(دکتر شکوهی)، ارتباطات(دکتر معتمدنژاد)…. در ایران، بیرجندی هستند !… یا نمی دانند اولین پرستار مرد ایرانی، بیرجندی است (مرتضی حسن پور) و …
بله قبول دارم که برخی از مخارج بی خود است .. مخصوصا در مورد فوتبال !!
مقایسه من بیشتر به این خاطر بود که هر دو موضوع در یک شهر و در فاصله زمانی 3 ماهه اتفاق افتاده … اگر آقای دانشمند در شهر دیگری سخنرانی داشت .. بنده چنین مقایسه ای نمی کردم .. چرا که اطلاعی از اوضاع و احوالات آن شهر ندارم … ولی بیرجند را می شناسم و اخبارش را پیگیری می کنم … و هنوز هم بر این اعتقاد هستم که نحوه عمل و استقبال مردم بیرجند در برخورد با مراسم بزرگداشت یک همشهری فرهیخته و سخنرانی یک مهمان ، قابل قبول نبود…. البته شاید مردم مقصر نباشند… در ذهنشان دین مهمتر است از علم …
بازهم می گویم دین نیاز به خرج کردن ندارد …. نیاز به اصلاح عملکردهای دینی دارد ….. جوان ایرانی که در دهه 50 به دین گرایش پیدا کرده بود .. آنهم در آن محیط بی دین … تبدیل شده به جوانی که در دهه 80 به بی دینی گرایش پیدا کرده… آنهم در محیط دینداری ….. علت آن چیست ؟ مگر آن زمان، دشمنان اسلام نبودند ؟ آن زمان که بهتر می توانستند همه را منحرف نمایند …. عملکرد اشتباه خودمان را گردن عامل بیگانه نیندازیم … باید توهم توطئه را از خودمان دور کنیم … اینجا را گوش دهید ….
————-
حال مقایسه ای نمایید :
در اینجایی که من موقتا هستم ( فرانسه) … کشوری غیر دینی و سکولار ! … هزینه های درمانی تا 70 درصد توسط دولت برگردانده می شود ، بدون دریافت حق بیمه ! … بدون در نظرگرفتن تابعیت .. ایرانی هستی یا عرب … خارجی هستی یا فرانسوی … دولت وظیفه دارد به هر انسانی که در خاک فرانسه زندگی می کند برابر با یک فرانسوی خدمات درمانی ارائه دهد ……. 200 یورو پرداخت نمایید … 100% هزینه های درمانی بازپرداخت می شود و همه چیز رایگان …
40 تا 60 درصد اجاره بهای منزل بازپرداخت می شود …آنهم بدون در نظر گرفتن ملیت … تنها براساس انسانیت …
صداقت و راستی اینجا حرف اول را می زند … اصل همیشه بر این است که راست می گویید … مگر خلافش ثابت شود … شما اگر ادعا کنید وسیله ای از شما به سرقت رفته … و آن وسیله نیز بیمه باشد…. تنها براساس ادعای شما، و بدون تحقیق بیشتر، خسارت پرداخت می شود …. ( متاسفانه در اینجا عربها، از این سیستم استفاده نموده و صحنه سازی می کنند تا پولی از بیمه بگیرند !! … علت را می پرسی .. می گویند ما مسلمانان باید از کفار تا می توانیم درآمد کسب کنیم … حتی اگر نامشروع باشد!… خوشبختانه، ایرانیان اینجا اینگونه اعمال را انجام نمی دهند … آنهم به خاطر فرهنگ و نیز تحصیلکرده بودن آنان است..)
