آخوند ملاعلی خراشادی
آخوند ملا علی خراشادی
آخوند ملا علی خراشادی متولد روستای خراشاد بیرجند و از علمای با فضل و دانش در قرن سیزدهم هجری قمری می باشد. از تاریخ تولد این عالم وارسته اطلاع دقیقی در دست نیست .در کتاب ناسخ التواریخ از وی به عنوان یکی از علمای شرکت کننده در جنگ ایران و روس نام برده میشود.
در کتاب سفر نامه میرزا خانلرخان اعتصام الملک شرحی از زندگی ایشان آمده است. شخصیت علمی ،منش و رفتار ،مناعت طبع و قناعت ایشان سبب شده تا فردی مانند اعتصام الملک شیفته وی گردد .
ایشان در سفر نامه اش از او چنین یاد می کند : آخوند ملا علی خراشادی که از فحول علماء و در اخلاق و انقطاع از دنیا و خوش خلقی و تواضع و بشاشت و زهد و ورع و طلاقت لسان و فصاحت کلام و غدوبت بیان ، وحید عصر است, به دیدن ما تشریف آورد. واقعا با اینکه سن ایشان قریب هشتاد نود است ولی چنان صحبت می دارد که شخصیت از صحبت ایشان سیر نمی شود . با این حال از دنیا به هیچ قناعت کرده ،همه اوضاعش بیست تومان نمی شود . زیادت لذت بر دم معنی اخلاق ، زهد و همه صفات کمال در ایشان جمع است . کاش همه علما خدمت ایشان تحصیل می کردند. ایشان خانه ای دارد مثل خانه حضرت نوح ،اما تاریک . عرض کردم چرا درهای پنجره این اطاق را تمام باز نمی کنید که روشن شود ؟ فرمود خانه ملک من نیست و من هیچ شبی در اینجا نخوابیده ام , مگر اینکه فردا عزم رحیل داشته ام و حال قریب پنجاه سال است که در همان بیغوله عمر گذرانیده اند.
در كتاب بهارستان مرحوم آيتی، درباره وی آمده است: « از جماعت مشاهير علماي اعلام و فقهاي مجاز در فتوا و حديث است كه لدی الوقت مرقومات ايشان موجوداست… هرگاه براي ولايت قاين امری پيش مي آمد، ايشان به دربار تهران مي رفت و اصلاح می فرمود و همواره در ترويج احكام شريعت و مساعدت مردمانی بی بضاعت اهتمام مي ورزيد.اين عالم ربانی در سنه ١٢٩٧ (ه.ق) دار فاني را وداع گفته و در جوار امامزاده عبدالله مدفون شده است.
والسلام
در پناه حق




خیلی عالیه موفق باشید
خراشاد :
عرض کنم خدمت جناب یاسر خان عزیز که مرحوم اخوند ملا علی که به نامهای قاینی و خراشادی مشهور میباشد نوه اخوند ملا محمد ولی است که در شرح احوال مرحوم ابوی حاج شیخ حسین به ایشان اشاره شده است در واقع ایشان جد مشترک خانواده ما و خاندان رضوانی است وبعد از ایشان ما و خاندان رضوانی از هم جدا میشویم یعنی رضوانی ها اعقاب اخوند ملا محمد اسماعیل هستند وما اعقاب اخوند ملا محمد اشرف. اخوند ملا علی بسیار حاضر جواب بوده وقدیمی ها لطایف بسیاری یا به قول امروزی ها متلک های بسیاری از ایشان نقل می کنند که به امیر شوکت الملک(اول) می پرانده است از مشهورترین انها همان است که گفته اند در مسافرتی در معیت سرکار به قول ما خزیکی را دیدند که به سیاق حرفه اش توده مدفوع الاغی را به زحمت میبرد سرکار شعری به این مضمون خواند:بیچاره خراشادی اواره خراشادی شب و روز خراشادی میکشد خراشادی و اخوند بلا درنگ در جواب گفت: سوروسات سرکار را میبرد خراشادی !ان مرحوم هم مباحثه شیخ مرتضی انصاری بوده و در جنگ ایران و روس شرکت نداشته بلکه رساله کوچکی در وجوب جهاد بر علیه روس نوشته است که من ان را به شادروان دکتر رضوانی دادم تا در تحقیقی از ان استفاده فرماید اما اجل به ایشان مهلت نداد و ان رساله هم نمیدانم چه شد کاش همایون اقا پیدایش کند! مزار ایشان در قصبه کارشک قاین است. روحش شاد.
