KhorAshaD
تصویر هفته: گل زعفران در دست زن کشاورز - خراشاد (م. آرین پور) در نوشته:تصاویر زیبایی از برداشت زعفران در خراشاد / Saffron Harvest in Khorashadزنان خراشاد
به نام یزدان
دوشنبه، 6 آذر، 1385
سلام
امروز می خوام در مورد خراشاد بنویسم ( به پیشنهاد برخی از دوستان که گله کردن که وبلاگ خراشاد هست و از خراشاد مطلب زیادی نیست) , البته از یه زاویه دیگه !!!
من چند وقت پیش خبری رو خوندم اونهم در بخش حوادث روزنامه … در مورد قتل زنی 60 ساله توسط مردی در زاهدان که از قرار معلوم زن مالک تعمیرگاه ولوو در زاهدان بوده … حال بقیه ماجرا و ارتباطش رو با خراشاد رو با خوندن کل حادثه , متوجه می شید..:
” قاتل یک زن ثروتمند که تحت تعقیب پلیس شهر زاهدان قرار داشت توسط ماموران آگاهی تهران دستگیر شد.
این مرد که علیرضا نام دارد پس از به قتل رساندن زن 60 ساله که مالک تعمیرگاه بزرگ ولوو در شهر زاهدان بود خودرو او را به سرقت برد و پا به فرار گذاشت.
به گزارش خبرنگار ما، بعد از ظهر 10 تیرماه سال جاری بستگان زنی 60 ساله به نام مریم خراشاد وقتی از غیبت مرموز او مطلع شدند با منزل و محل کارش تماس گرفتند، ولی هیچ جوابی نشنیدند. آنها که میدانستند مریم به تنهایی زندگی میکند و مالک یک تعمیرگاه بزرگ ولوو است نگران حال او شدند و ماجرا را به پلیس شهر زاهدان اطلاع دادند.
اکیپی از ماموران با دریافت دستور قضائی عازم محل زندگی مریم شدند، ولی وقتی اثری از او نیافتند به طرف تعمیرگاه حرکت کردند. آنها پس از شکستن قفل در ورودی پا به داخل تعمیرگاه گذاشتند و آنجا بود که با جسد بیجان و خونآلود زن 60 ساله مواجه شدند. نخستین بررسیها نشان میداد مریم با اصابت یک میله آهنی به سرش به قتل رسیده و اثری از خودرو تویوتا کریسیدای او نیست.
با پیدا شدن جسد زن 60 ساله، تحقیقات پلیس شهر زاهدان برای کشف راز این جنایت آغاز شد. ماموران در بازجویی از بستگان مریم و کسانی که در تعمیرگاه او کار میکردند دریافتند همزمان با قتل زن 60 ساله یکی از تعمیرکاران به نام علیرضا ناپدید شده است و همین مسئله باعث شد تا ماموران احتمال دهند جنایت توسط این مرد37 ساله صورت گرفته باشد. از سوی دیگر بررسی دقیق محل جنایت حاکی از آن بود که تنها خودرو مریم به سرقت رفته و نحوه قتل نیز به گونهای بوده که توسط فردی آشنا رخ داده است. بنابراین، ظن پلیس به علیرضا بیشتر شد و ماموران تحقیقات خود را روی شناسایی او متمرکز کردند. مدتی بعد کارآگاهان دریافتند علیرضا که اهل شهرستان گنبدکاوس است در فروردین ماه امسال کار خود را در تعمیرگاه مریم شروع کرده و در همین مدت بر سر مبلغی پول با او دچار اختلاف شده بود. تا جایی که چند بار با زن 60 ساله دچار مشاجره شده و یک بار نیز قصد داشت از او شکایت کند. با به دست آمدن این اطلاعات، مشخصات خودرو مسروقه به پلیس سراسر کشور مخابره شد و ماموران جستوجوی گستردهای را برای دستگیری علیرضا آغاز کردند. بعد از ظهر شنبه گذشته در حال تحقیقات پلیسی برای دستگیری مرد 37 ساله بی نتیجه مانده بود ماموران گشت آگاهی تهران در بزرگراه اسبدوانی به یک دستگاه خودرو تویوتا کریسیدا مشکوک شدند و اقدام به استعلام شماره پلاک آن کردند. آنها وقتی متوجه شدند این خودرو، همان خودرو مسروقه از شهر زاهدان است به راننده دستور ایست دادند و خودرو او را متوقف کردند. در بررسی مدارک و مشخصات راننده مشخص شد او علیرضا است که به اتهام قتل عمد تحت تعقیب پلیس زاهدان قرار دارد.
بنابراین ماموران وی را دستگیر و به اداره آگاهی منتقل کردند.
علیرضا که ابتدا سعی میکرد ارتکاب قتل را انکار کند. وقتی تحت بازجوییهای پلیسی قرار گرفت به این جنایت اعتراف کرد و گفت: من تعمیرکار ماشینهای سنگین هستم که 2 سال پیش از طریق صنف نمایندگیهای مجاز ولوو برای استخدام به مقتول معرفی شدم. ولی مدتی بعد این زن با من تماس گرفت و گفت تعمیرکار دیگری استخدام کرده و به من نیازی ندارد. این ماجرا گذشت تا این که فروردین ماه امسال مریم بار دیگر تماس گرفت و این بار به من پیشنهاد همکاری داد. من هم قبول کردم و پس از تهیه 12 میلیون تومان پول نقد برای خرید لوازم کار و تهیه مسکن راهی زاهدان شدم.
متهم ادامه داد: وقتی به تعمیرگاه مریم رفتم، از او خواستم کیف حاوی پولهایم را به طور امانت نزد خود نگه دارد، ولی چند روز بعد او ادعا کرد که کیف در کشوی میزش بوده و سارقان کیف را به سرقت بردهاند. از همان لحظه اختلاف من و مریم شرع شد و وقتی خواستم از او شکایت کنم گفت که پولم را پس خواهد داد. مدتی بعد در حالی که خبری از پولم نبود بار دیگر با مریم دچار مشاجره شدم. او این بار گفت که پول مرا از درآمد تعمیرگاه پس خواهد داد. من هم که عصبانی بودم با مریم درگیر شدم و با یک میله آهنی ضربهای به سرش زدم. مریم در اثر این ضربه نقش بر زمین شد و وقتی دیدم او نفس نمیکشد خودرواش را به سرقت بردم و فرار کردم.
پس از اعترافات علیرضا، بازپرس حسینی برای او قرار بازداشت صادر کرد و پرونده تا انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره آگاهی تهران قرار گرفت “.
نتیجه اخلاقی : پدر این پول بسوزه که واس خاطرش آدم می کشن اون هم خراشادی…
نتیجه فمنیستی : یک شیر زن از بین شیر زنان ایرانی کم شد ( کم نیستا !! طرف صاحب تعمیرگاه ولوو بوده!! )
نتیجه اجتماعی : زنان خراشادی تو وجودشون به صورت ژنتیکی رگ و ریشه ای زن سالارانه دارن و مثل این خانم توانایی حکومت بر مردان رو دارن…. ( بیچاره مردهایی که زن خراشادی می گیرن!! البته مردهایی که رگ و ریشه خراشادی دارن به علت آشنایی با رفتار و کردار زنان آن دیار … بلد هستن چطوری اونا رو بپیچونن!)
نتیجه آماری : یک نفر از آمار خراشادیها کم شد… و صد البته در سر شماری امسال شمارش نشد…
در پناه حق
والسلام
فعلا هیچ نظری نیست »
نظر شما
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>