در اینجا هیچ وقت از دین سوال نمی شود … حتی هنگام استخدام … ممنوع است … در اینجا هرچیزی که تبلیغ دین باشد، … در ادارات و سازمانهای دولتی … ممنوع است … حجاب مسلمانان می خواهد باشد یا صلیب مسیحیان و یا کلاه یهودیان …! دین هرکس محترم است و شخصی…. در همین خوابگاهی که هستم اتاق روبروی من آهنگ رپ می گذارد و هرشب با پسری به سر می کند !! و اتاق کناری من، پسری با ریشی بلند و بدون سبیل (حالت مولوی های اهل تسنن) تلاوت قرآن با صدای عبدالباسط را گوش می دهد …. و هر دوی آنها به طور برابر از امکانات تحصیلی و زندگی استفاده می نمایند ….
و دهها خدمات دیگر که تنها من با اینها سروکار پیدا کردم ! ..
خب حال اینها را مقایسه بفرمایید با ایران ……. کافی است ایرانی که به اینجا می رسد، اصالت و هویت چندانی نداشته باشد… و مقایسه نماید جامعه سکولار را با جامعه دینی ……. نه تنها دین خود را فراموش می کند، بلکه آنرا ترک گفته و ضددین نیز می گردد !…. تقریبا 70 درصد ایرانیان در اینجا و سایر کشورهای توسعه یافته، اینگونه شده اند ….
نمونه عملکرد دینی مناسب را ماهاتیر محمد نشان داد … که مالزی را تبدیل به توسعه یافته ترین کشور اسلامی نمود … مسلمانانشان نیز از اکثر ما ایرانیان مسلمان ترند …از کسانی که در مالزی ساکن هستند، شنیده ام که دانشجویان ایرانی با دروغگویی و حقه بازی هایشان،…. دید ساکنان مالزی را نسبت به ایران و ایرانی و به تبع آن شیعه، بد کرده اند !! …
می بینید نقش عملکرد نادرست خودمان را در تضعیف دین؟! …. آنچه در تبلیغ دین موثر است، عملکردها است و نه سخنرانی ها… بهتر است بر روی اصلاح اعمال و رفتارها، هزینه شود… مخصوصا آنان که منصبی نیز دارند … اگر درست نمایند ، نتیجه هم می گیرند … نمونه وطنی اش .. قالیباف …. زمانی که در نیروی انتظامی بود … عملکرد درست وی ، آنچنان دید منفی مردم را نسبت به پلیس بهبود بخشید که توانست بیش از 4 میلیون رای را در دوره ریاست جمهوری کسب کند.. آنهم یک فرمانده پلیس!! ….
—————-
در مورد تبلیغات در بیرجند، .. باز هم می گویم زیاد بود … درست است که در بیرجند زندگی نکرده ام… ولی به سبب دیدار اقوام، در ارتباط بوده ام … بهترین تبلیغ در بیرجند ، تبلیغ شفاهی است …. کافی است به یک خانم (ترجیحاً مسن!) در محله کوشه ای یا خیرآباد یا موسی بن جعفر اطلاع دهید….. به شب نرسیده … تمام آن محله خبردار می شوند … 4 تا بنر هم در ابوذر و میدان امام، سه راه معلم و فلکه دوم رحیم آباد بزنند…… کافی است و همه خواهند دید … برای شهری که هر وقت در خیابانهایش قدم می زنم، هر 5 دقیقه یکی از آشنایان را می بینم و با او خوش و بش می کنم… همین قدر تبلیغ کفایت می نماید…
———–
بخشهای بعدی سخنان شما، مربوط به بنده نمی شد و به جناب دکتر آقاابراهیمی مربوط است که نمی توانم پاسخگو باشم …….. خودشان چنانچه مطلب را دیدند، پاسخ خواهند داد …. نظرات سانسور نمی شود (بجز توهین)… سانسور نظرات ، یعنی توهین به شعور خواننده … این خود خواننده هست که می خواند و متوجه درستی یا نادرستی نظرات می شود … مانند شما که خواندید و نظر ایشان را نادرست می دانید ….
ضمنا بنده منتظر نظرات خوب شما هستم و بی هیچ عنوان مطلب شما خسته کننده نیست …. در پناه حق….
سلام. موفق باشید.
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>