خراشاد:
با تشکر از شما البته من معمولا به وبلاگ شما سر میزنم و این نوبت اول نبوده است در مورد اظهار لطف شما سپاسگزارم و میدانید که قبلا هم در جاهای دیگر ذکر کرده ام که از نظر من انچه انسان در انتخاب ان تاثیری نداشته (یا شاید تقصیری!) نه میتواند مایه افتخار باشد نه مایه سرافکندگی لذا بدیهی است که خراشادی یا نوفرستی یا کاخکی بودن من و امثال من فی نفسه واجد هیچ ارزش یا ضدارزشی نیست والبته شکی نیست که نوفرست زادگاه من است اما خراشادمحل اصلی نشو ونمای خاندان پدری ما بوده است و من به این هردو علاقمندم همانطور که همه جای ایران البته سرای من است ولی در مورد شخصیت های خراشاد و درج نام من در کنار این بزرگواران البته اهانتی است به امثال شادروان دکتررضوانی و جناب دکتر فروزانفر و الباقی بزرگان ان ولایت! من چنین جسارتی را روا نمیدارم. شما مختارید. البته از ابنای عموی بزرگمان مرحوم اقا شیخ باقر سروری در فهرست شما چند تنی بودند که می شود فرض کرد همان ما هستیم!یک لطیفه دیگر از مرحوم اخوند ملا علی عرض کنم که میگویند با سرکار امیر از جلوی مدرسه علمیه می گذشتند چوب بزرگی را به عنوان مانع جلوی در گذاشته بودند امیر به مزاح از اخوندپرسید:این چوب برای این است که گاوها فرار نکنند؟ و اخوند جواب داد نخیر برای این است که خرها داخل نشوند!
خراشاد :
با سلامی دوباره :نه! سوئ تفاهم نشود نه به این معنی که من دوست ندارم خراشادی یا نوفرستی باشم به هرحال بخواهم یا نخواهم اجدادماکمیته مشترک خراشادو کاخک گناباد را! فعال نگه داشته بودند و من وامثال من همانقدرخراشادی هستیم که کاخکی! منظورم این بود که ما وقتی شخصیت میگوییم یک حداقلی از تعاریف را باید شامل باشد که من ان را در خود سراغ ندارم درهلند بادمجان وشلغم بسیار از سیب و گلابی و موزو کیوی گرانتر است اما باز هم میوه فروش اهانت نمیکند وبادمجان را بالا دست یا در ردیف موز نمی گذارد!
من محمد مهدی واعظی راد متولد 1340در نوفرست و فرزندارشد وتنها اولاد ذکور مرحوم حاج شیخ محمد حسین واعظ (خراشادی کاخک) هستم که دیپلم علوم تجربی را در سال 58گرفتم در 61 در دانشگاه تهران رشته دکتری عمومی دامپزشکی را پذیرفته شدم!!درزمان تحصیل مدتی در وزارت ارشاد اقای خاتمی درمعیت هاشم اقاجری!! و محسن ارمین در اداره کل بررسی مطبوعات چیزی شبیه سانسورجی بوده ام!بعد وارد وزارت جهاد (ان موقع جهادسازندگی) شدم و مدیر نشریات کمیته اموزش روستایی شدم و بعد از تبدیل به وزارت مدیر مسئول مجله صالحین روستا و جانشین مدیر سمعی بصری اموزش روستایی شدم علیرغم التفات دوستان از تهران رفتم!ودر زاهدان در دانشکده علوم پزشکی دانشگاه ازاد و بعددر گروه کشاورزی ان عضو هیئت علمی شدم و سرانجام در بهار 1372 به دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند وارد شدم و مدت 9 سال ازگار مدیر گروه علوم دامی بودم و یک سال واندی نیز حسب فرمایش دکتر اقا ابراهیمی معاون اموزشی دانشکده شدم همزمان مدیر عامل و ریس هیئت مدیره شرکت تعاونی مسکن اعضا هیئت علمی دانشگاه و سالها نایب ریس شرکت تعاونی مرغداران بیرجند بودم . زمانه مرا به ادامه تحصیل در شیراز برای کسب دکتری تخصصی در رشته بیمار یهای طیور دانشگاه شیراز کشاند و بعد از چند ماه بر من واساتیدم مدلل شد که ما چیزی برای انتقال به یکدیگر نداریم!استادم باورداشت که من تجربه عملی بسیار بیشتری از او دارم ولی اصرار داشت که یافته های پیشینم را مرورکنم تا زمان بگذرد!این بود که از ان دکان !خداحافظی کردم و قریب به 4 سال کامل!! برای تبدیل ان به اعزام به خارج تلاش کردم و جندانکه به سرانجام رسید دولت مهرورز! بر نام ما قلم کشید و موافقت های خودش را هم باطل کرد و ما هم البته نشنیدیم! و به اقتضای نافرمانی مدنی !سرخود به دانشگاه اترخت امدیم که رتبه 70 در بین دانشگاههای جهان و 5 در بین اروپایی ها را دارد سالی است مشغولیم واز بخت بد نه در دامپزشکی که در ایمونوفارماکولوزی ! از بابت فهم ن مکانیسم مولکولی اثر بخشی داروی کورتن در بیماری اسم و عدم اثر ان در بیماری مزمن تنفسی ( هردودر ادمیزاد!) خودرا به خدا سپرده ایم تا چه پیش اید!من مزدوج هستم و دوفرزند به نامهای ثریا و سروش دارم ودیگر هیج و دیگر هیچ ودیگر هیچ خدا راشکر.
خراشاد :
البته من یادم رفت پاسخ سئوال شما را بدهم گرچه ناخواسته نوعی توهین به حضرت اخوند بود! به نظرم خواسته اید به رابطه هارون الرشید با بهلول اشاره کنید که سهوالقلم یا سهوالحافظه! ایشان را با شخصیت مضحک و ساختگی ملا نصرالدین قیاس فرموده اید که البته بر جوانان عیب نیست! اما در مورد رابطه ایشان با سرکار امیر شوکت الملک سخن بسیار است حضرت استادی شادروان دکتررضوانی میفرمودند که اخوند به نوعی محترمانه در حصر امیر بوده است بواسطه ان مجاهدت ها که در مورد جنگ ایران وروس روا داشته بود حکومت خواسته بود به نوعی محترمانه ایشان را در منطقه دور افتاده قاینات تحت نظر داشته باشد والبته احترام ظاهری را هم نگه دارد من هم عقلا نظر جناب دکتر را صائب میدانم و حق ایشان و شان ایشان است که در این مورد نظر دهند از ان طرف امیر هم با مجالست با مرحوم اخوند که مجتهدی عالی مقام بوده است به این بهانه برای خود نیز نزد عوام مشروعیت و مقبولیتی فرا هم می اورده است. طنز تاریخ را نگاه کنید حکومت خان های قجر که در عیاشی نمونه بودند و فتحعلی شاهی که گفته اند قریب به هزار زن در اندرونی داشت چگونه با روحانیان مخالف برخورد میکرد و حالا…..!!!؟؟ به قول نسیم شمال: هی هی جبلی قم !قم!!( با ان قم ارتباطی ندارد!)
خراشاد:
سلام
خیلی ممنون از اینکه به ما سر زدید
امیدوارم مثل همیشه این سایت زیبا رو به روز داشته باشین
یه چیز دیگه اینکه سرعت باز کردن سایت شما پایین تره نمیدونم شاید یه کم سنگینه
فعلا
by
با سلام البته این عکس های خرکی ! را قبلا در وبلاگ شما دیده بودم بله این مربوط به درس اناتومی در دامپزشکی عمومی است البته ما از گاو استفاده میکردیم که لابد حالا چون گران شده این عزیزان از خر سود جسته اند! که البته تفاوتهای اناتومیک زیادی با گاو دارد.درمورد توضیح شما نیز متشکرم میدانستم که مقصود توهین نبوده است. راستی شما این شعر از مرحوم رجب پدربزرگتان را شنیده بودید؟:
مدرسه ج…خانه شد فرزان را خبر کنید محل عاشقانه شد فرزان را خبر کنید!
طبع بلندح…مگر کم است ز هر خری…
انصافا ان مرحوم ذوق شعری خوبی داشته است خدایش بیامرزاد.
البته علت نزول مهرورزی بر من همکاری سالها قبلم با این عزیزان نبوده است چون ان موقع این بازیها (سال 63- )بوجود نیامده بود ظاهرا فرمودندسیاست ها عوض شده است ولی باطنا خرده شیشه های موجود یا ریگهایی که من به کفش داشتم به این لطف کمک کرد.
خراشاد :
سلام نه موضوع ظاهرا مربوط به معلم مدرسه و روابط ایشان با .. بوده است که چون ایشان هم برای خراشادیها شناخته شده است و تقریبا خراشادی است نام ان شخص را حذف کردم مرحوم پدربزرگ شما خواسته با این شعر ان روابط را بر ملا کند و شادروان سید محمدفرزان را که ریس وقت اموزش و پرورش بیرجند بوده تحریک به مداخله کند این که الباقی ماجرا چه بود وچه شد متاسفانه من اطلاعی ندارم.قطعا این قضیه به معنی مخالفت ان مرحوم با اصل تحصیل درمدارس جدید که دران زمان بسیار این مخالفتها معمول بوده نیست.
خراشاد: